خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «بیگ» (Big, 1988) به کارگردانی پنی مارشال، با بازی تام هنکس در نقش جاش باسکین، داستان پسری ۱۳ ساله را روایت میکند که پس از آرزوی بزرگ شدن در مقابل یک دستگاه آرزو، صبح روز بعد در بدن یک مرد ۳۰ ساله (تام هنکس) بیدار میشود. جاش که در دنیای بزرگسالان غرق شده، به ناچار شغلی در یک شرکت اسباببازیسازی پیدا میکند و با استفاده از ذهن کودکانهاش، ایدههای نوآورانهای ارائه میدهد که او را به موفقیت میرساند. در این میان، او با سوزان (الیزابت پرکینز) آشنا میشود و رابطهای عاطفی شکل میدهد، اما به تدریج متوجه میشود که بزرگسالی چالشهای پیچیدهای دارد و دلتنگی برای کودکی از دست رفتهاش، او را به فکر بازگشت به زندگی واقعی میاندازد. این کمدی خاطرهانگیز، طعم شیرین و گاه ترشِ رشد کردن را با طنزی ظریف و بازی تحسینبرانگیز هنکس به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: ایزابل بیگلو (نیکول کیدمن) یک جادوگر مهربان و خوشقلب است که در حومهٔ شهر زندگی میکند و سعی میکند از قدرتهای جادویی خود دوری کند تا زندگی عادی داشته باشد. جک وایات (ویل فرل) یک بازیگر خودشیفته است که برای ایفای نقش داروین در بازسازی مجموعهٔ تلویزیونی محبوب «جادوگر» انتخاب شده، اما در بازیگری مشکل دارد. زمانی که کارگردارن به دنبال بازیگر زن جدیدی برای نقش سامانتا هستند، جک تصادفاً با ایزابل آشنا میشود و تحت تأثیر شخصیت شیرین و طبیعی او قرار میگیرد و او را برای نقش مقابل خود انتخاب میکند. ایزابل ابتدا مخالفت میکند اما در نهایت میپذیرد و به هالیوود میرود. اما زمانی که جک متوجه قدرتهای واقعی ایزابل میشود، سعی میکند از آنها برای موفقیت سریال و بهبود بازی خود استفاده کند که منجر به موقعیتهای خندهدار و آشفتگیهای فراوان میشود. این فیلم سینمایی کمدی-فانتزی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی نورا افرون و با بازی نیکول کیدمن، ویل فرل، شرلی مکلین و مایکل کین است که داستانی طنز و مدرن از سریال کلاسیک «جادوگر» را روایت میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که افسانههای سامورایی با واقعیتهای مدرن در هم آمیختهاند، «تیغه ۴۷ رونین» (۲۰۲۲) به کارگردانی رون یوآن و با بازی آنا آکنا، مارک داکاسیوس و دایسوکه تسوجی، داستانی حماسی از انتقام و افتخار را روایت میکند. این فیلم که دنبالهای بر فیلم کلاسیک «۴۷ رونین» است، ماجرای نسل جدیدی از ساموراییها را به تصویر میکشد که باید در برابر نیروهای شریر باستانی بایستند. زمانی که یک طلسم قدرتمند و باستانی شکسته میشود، نیروهای اهریمنی آزاد شده و جهان را در معرض نابودی قرار میدهند. گروهی از جنگجویان جوان، وارثان افتخار رونینهای افسانهای، باید مهارتهای رزمی خود را به کار گیرند و با هم متحد شوند تا طلسم را بازیابی کرده و تعادل را به جهان بازگردانند. آنها در این مسیر با چالشهای بزرگی روبرو میشوند و باید ثابت کنند که آیا شایسته میراث بزرگی هستند که بر دوش آنها قرار گرفته است یا خیر.
خلاصه داستان: بیل و تد که توسط یک رهبر شیطانی آینده به نام چاک دی مون برای شکست دادن در مسابقه باند به قتل رسیدهاند، باید راهی برای بازگشت به زندگی پیدا کنند تا بتوانند دنیا را نجات دهند. این دو دوست ابتدا به بهشت میروند، اما پس از اخراج شدن، با مرگ روبرو میشوند و با او در چند بازی برای کسب زندگی دوباره رقابت میکنند. در این مسیر پرماجرا، آنها با کمک یک دانشمند عجیب و غریب و فرشته نگهبان خود، استیشن، سعی میکنند به دنیای زندگان بازگردند و در مسابقه موسیقی پیروز شوند تا آینده بشریت را تضمین کنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، استفان، یک برنامهنویس جوان و بلندپرواز، تصمیم میگیرد یک رمان گرافیکی فانتزی-علمی-تخیلی به نام «بندراسنچ» را به یک بازی ویدیویی تعاملی تبدیل کند. او با همکاری یک شرکت بازیسازی و تحت فشارهای زمانی، رفتهرفته درگیر توهمات و واقعیتهای چندگانه میشود و مرز بین انتخابهای خود و کنترل از بیرون محو میگردد. این فیلم تعاملی و نوآورانه از مجموعه «آینه سیاه» به کارگردانی دیوید اسلید، با بازی فیون وایتهد، کریگ پارکینسون و آلیس لو، تماشاگر را به جایگاه تصمیمگیری مینشاند و او را با پیامدهای هر انتخاب روبرو میکند. داستان به تدریج عمیقتر شده و مفاهیمی چون جبر، اختیار، توهم توطئه و ماهیت هوشیاری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در فیلم «تولد» (۲۰۰۴) به کارگردانی جاناتان گلیزر، نیکول کیدمن در نقش آنا، زنی ثروتمند در منهتن، بازی میکند. زندگی آنا و همسرش شان (دنی