خلاصه داستان: در فیلم جنایی و معمایی «نقطه کور»، افسر پلیس، ویکرام، مامور تحقیق درباره پرونده قتل مرموز دختری ۲۴ ساله به نام دیوی میشود. او با ورود به حریم خصوصی خانواده، همسر و اطرافیان قربانی، تلاش میکند تا با کشف چشماندازهای گمشده، راز این جنایت هولناک را برملا سازد؛ اما حقیقت بسیار نزدیکتر و تاریکتر از تصور اوست.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۹ و در شهری کوچک در اوتار پرادش، ناپدید شدن مرموز یک زن به عنوان فرار عشقی ثبت میشود؛ اما بازرس بهگوات با ورود به پرونده، پرده از شبکهای هولناک از قاچاق انسان، قتلهای زنجیرهای و فساد سیاسی برمیدارد.
خلاصه داستان: وقتی دو جنایتکار سطح پایین از یک گروه تبهکار لندنی کلاهبرداری میکنند و در دام آنها گرفتار میشوند، برای جلوگیری از عواقب خونین به مناطق روستایی یونان فرار میکنند. اما فرار به این سادگی نیست.
خلاصه داستان: مردی کار جدیدی را به عنوان نگهبان یک ساختمان مسکونی آغاز میکند، اما طولی نمیکشد که درگیر کشف اسرار مرموز و تضادهای پیچیده میان ساکنان آپارتمان میشود. این شغل ساده، او را به اعماق ماجراهایی معماگونه و چالشهای عمیق انسانی میکشاند.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره یک سارق بانک ناموفق است که به طور ناخواسته گروهی از افراد غریبه را در یک بازدید از خانه به گروگان میگیرد. در طول این گروگانگیری عجیب، این افراد با به اشتراک گذاشتن داستانها و دغدغههای خود، با مفاهیمی چون اضطراب، همدلی و ارتباطات انسانی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک و بحرانزده، دو دوست قدیمی با پیامدهای یک جنایت و گناهان گذشته روبهرو میشوند. آنها در میان فساد شهری و فشارهای قدرت، باید میان وفاداری به یکدیگر و نجات خود، دست به انتخابی سخت و سرنوشتساز بزنند.
خلاصه داستان: در شهر کاشیپور، بابا نیرالا به عنوان یک روحانی محبوب، پناهگاهی به نام «آشرام» برای نیازمندان میسازد. اما در پشت این چهره مقدس و فریبنده، دنیایی تاریک از فساد، جنایت و سوءاستفاده از ایمان مردم پنهان شده است.
خلاصه داستان: روایتی وسوسهانگیز و پرکشش از رابطهای مخفیانه که مرزهای میان عشق، وفاداری و خیانت را جابهجا میکند. با فاش شدن اسرار تاریک گذشته، شخصیتها در دوراهی سختی میان تعهد به خانواده و پیروی از خواستههای قلبشان قرار میگیرند.
خلاصه داستان: پیترو، یک بچه باهوش خیابانی از محلههای فقیر نشین ثاندیلیانو، با دوستانش مرتکب جنایات کوچکی میشود، در حالی که از رئیس محلی آنجلو «آ سیرنا» بت میکند. نزدیک شدن به قهرمانش او را به آب خطرناک می کشاند و او را بین جنایت و جنایت سرگردان می کند...
خلاصه داستان: ماموری با تواناییهای ماوراءطبیعی از دنیایی دیگر مأموریت دارد تا از نظم جهان و جلوگیری از فاجعهای بزرگ جلوگیری کند. او باید میان وظیفهاش در برابر خالق و احساسات انسانی خود، تعادلی برقرار کند.