خلاصه داستان: داستان زندگی لو گریگ، ستاره محبوب بیسبال نیویورک یانکیز، از روزهای آغازین در ورزش تا عشق و ازدواجش با النور را دنبال میکند. هنگامی که بیماریای سخت دوران درخشانش را تهدید میکند، او با شجاعت با سرنوشت روبهرو میشود و سخنرانی خداحافظیاش به لحظهای فراموشنشدنی بدل میگردد.
خلاصه داستان: پَتسی، دختر همسرای تئاتری در لندن، به جیلِ تازهوارد کمک میکند تا روی صحنه کار پیدا کند؛ اما موفقیت جیل و دلبستگیهای تازه، سرنوشت دو زن را به روابطی پرآشوب و خطرناک گره میزند.
خلاصه داستان: گری برای نجات همسرش تام و تأمین هزینهٔ طرح بلندپروازانهاش، راهی پالمبیچ میشود تا با مردی ثروتمند ازدواج کند. اما وقتی تام به دنبالش میآید، برخوردهای خندهدار و خواستگاران عجیب، نقشهٔ این زوج را به آشوبی عاشقانه میکشاند.
خلاصه داستان: ترودی پس از مهمانی بدرقه سربازان درمییابد که با مردی ازدواج کرده و باردار است، اما نه نام همسرش را به یاد میآورد و نه میداند چگونه او را پیدا کند. نوروال، خواستگار دستوپاچلفتیاش، برای کمک پیشقدم میشود و ماجرا به کمدیای پرآشوب و غیرمنتظره میانجامد.
خلاصه داستان: پس از آنکه مجری و منتقد بدزبان، شریدن وایتساید، جلوی خانهٔ خانوادهای در اوهایو زمین میخورد، ناچار میشود تعطیلات را مهمان ناخواندهٔ آنها بماند. او با دخالت در زندگی اهل خانه و نقشهچیدن برای جلوگیری از ازدواج دستیارش، آرامش خانواده را به آشوبی خندهدار بدل میکند.
خلاصه داستان: پس از کشتهشدن پدرش، دیوی براندون بزرگ میشود و در روزگار ساخت راهآهن سراسری آمریکا دوباره با میریام، عشق دوران کودکیاش، روبهرو میشود. او در کنار تلاش برای پیوند دو سوی کشور با ریل، به دنبال قاتل پدرش نیز میگردد؛ مردی که گذشتهاش را به خطری تازه گره زده است.
خلاصه داستان: خوانندهای مشهور و سرددل، کلر لسکو، خواستگارانش را میرنجاند؛ اما وقتی دانشمند جوانی بهخاطر او دست به خودکشی میزند، احساسات واقعیاش آشکار میشود. حسادت و اختراعات شگفتانگیز، عشق آنها را به ماجرایی پرتعلیق و خیالانگیز میکشاند.
خلاصه داستان: وانگ لونگ، کشاورزی سختکوش، همراه همسر فداکارش او-لان در دل خشکسالی و قحطی برای حفظ خانواده و زمینشان میجنگد. اما با رسیدن ثروت، آزمونهای تازهای عشق و وفاداری آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: هارولد لمبِ سادهدل برای محبوبشدن در دانشگاه، از قهرمان فیلمی تقلید میکند و به تیم فوتبال میپیوندد؛ اما شوخیهای همکلاسیها و ناکامیهای پیاپی، او را به دردسر میاندازد. سرانجام فرصتی پیدا میکند تا با شجاعتش خودش را ثابت کند و دل پگی را به دست آورد.
خلاصه داستان: ماری، دختر یتیمی که در بند سرپرستان سنگدل و مردی خشن گرفتار است، دل به ژان، کارگری مهربان، میبازد. جدایی، زندان و فقر بارها میان آن دو فاصله میاندازد، اما عشقشان در دل بندر مارسی خاموش نمیشود.