خلاصه داستان: کنتسی که در روز عروسی از نامزدش میگریزد، راهی مونتکارلو میشود تا بختش را در کازینو بیازماید. کنتی دلباخته برای نزدیکشدن به او خود را آرایشگر جا میزند و ماجرایی عاشقانه و موزیکال آغاز میشود.
خلاصه داستان: در روزگار رکود بزرگ، سه دختر گروهنمایش بیکار میمانند تا آهنگسازی ثروتمند با سرمایهگذاری در نمایشی تازه به کمکشان بیاید. اما مخالفت خانوادهٔ اشرافی او و ماجراهای عاشقانه، اجرای نمایش را به دردسری شیرین و پرزرقوبرق بدل میکند.
خلاصه داستان: جَنی، رقصندهای بااستعداد که برای گذران زندگی در کلوپی شبانه کار میکند، با کمک مردی ثروتمند فرصتی برای حضور در یک نمایش برادوی پیدا میکند. اما وقتی به ستارهٔ نمایش تبدیل میشود و دل به کارگردان سرسخت آن میبازد، حسادت و دسیسههای عاشقانه همهچیز را تهدید میکند.
خلاصه داستان: در مهمانی باشکوهی برای رونمایی از تابلویی گرانبها، ورود کاپیتان اسپالدینگ و برادران مارکس همهچیز را به آشوب میکشد؛ وقتی تابلو ناپدید میشود، دسیسهها و شوخیهای بیوقفه مهمانان را گرفتار ماجرایی خندهدار میکند.
خلاصه داستان: فلورنتس زیگفلد، تهیهکننده نامدار نمایشهای برادوی، در خیال خود نمایشی باشکوه با ستارگان امجیام برپا میکند؛ مجموعهای رنگارنگ از ترانهها، رقصها و لحظههای کمدی که تماشاگر را به دنیای پرزرقوبرق سرگرمی میبرد.
خلاصه داستان: کاترین، دختری شیفتهٔ اخترشناسی در لندن سال ۱۹۱۰، در برابر فشار خانواده برای ازدواج میایستد و رؤیای استقلال و تحصیل را دنبال میکند؛ اما ورود دوستی تازه و مردی متفاوت، انتخابهایش را پیچیدهتر میسازد.
خلاصه داستان: خانوادهٔ دوناهو با اجرای نمایشهای وودویل به شهرت میرسند، اما وقتی فرزندانشان راههای جداگانهای در پیش میگیرند، عشق، جاهطلبی و تغییر، پیوند خانوادگی و آیندهٔ گروه را به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: مانوئلا در آستانه ازدواجی ناخواسته، دل به رؤیای دزد دریایی افسانهای ماکوکو میبندد. با ورود سرافینِ بازیگر به شهر، او برای جلب دل مانوئلا هویت ماکوکو را به خود میگیرد؛ اما این نقشآفرینی میتواند برایش گران تمام شود.
خلاصه داستان: در شب عروسی کنتس آنجلینا، سربازان مجارستانی به قلعهاش یورش میآورند و شوهرش میگریزد. وقتی تصویر نیای افسانهایاش از قاب بیرون میآید تا کمکش کند، آنجلینا با فرمانده مهاجمان روبهرو میشود؛ دیداری که ماجرا را به آمیختهای از عشق، خیال و دردسر بدل میکند.
خلاصه داستان: یک ویترینچین خجالتی، با بوسهای مجسمهٔ ونوس، الههٔ عشق را زنده میکند. ونوس دلباختهٔ او میشود و زندگیاش را در میان عشق، دردسر و موقعیتهای کمدی زیرورو میکند.