خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۷ و در بحبوحه بحران مالی ویرانگر کره، یک شرکت بزرگ خانوادگی در آستانه ورشکستگی قرار میگیرد و رئیس آن از غصه جان میبازد. حالا پسر خوشگذران او باید شیوه زندگیاش را تغییر دهد و برای نجات میراث و کسبوکار خانوادگیشان دست به تلاشی قهرمانانه بزند.
خلاصه داستان: در میان فساد و تباهی خاندان سلطنتی، شاهزاده خانم وانگ ژوان قربانی یک پیشگویی قدرتمند شده و به اجبار با جنگجویی به نام شیائو چی ازدواج میکند. با خروج ناگهانی همسرش در شب عروسی، او درگیر توطئهها و بازیهای سیاسی خطرناکی میشود که مسیر عشق و سرنوشت پادشاهی را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: تئهجونگ، مردی آرام و خوشرفتار، بهناحق به خاطر یک جنایت هولناک به زندان میافتد. او پس از پی بردن به این حقیقت که تمام این بازی هولناک توسط یوهان طراحی شده، در مسیر تاریک انتقام قدم میگذارد تا طراح اصلی این توطئه را به زانو درآورد.
خلاصه داستان: در «نه شهر» افسانهای، فان یون، بانویی نجیبزاده از خاندانی رو به زوال، با حاکم حیلهگر و بلندپرواز، چی ژنگ، متحد میشود. آنها در میان توطئههای درباری و کشمکشهای قدرت، بدگمانیها را کنار گذاشته و برای شکستن نظم ناعادلانه سرزمین خود میجنگند؛ مبارزهای که اعتماد و دوستیشان را به عشقی عمیق بدل میکند.
خلاصه داستان: داستان سه بانوی شجاع از طبقات مختلف جامعه در شهر چانگان که با وجود مشکلات شخصی، دست به دست هم میدهند تا اولین شفاخانه مخصوص زنان را تأسیس کنند. آنها با به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی و غلبه بر موانع طبقاتی، سرنوشت خود را آنگونه که میخواهند رقم میزنند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی ممتاز به طور تصادفی در زمان سفر کرده و به عنوان دادرس شهر جیوژانگ، معروف به «شهر بیوهها»، منصوب میشود. او که تنها به دنبال زندگی آرام است، ناخواسته درگیر بازیهای سیاسی دربار میشود و حالا باید با تکیه بر دانش مدرن و مهندسی خود، صنایع شهر را احیا کرده و با ساخت سلاحهای پیشرفته از مردمش دفاع کند.
خلاصه داستان: در دهه هشتاد میلادی، دو مسئول محلی بااستعداد تصمیم میگیرند بدون تکیه بر بودجههای دولتی و تنها با مشارکت و سرمایه مردمی، شهری مدرن به نام «یوئههای» را پایهگذاری کنند. آنها با رهبری هزاران کشاورز و تبدیل تالابهای نمکی به منطقهای توسعهیافته، حماسهای واقعی از شجاعت، نوآوری و اراده جمعی را رقم میزنند.
خلاصه داستان: کیم نامسو کارمندی سختکوش است که پس از سالها تلاش بیوقفه برای شرکت و خانوادهاش به جایگاه مدیریت میرسد، اما ناگهان در نقطهای بحرانی، تمام چیزهایی را که برایش ارزشمند بود از دست میدهد. او پس از این سقوط، راهی سفری طولانی و عمیق میشود تا سرانجام خودِ واقعیاش را کشف کند.