خلاصه داستان: سربازی که در جنگ جهانی اول حافظهاش را از دست داده، با خوانندهای مهربان آشنا میشود و زندگی تازهای میسازد؛ اما حادثهای گذشتهاش را بازمیگرداند و عشقشان را در میان خاطرات گمشده به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: با ورود دو خواستگار ثروتمند به همسایگی خانواده بنت، الیزابت با آقای دارسیِ مغرور روبهرو میشود؛ قضاوتهای نادرست و سوءتفاهمها میانشان دیواری میسازد. اما با آشکار شدن حقیقت، دلخوری جای خود را به درکی تازه و عشقی غیرمنتظره میدهد.
خلاصه داستان: در یک یکشنبه تابستانی در برلین، چهار جوان برای پیکنیک و تفریح کنار دریاچه گرد هم میآیند؛ میان شنا، موسیقی و قایقسواری، عشقها و دلخوریهایشان در جریان روزی ساده و دلنشین آشکار میشود.
خلاصه داستان: با شنیدن ترانههایی که خاطرات گذشته را زنده میکنند، جولی به روزهای آشنایی و ازدواجش با راجر بازمیگردد. آن دو پس از فقدانی جانسوز، برای ساختن خانوادهای تازه تلاش میکنند؛ اما اندوه و امید بار دیگر پیوندشان را میآزماید.
خلاصه داستان: پَت، ورزشکار بااستعدادی که حضور نامزد سلطهگرش اعتمادبهنفس او را در رقابتها میگیرد، با مایک، مدیر ورزشی زیرکی آشنا میشود. همکاری آنها فرصتی برای درخشش پَت و عشقی تازه فراهم میکند.
خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی دوم، پنج زندانی فراری از جزیره شیطان را کشتیای در دریا نجات میدهد؛ آنان میخواهند برای آزادی فرانسه بجنگند، اما تسلیم کشور و خیانت یک افسر، مسیرشان را به نبردی سرنوشتساز میکشاند.
خلاصه داستان: طراح مد نامدار پاریسی، نامزدِ دوستش را اغوا میکند؛ اما اینبار رابطهای که برایش بازیای گذرا بود، به عشقی واقعی و سرنوشتی تراژیک میانجامد.
خلاصه داستان: جینو، ولگردی بیخانمان، در مهمانخانهای کنار جاده دلباختهٔ جووانا، همسر صاحب مهمانخانه، میشود. آن دو برای رهایی از شوهرش نقشهای جنایتکارانه میکشند، اما عشق وسواسگونهشان بهتدریج به گناه، خیانت و سرنوشتی تلخ گره میخورد.
خلاصه داستان: گوران، دانشجوی جوانی که تابستان را در مزرعه عمویش میگذراند، دلباختهٔ کرستین میشود. عشق شورانگیز آنها در برابر سختگیری خانواده و کشیش روستا شکوفا میشود، اما حادثهای تلخ سرنوشتشان را دگرگون میکند.