خلاصه داستان: کارآگاهی سرسخت در قطاری از شیکاگو به لسآنجلس مأمور محافظت از زنی میشود که قرار است علیه تبهکاران شهادت دهد. در میان مسافران، آدمکشهایی در کمیناند و هر ایستگاه میتواند پایان مأموریت باشد؛ اما هویتها آنطور که به نظر میرسند نیستند.
خلاصه داستان: در روزگار جنگ جهانی دوم، گروهی از زنان جوان در کارخانهای برای تولید عدسیهای نظامی میکوشند سهمیهٔ تولید را افزایش دهند. آنها در مسیر انجام وظیفه با خستگی، بیماری و اندوههای شخصی روبهرو میشوند و میان وفاداری به کار و نیازهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: با به قدرت رسیدن هیتلر، خانوادهٔ پروفسور روت در دهکدهای کوهستانی از هم میپاشد؛ پسران ناتنیاش به نازیها میپیوندند و او بهخاطر باورهایش گرفتار آزار و تعقیب میشود. دخترش فریا و دوستش مارتین برای گریز از رژیم، راهی سفری خطرناک به سوی آزادی میشوند.
خلاصه داستان: نویسندهای مرموزنویس با دیدن جسد جنایتکار بدنام دیمیتریوس، شیفته کشف گذشته او میشود. جستوجویش در سراسر اروپا، پرده از زندگی پر از خیانت، جاسوسی و رازهای تاریک مردی برمیدارد که شاید هنوز زنده باشد.
خلاصه داستان: فرعون آمنس با دلباختن به تئونیس، کنیزی یونانی، پیمان ازدواج سیاسی با شاهزاده اتیوپی را برهم میزند. این تصمیم آتش جنگ را شعلهور میکند و رامفیس، مردی که تئونیس دوستش دارد، را به شورشی برای رهایی میکشاند.
خلاصه داستان: در روزهای آغازین جنگ جهانی دوم، خدمه کشتی باری گلنکرین با محمولهای خطرناک راهی انگلستان میشوند. در دل دریا، میان تنهایی و تهدید حملههای دشمن، دوستی و وفاداریشان بارها به آزمون گذاشته میشود.
خلاصه داستان: در لندنِ مهآلود، قاتلی مرموز زنان جوان بلوند را به وحشت انداخته است. وقتی مردی رازآلود اتاقی در خانهٔ خانوادهٔ بانتی اجاره میکند، رفتار عجیبش شک مادرِ خانواده و حسادتِ کارآگاهِ عاشقِ دخترشان را برمیانگیزد؛ آیا او همان قاتل است؟
خلاصه داستان: کشیشی جوان به نام فرانسیس چیشلم برای بنیانگذاری کلیسایی در چین راهی سفری دشوار میشود؛ جایی که با بیماری، فقر و بیاعتمادی مردم روبهروست. او با شکیبایی و مهربانی، میان جنگها و ناکامیها برای خدمت به دیگران و یافتن جایگاه خود میکوشد.
خلاصه داستان: در وینِ پس از جنگ، ماری و گرتِه در محلهای فقیرنشین برای نجات خود و خانوادههایشان میجنگند؛ بحرانی که فقر، فساد و فرصتطلبی، سرنوشت آدمهای محله را به هم گره میزند.
خلاصه داستان: پس از کشتهشدن پدرش، دیوی براندون بزرگ میشود و در روزگار ساخت راهآهن سراسری آمریکا دوباره با میریام، عشق دوران کودکیاش، روبهرو میشود. او در کنار تلاش برای پیوند دو سوی کشور با ریل، به دنبال قاتل پدرش نیز میگردد؛ مردی که گذشتهاش را به خطری تازه گره زده است.