هیوستون) پس از ده سال از مرگ همسر اولش، در شرف دگرگونی است؛ آنها قرار است در مراسمی بزرگ ازدواج کنند. اما این آرامش با ورود پسری ده ساله به نام شان (کامرون برایت) که ادعا میکند تناسخ همسر مرحوم آناست، به کلی برهم میخورد. این ادعای عجیب و غریب، تمام خانواده و دوستان از جمله جوزف (کامرون برایت)، نامزد سابق آنا (پیتر استورماره) و مادر محافظهکارش النور (لارن باکال) را درگیر بحرانی عمیق میکند. آنا که در ابتدا این موضوع را رد میکند، به تدریج تحت تأثیر اصرار و دانش عجیب پسرک قرار میگیرد و در باورهایش نسبت به مرگ، عشق و زندگی پس از مرگ بازنگری میکند. این فیلم که بر پایه داستان کوتاهی از فرانک وِدکیند ساخته شده، با بازی تحسینبرانگیز کیدمن و فضاسازی مرموز و دراماتیک خود، مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: این انیمیشن که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، کارگردانی توسط کریستوفر برکلی را بر عهده دارد و داستان آن حول محور گروه اسکوبی-دو و دوستانش میچرخد که برای شرکت در یک مسابقه هنرهای رزمی به ژاپن سفر میکنند. در این سفر، آنها با یک سامورایی افسانهای به نام «شمشیر سیاه» مواجه میشوند که توسط یک اژدهای شرور تسخیر شده است. گروه باید با استفاده از مهارتهای جدید خود و با کمک یک سامورایی جوان، شمشیر جادویی را پیدا کرده و از شر این نیروی شیطانی نجات پیدا کنند. این ماجراجویی پر از اکشن، طنز و صحنههای هیجانانگیز است که در آن شخصیتهای محبوب کارتون، صدایشان توسط بازیگران اصلی از جمله فرانک ولکر، کیسی کاسم، میندی کوهن و گری آنتونی ویلیامز اجرا شده است.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک «دوناک توایس» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی کارادوگ دبلیو. جیمز و با بازی کیت بکینسیل، لوسی بونت، نیک موران و خاویر بوتت است. داستان فیلم حول محور یک مجسمهساز مشهور به نام جس (کیت بکینسیل) میچرخد که تلاش میکند رابطهاش را با دختر نوجوانش کایلی (لوسی بونت) که سالها از او دور بوده، ترمیم کند. کایلی که در یک مرکز نگهداری زندگی میکند، به همراه دوستش دنی به خانهای متروک میروند و با افسانه یک جادوگر شیطانی به نام «بابا یاگا» مواجه میشوند. پس از اینکه دنی به طرز مرموزی ناپدید میشود، کایلی نزد مادرش میرود و جس برای نجات دخترش باید با نیروهای ماوراءالطبیعه و نفرین یک افسانه قدیمی روبرو شود. این فیلم با بهرهگیری از فولکلور اسلاوی و فضاسازی ترسناک، تماشاگر را در یک داستان پر از وحشت و تعلیق غرق میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم ورزشی درام به کارگردانی بارت فروندلیش محصول سال ۲۰۱۶ آمریکا با بازی مایکل شانون، کارلا گوجینو و جان تورتورو. داستان درباره مربی بسکتبال باتجربهای به نام لیوپولد «لو» کین (مایکل شانون) است که در یک دبیرستان خصوصی در منهتن مشغول به کار است. او که به تازگی طلاق گرفته و با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند، امیدوار است با هدایت تیم بسکتبال مدرسه به قهرمانی، زندگی حرفهای خود را دوباره بسازد. اما تیم او متشکل از دانشآموزان نخبه و مرفهی است که انگیزه چندانی برای رقابت ندارند. لو باید با چالشهای شخصی و خانوادگی خود، از جمله رابطه پیچیده با همسر سابقش (کارلا گوجینو) و مشکلات مالی، و همچنین بیانگیزگی بازیکنانش مقابله کند. در این مسیر، او با یک بازیکن بااستعداد اما سرکش به نام آنتونی (تایلور جان اسمیت) روبرو میشود که میتواند آینده تیم را تغییر دهد. فیلم «گرگها» (Wolves) داستانی انسانی و الهامبخش درباره تلاش برای غلبه بر مشکلات و یافتن امید در سختترین شرایط است.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی موریس پیالا محصول سال ۱۹۸۷ که بر اساس رمانی از ژرژ برنانوس ساخته شده است. این فیلم با بازی ژرار دوپاردیو در نقش کشیش دونیزان، یک کشیش جوان و پرشور که درگیر مبارزه با شیطان و وسوسههای آن است، روایت میشود. داستان حول محور مواجهه او با یک زن جوان به نام موشت (با بازی ساندرین بونر) میگردد که به قتل معشوق خود متهم شده و روحی آشفته دارد. کشیش دونیزان که خود درگیر تردیدهای ایمانی و وسوسههای شیطانی است، تلاش میکند تا به این زن کمک کرده و او را نجات دهد. فیلم به کاوش در مضامین ایمان، شک، رنج و تقابل خیر و شر میپردازد و با تصاویری نمادین و فضایی سنگین، بیننده را به درون بحران روحی شخصیتهای اصلی میکشاند. کارگردان با بهرهگیری از بازی قدرتمند دوپاردیو و روایتی غیرخطی، اثری خلق کرده که بحثهای بسیاری را در مورد ماهیت ایمان و وسوسه برانگیخته است.