خلاصه داستان: وکیل جوانی که پس از کشتهشدن دوستش به دست تبهکاران به مأمور فدرال تبدیل میشود، برای دستگیری باندی خشن وارد تعقیبی پرخطر میشود؛ اما پیوندهای گذشتهاش با دنیای خلافکاران، مأموریت را پیچیده میکند.
خلاصه داستان: توکیکو، دفترداری روز و همراهِ یک سردستهٔ باند خلافکار در شب، وقتی خواهر جوانی از او میخواهد برادرش را از دنیای تبهکاری دور کند، با انتخابی دشوار روبهرو میشود. او و جووجی تصمیم میگیرند گذشته را پشت سر بگذارند، اما پیش از آن باید دست به یک سرقت آخر بزنند.
خلاصه داستان: فرانک تیلور، کارگر کارخانهای که ترفیع را به همکار مهاجرش واگذار میکند، از سر خشم به گروه مخفی «لژیون سیاه» میپیوندد. خشونت و تعصب اوج میگیرد و زندگی خانوادگی و دوستیهای فرانک را به سوی فاجعه میکشاند.
خلاصه داستان: در برلین پرهیاهوی دههٔ ۱۹۲۰، مأمور پلیسی جوان هنگام دستگیری زنی که جواهری دزدیده، فریب افسون و داستان اندوهبار او را میخورد. دلبستگیشان او را میان عشق، وظیفه و پیامدهای انتخابش گرفتار میکند.
خلاصه داستان: نیک و نورا چارلز پس از بازگشت به سانفرانسیسکو، درگیر ناپدیدشدن همسرِ یکی از خویشاوندان نورا میشوند. وقتی مرد به قتل میرسد و ظنها به سوی همسرش میرود، نیک با کمک نورا رازهای خانوادگی و سرنخهای پیچیده را دنبال میکند.
خلاصه داستان: جَن، دختری سرزنده از خانوادهای اشرافی، دل به گانگستری کاریزماتیک میبازد؛ رابطهای که پدر وکیل و الکلیاش را به رویارویی با گذشته و انتخابهای دشوار میکشاند. وقتی عشق به تهدید بدل میشود، سرنوشت این خانواده در دادگاهی پرتنش رقم میخورد.
خلاصه داستان: لری هنگام درگیری با همسر باجگیرِ واندا، ناخواسته او را میکشد؛ اما مردی بیگناه به قتل متهم میشود. لری و واندا در ۲۱ روز پیش از محاکمه، میان عشق، عذاب وجدان و تصمیم دشوارِ اعتراف گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: تامِی کانرز، خلافکاری سرسخت، با غرور وارد زندان سینگسینگ میشود؛ اما مقاومت در برابر اقتدار و نفوذ رئیس زندان، کمکم نگاهش را به زندگی تغییر میدهد. وقتی فرصتی برای دیدار با معشوقهاش پیدا میکند، وفاداری و دگرگونیاش در آزمونی دشوار قرار میگیرد.
خلاصه داستان: پس از قتل مرموز یک پزشک، شواهد همزمان دو خواهر دوقلوی یکسان را در صحنه جرم قرار میدهد. کارآگاهی با کمک روانپزشکی میکوشد بفهمد کدام خواهر حقیقت را پنهان میکند و کدامیک قاتل است.
خلاصه داستان: در قطاری عازم اسکاتلند، جواهر مشهور «ستارهٔ رودزیا» به سرقت میرود و پسر صاحبش به قتل میرسد. شرلوک هولمز و دکتر واتسن باید پیش از رسیدن قطار، میان مسافران مشکوک قاتل و دزد را پیدا کنند.