خلاصه داستان: کارگردانی برای بازآفرینی خاطرات نوجوانیاش به روستای دورافتادهای بازمیگردد؛ اما مرز میان گذشته و اکنون، واقعیت و خیال، کمکم فرو میریزد. در دل این جهان کابوسوار، نوجوانی گرفتار رابطهای پیچیده با مادرش، دلبستگیهای ممنوع و آرزوی گریز از روستا است.
خلاصه داستان: گینکو، استاد سرگردانِ موشی، به روستاهای دورافتاده سفر میکند تا راز موجودات رازآلودی را بجوید که گاه زندگی آدمها را دگرگون میکنند. او با شناخت این پدیدههای شگفت، میکوشد میان انسانها و جهانی پنهان تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: ریوما، مردی که زندگی سختی را پشت سر گذاشته، پس از مرگ با لطف سه خدا در جهانی جادویی دوباره متولد میشود. او در کنار اسلایمهای شگفتانگیزش، زندگی تازهای میسازد و با مهربانی و تواناییهایش به دیگران یاری میرساند.
خلاصه داستان: در پاریس، بازیگران یک گروه تئاتر وحشت یکییکی به قتل میرسند و بازرس و مدیر گروه برای یافتن قاتل وارد رقابتی پررمزوراز میشوند. همسر مدیر، که کابوسهای هولناکی میبیند، شاید کلید کشف راز این قتلها را در دست داشته باشد.
خلاصه داستان: پس از آنکه مدئا برای کمک به یاسون همهچیز را پشت سر میگذارد، او را در سرزمین بیگانه رها میکند تا با شاهدختی ازدواج کند. مدئا که از خیانت و تبعید به خشم آمده، نقشه انتقامی هولناک میچیند.
خلاصه داستان: پس از ناپدیدشدن مرموز خواهر آسترید و همکلاسیهایش در سال ۱۹۹۹، او سالها با کابوسها و پرسشهای بیپاسخ زندگی میکند. بیستویک سال بعد، آسترید در پی کشف حقیقتی تاریک و فراطبیعی، سرنخهایی پیدا میکند که او را به گذشتهای هولناک پیوند میزنند.
خلاصه داستان: پس از حادثهای مرموز، دو خواهر و برادر دوقلو به گذشته و بدنهای یکدیگر بازمیگردند؛ حالا باید با تغییر سرنوشت، دوست دوران کودکی و عشق نخستشان را از مرگی تلخ نجات دهند.
خلاصه داستان: در سپیدهدم اسطورهای ژاپن، هیمیکو با نیروی پیشگویی و پیوندش با خدای خورشید بر دربار فرمان میراند؛ اما عشق ممنوعهاش به برادر ناتنی، قدرت و سرنوشتش را به آشوب میکشاند.
خلاصه داستان: همسر مهندسی به خانه بازمیگردد و دختر نوجوانی گمشده را همراه خود میآورد؛ مردی که ادعا میکند پدر دختر است، سر میرسد تا او را ببرد. این اتفاق خاطرات مهندس از دوران انقلابیگریاش را زنده میکند و مرز میان گذشته و حال، واقعیت و خیال در روایتی رازآلود درهم میریزد.
خلاصه داستان: پس از قتل نورا، همخانهاش بهعنوان مظنون در صومعهای زندانی میشود؛ اما بازجوییها هرچه پیشتر میروند، مرز میان واقعیت و خیال و رازهای هوسانگیز او مبهمتر میشود.