خلاصه داستان: لولا برنز، ستاره محبوب سینما معروف به «بمبشل بلوند»، در میان هیاهوی هالیوود، درگیر رسواییهای رسانهای، تبلیغات استودیویی و مشکلات خانوادگی است. او در تلاش است تا با وجود ماجراجوییهای عاشقانه و فشارهای شهرت، زندگی عادی و آرامی برای خود بسازد.
خلاصه داستان: استانلی بیست سال پس از پایان جنگ جهانی اول، همچنان بیخبر از همهجا در سنگر خود نگهبانی میدهد! وقتی دوست قدیمیاش اولیور او را پیدا کرده و به خانه میبرد، رویارویی استانلی با دنیای مدرن و ابزارهای جدید، مجموعهای از خرابکاریها و ماجراهای کمدی و خندهدار را رقم میزند.
خلاصه داستان: ر قلب ژوهانسبورگ شلوغ و پرهیاهو، یک پلیس جدی و قانونمدار (جان، با بازی جاناتان بوینتون-لی) که معمولاً تنها کار میکند، مجبور میشود با یک خبرچین پرحرف و زیرک (ترِو، با بازی ترِوور گومبی) همکاری کند. این دو نفر که کاملاً متضاد هم هستند، وارد دنیای خطرناک قاچاق مواد مخدر میشوند و با یک باند بیرحم درگیر میشوند
خلاصه داستان: پس از جدایی از همسر خائنش، پینکی که یک بازیگر سابق تئاتر است، با استفاده از گریمها و نقشآفرینیهای خلاقانه و مخفیانه تلاش میکند تا با فرزند تنهایش ارتباط برقرار کند. او در این مسیر پرماجرا، تمام تلاشش را میکند تا لحظات شیرین مادری را دوباره تجربه کند.
خلاصه داستان: زندگی آرام جیووانی، بازاریاب تورینی، همسرش مارگریتا و دخترشان سیلویا با حضور خدمتکارشان روزلا جریان دارد. اما زمانی که رازهای پنهان مربوط به پلتفرم اونلیفنز فاش میشود، رابطهی سیلویا و روزلا به تیرگی میگراید و آرامش و سلسلهمراتب این خانواده دچار بحرانی عمیق و دراماتیک میشود.
خلاصه داستان: یک مدیر فروشگاه تشک برای تحت تأثیر قرار دادن عشق دوران کودکیاش، نقشهای به ظاهر بیخطر میکشد؛ اما دزدی جعلی که او و دوستش ترتیب میدهند، به یک جنایت واقعی و هولناک تبدیل شده و کنترل اوضاع کاملاً از دستشان خارج میشود.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان قدیمی دبیرستانی پس از فرار از دست یک طلبکار در استانبول، به مزرعه یک ارباب خسیس پناه میبرند. اما تماس ناگهانی همسر یکی از آنها، آنها را مجبور به فراری دوباره میکند؛ فراری پرماجرا که با دزدیدن پولهای ارباب و ربودن دخترش، به یک کمدی ابسورد و سراسر خنده تبدیل میشود.
خلاصه داستان: پس از بیداری از یک کمای عمیق، سلی متوجه میشود که دیگر قادر به دروغ گفتن نیست. دوستش کوستی تصمیم میگیرد از این ویژگی برای راهاندازی فصل جدید برنامه تلویزیونی "بیز هاوس" استفاده کند، اما با ورود یک قاتل سریالی خطرناک، این برنامه هیجانانگیز به یک کابوس وحشتناک تبدیل میشود.
خلاصه داستان: یک زن کارآفرین که کارمندانش از او متنفرند، به اشتباه سر از یک خانه روستایی در کوههای کارپات درمیآورد. او مجبور میشود با صاحب خانه که یک سرباز است در یک سرپناه مشترک زندگی کند؛ همخانگی اجباری که رابطهشان را از کینه و لجبازی به عشقی غیرمنتظره میکشاند.