خلاصه داستان: ادیتا، خوانندهای جوان، برای فرار از اصرارهای خانوادهاش به ازدواج، همراه با شریک زندگیاش راهی اسکاتلند میشود. اما سیدیارتی، عاشق پنهان او، آنها را تعقیب میکند تا اینکه یک حادثه سقوط سهمگین، حافظه سیدیارتی را پاک کرده و سرنوشت آنها را در مسیری از عشق، موسیقی و فراموشی قرار میدهد.
خلاصه داستان: جف آرکوری در این استندآپ کمدی جذاب، با ترکیبی از شوخیهای تند و لحظات عاطفی، به روایت زندگی مشترک خود با کاتی ترنتون و مبارزه سخت او با بیماری سرطان سینه میپردازد و تلاش میکند در میان این مسیر دشوار، لحظاتی شاداب و امیدبخش خلق کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۶، در حالی که جهان با یک بحران بیسابقه مواجه است، یک سیستم هوش مصنوعی جدید برای آرام کردن افکار عمومی طراحی میشود؛ اما به زودی یک روزنامهنگار کنجکاو متوجه حقیقت تاریک پشت این آرامش ساختگی میشود.
خلاصه داستان: وقتی هالینا در روز عروسیاش به دلیل مشکلات مالی مجبور به لغو مراسم میشود، همسایگان و خانوادهاش دست به کار میشوند. آنها با طراحی نقشهای خندهدار و ساخت دایرههای گندم جعلی برای جذب گردشگران، تلاش میکنند تا هزینه عروسی او را تامین کنند؛ کمدی دلگرمکنندهای درباره قدرت بینظیر همبستگی و عشق.
خلاصه داستان: پس از یک بحث داغ میان چهار زوج، بازی دیوانهواری بین دختران و پسران آغاز میشود که در آن باید نقشها و کارهای یکدیگر را تقلید کنند. اما این چالش به ظاهر ساده، به سرعت از کنترل خارج شده و آنها را وارد موقعیتهای پیچیده، خندهدار و غیرمنتظرهای میکند.
خلاصه داستان: مارگاریتا، طراح لباس روسی-آمریکایی ساکن لسآنجلس، برای نجات خانواده و آشپزخانهاش وارد یک برنامه رقابتی تلویزیونی واقعنما میشود. او در میان فشارهای رسان
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۴ در نیوزلند، پسری سوگوار با گروهی از راهبان عجیب و سرکش در صومعهای در آستانه تعطیلی همراه میشود. آنها برای نجات خانهشان، سفری جادهای، پرماجرا و کمدی را آغاز میکنند که ایمان، امید و دوستیشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: ماهادیو، فارغالتحصیل جوانی که به شدت جویای کار است، در مسیر خود با یک تاجر ثروتمندِ ورشکسته و یک سارق خردهپاکار مواجه میشود. این برخورد غیرمنتظره، سرنوشت این سه نفر را در داستانی پر از تلاش، نیاز مالی و پیامدهای ناخواسته به هم گره میزند؛ اثری بیکلام که با تکیه بر حرکات بدن و موسیقی بینظیر ای.آر. رحمان روایت میشود.
خلاصه داستان: فرانسوا و ژولی پس از ۱۶ سال زندگی مشترک و داشتن دو فرزند، برای غلبه بر یکنواختی زناشویی تصمیم میگیرند رابطه خود را باز کنند. این تصمیم جسورانه آنها را وارد مسیر پرپیچوخم و کمدی از تجربههای جدید میکند که مفهوم عشق و وفاداری را برایشان بازتعریف میسازد.