خلاصه داستان: سال 1927 پاریس، مراسم تشییع جنازه مارسل پریکور، قدرتمندترین بانکدار پاریس برگزار شد. اکنون مادلین پریکور که تنها فرزند مارسل پریکور پس از خودکشی برادرش است، باید امپراتوری مالی پدرش را به تنهایی اداره کند، اما خیلی زود مادلین طعمه توطئهای ناجوانمردانه میشود و تصمیم میگیرد انتقام بگیرد...
خلاصه داستان: مارکو که در مسابقات غیرقانونی بوکس در فیلیپین فعالیت می کند، برای یافتن پدرش به کره می رود. او در آنجا درگیر مشکلات زیادی شده و با افراد خلافکار روبرو می شود…
خلاصه داستان: پل های مدیسون کانتی؛ فیلمی درام به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود و بر پایهٔ رمانی با همین نام از رابرت جیمز والر است. تابستان سال 1965؛ «رابرت کينکيد»، عکاس مجله «نشنال جئوگرافیک» مأمور شده تا از «پل های مديسن کانتی» عکس بگيرد…
خلاصه داستان: برخی می کشند تا آنرا بدست آورند. او می کشد تا از آن حفاظت کند. در آینده ای نه چندان دور، هنگامی که زمین به ویرانگاهی بایر تبدیل شده است، یک دلاور و رزمجو بنام الی تلاش می کند تا با حفظ راز کتاب مقدس خود آینده بشریت را نجات دهد…
خلاصه داستان: خفتان آبی؛ فیلمی مراکشی درام به کارگردانی مریم توزانی است. مینا و حلیم در یکی از قدیمیترین شهرهای مراکش یک فروشگاه سنتی خفتان (نوعی پیراهن گشاد و بلند) دارند. حال آنها برای پیشرفت در شغل خود تصمیم میگیرند تا یک مرد با استعداد به نام یوسف را به عنوان کارآموز استخدام کنند….
خلاصه داستان: دستبند موهبت؛ فیلمی درام خانوادگی به کارگردانی مایکل رابینسون است. با نزدیک شدن به تعطیلات عید پاک، مادری به نام داون اسپنسر، دستبندی را پیدا میکند که سالها قبل آن را درست کرده بود و هر مهره آن یادآور موهبتی خاص در زندگیاش بود. حال همانطور که داون بار دیگر ایمان خود را به دست میآورد، این دستبند او را به مسیری هدایت میکند که هرگز تصورش را هم نمیکرد…
خلاصه داستان: داستان این فیلم در رابطه با مردی به نام پل استرجز است که به همراه خانواده برای تعطیلات به مکزیک سفر میکنند. روزی که برای بازدید از یک دکل نفتی راهی منطقه ای عجیب می شوند، توسط کوسه ای عظیمالجثه، معروف به دیو سیاه، مورد حمله قرار میگیرند. در این فیلم شاهد تلاش های پل برای نجات جان خانواده اش هستیم
خلاصه داستان: پیروزی با افتخار؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی امانوئل کورکول است. داستان بازیگری است که تلاش دارد تا گروهی از زندانیان را برای روی صحنه بردن نمایشنامه «در انتظار گودو» یاری کند…
خلاصه داستان: داستان درباره اشرف مروان تاجر و میلیاردر اهل مصر و همسر یکی از دخترهای جمال عبدالناصر است. او ارتباطات سیاسی زیادی داشت و برای سازمان های جاسوسی دشمنان ملتش کار میکرد.