خلاصه داستان: داستان یک دختر جوان شوخ و شوخ به نام کیو یان و یک دوک سردرگم به نام لیانگ یی است که از جنگیدن با هم با هوش و جسارت به درک و همراهی با یکدیگر می روند.
خلاصه داستان: سی شیائو نیان، صاحب برازنده یک مغازه پوشاک، و نجیب زاده یان وو مینگ عقد کردند. اما مشخص شد که هر دوی آنها هویت واقعی خود را پنهان می کردند.
خلاصه داستان: داستانی عاشقانه درمورد دو کارمند یه شرکت که دختر به شدت به سرما حساسه و مدیر ارشد شرکت که زیاد با بقیه دمخور نیست روزی که دختر زیر بارون میمونه و سردش میشه مدیر ارشد بامهربونی خاصی کمکش میکنه تا گرم بشه و اینجاست که آقای مدیر جور دیگه ای در نظر دخترک جلوه میکنه و عشق آغاز میشه
خلاصه داستان: یک سال از مرگ شیائولین می گذرد. او همسرش ییفان و پسر 5 ساله شان شیائوبین را پشت سر گذاشته است. مانند کتاب تصویری که مادر از خود به جا گذاشته است، شیائوبین هر روز منتظر آمدن فصل بارانی است، اگر به عنوان یک معجزه...
خلاصه داستان: داستان درمورد یه بازیگر تایلندیه همه همه چیزش وقف کاره تا اینکه تصمیم به فرار میگیره و به ژاپن میره و اونجا با یه قناد برخورد میکنه و کم کم معنی واقعی خوشبختی رو میفهمه
خلاصه داستان: داستان تو یه برگ فروشی کوچیک با هشت کارگر اتفاق میفته و قصه اصلی با یه سرقت مرموز تو برگر فروشی پیش میاد و زندگی آروم این هشت کارگر و دوست بهم میریزه
خلاصه داستان: ژویی فنگ فقط هفت سال داشت که شاهد مرگ پدر و مادرش در یک تصادف بود. این حادثه یک ضربه روحی شدید به ژویی فنگ وارد میکند. حضانت ژویی فنگ به عهده دوست والدین او که پسر جوان آنها دو سال از ژویی فنگ بزرگتر است میافتد و …
خلاصه داستان: داستان درمورد تان موئه که برای جبران پشیمونی مرگ پدرش با استفاده از فناوری مویانگ به دوره دانشگاه برمیگرده و اونجا با سو چنگ چنگ آشنا میشه و این دو باهم زندگی دانشجویی و در نهایت عشق رو تجربه میکنن