خلاصه داستان: در اواخر قرن نوزدهم، همسر یک خونآشام به قتل میرسد، و به کارآگاهی معروف به “کاربر قفس” برای حل این پرونده خبر داده میشود. ولی برای کارآگاه و قفس پرده کشیدهای که با خود حمل میکند موارد بیشتری وجود دارد… به هرحال برای حل پروندهای که هیولایی در آن دخیل هست، باید مثل همان هیولا بود.
خلاصه داستان: داستان سریال در سال ۱۷۷۶ رخ میدهد و داستان کشاورزی نیویورکی را روایت میکند که با گروهی از دوستان دوران کودکیاش گروهی مبارز را برای جنگیدن و استقلال کشورش تشکیل میدهد و…
خلاصه داستان: تومو آیزاوا و جونیچیرو “جون” کوبوتا صمیمی ترین رفقایی هستن که تاحالا دیدید. اونا توی خوشی و ناراحتی پشت همدیگه ان. ولی یه مشکل کوچیک وجود داره: تومو عاشق جونه! از وقتی که تومو بچه بود، همیشه توی جمع پسرها قرار میگرفته و اخلاقش پسرونه ست. ولی به علت هوش تومو، جون از هیچکدوم از احساساتش خبر نداره، حتی وقتی که به وضوح بهش اعتراف میکنه.
خلاصه داستان: سریال داستان جوانانی است که همگی به مکانی منتقل می شوند که کپی شهر محل زندگی شان نیو انگلند است ولی اثری از پدر و مادرشان نیست و آن ها باید برای زنده ماندن تلاش کنند
خلاصه داستان: یون دان اوه که زمانی به عنوان دختر کوچک خانواده زندگی راحتی داشته، اکنون باید مهمانسرای “ایهوا وون” را اداره کند. جایی که مهمانان فعلی آن چند محقق جوان هستند. آنها می خواهند از طریق شرکت در آزمون خدمات کشوری، مقام های عالی رتبه کسب کنند. هر کدام از این محقق ها رازهایی دارند…
خلاصه داستان: روک؛ سریالی در ژانر مهیج فانتزی به کارگردانی کاری اسکاگلند است. در شهر لندن مایفانوی توماس دارای نیروها و تواناییهای خارقالعادهای است. همچنان که او با کنترل تواناییهای خود دست و پنجه نرم میکند ، توسط دشمنان ماوراءالطبیعه و سایه مانند تعقیب میشود. ناگهان ، او در حالی به هوش میآید که توسط جسدهای زیادی احاطه شده و دچار فراموشی کامل شده است. حال ، او باید برای آشکار کردن گذشتهاش و رسیدن به سرنخهای دیگر تلاش کند و…
خلاصه داستان: او یون دو، مادر مجردی که با ته کیونگ که علاقهای به ازدواج ندارد و متخصص زنان و زایمان است، آشنا میشود. آنها باهم قراردادی را میبندند که...
خلاصه داستان: داستان مجموعه حول شخصیتی به نام "کُلت" متمرکز شده است که پس از دوران ورزشی نیمه حرفه ای کوتاه نه چندان موفقی به مزرعه خانوادگی خود در کلرادو برمی گردد و حالا باید به کمک برادرش "جیمسون" تجارت و کسب کار خانوادگیشان را سروسامان بدهند. این در حالیست که پدر خانواده با "کُلت" که در گذشته برای وارد شدن به ورزش فوتبال، آنها را رها کرده است رابطه پیچیده و پر فرازونشیبی دارد...