خلاصه داستان: داستان درمورد مادوکا رزیدنت سال اولیه که داره با محیط کارش و اصطلاحات جدیدی که باهاشون مواجه میشه تطبیق پیدا میکنه و کمک استاد راهنمای که پزشک کارکشته و متینیه او رو تو مسیر پر از سختی که پیش رو داره امیدوار میکنه
خلاصه داستان: امی مایر، وکیل سیاتل، به جای اینکه واقعاً از زمان از دست دادن مادرش در سن 7 سالگی زندگی کند، به جدول زمانی مضحک و با جزئیاتی که مادرش به عنوان یک راهنما در همه جنبه های زندگی ترسیم کرده است، پایبند است، حتی عشق در جستجوی ازدواج با «بی حس...
خلاصه داستان: درمورد آئوی میوراست که شخصیت بلاتکلیفی داره و از تابستون خوشش نمیاد او که قبلا در دوران دبیرستان ستاره تیم شنای مدرسه بوده حالا به عنوان دستیار تو یه دفتر کوچیک معماری مشغول به کاره تا اینکه روزی دوست و عشق دوران جوونیش اکاری سریزاوا رو میبینه دختری که هر روزشون تا شب آتیش بازی در سال سوم رو باهم میگذروندن اما ناگهان کاری ناپدید میشه به نظرتون این دیدار دوباره چی رو در پی داره
خلاصه داستان: یک رماننویس ۳۳ ساله و ناموفق که به تنهایی زندگی میکند، با بازگشت غیرمنتظره روح دوستپسر سابقش مواجه میشود. او تصمیم میگیرد با کمک این روح سرگردان، وارد یک ماجراجویی کمدی و پرفراز و نشیب برای پیدا کردن همسر آیندهاش شود.
خلاصه داستان: پلایفون، مددکار اجتماعی دلسوز، سرپرستی پسربچهای فراری به نام میوین را برعهده میگیرد، اما از ترس وابستگی زیاد او را رها میکند. هفت سال بعد، میوین که اکنون یک وکیل موفق شده است، دوباره در مسیر زندگی پلایفون قرار میگیرد تا با گذشته تاریک خود روبرو شوند و پیوندی دوباره برقرار کنند.
خلاصه داستان: شینو، دختر صاحب یک کارخانه شکلاتسازی قدیمی، سالهاست که با همکارش آزاد نامزد است؛ اما رابطه سرد آنها پس از سه سال هنوز پیشرفتی نکرده است. با ورود یک کارمند جدید و نزدیک شدنش به آزاد، آتش حسادت شینو شعلهور میشود و او تصمیم میگیرد این نامزدی بیسرانجام را به هم بزند.
خلاصه داستان: داستان درمورد تسودا رینتارو دانش آموز دبیرستانیه که قدرت پیش بینی طول عمر موجودات زنده رو داره و از بچگی با این توانایی دست و پنجه نرم کرده وبدون اینکه کاری ازش بربیاد اطرافیانش رو تماشا کرده تا اینکه روزی میفهمه کانزاکی اومی دوست دوره بچگی و عشق کمتر صد روز زنده میمونه
خلاصه داستان: داستان درباره «تاکاگی» دختر مدرسهای باهوشی است که مدام همکلاسیاش «نیشیکاتا» را دست میاندازد و شوخیهای او را خنثی میکند. نیشیکاتا که همیشه در برابر نقشههای تاکاگی سرخ و خجالتزده میشود، عهد میبندد که روزی این شوخیها را جبران کند و او را شکست دهد.
خلاصه داستان: میکو، کارمند موقتی است که برای راضی نگه داشتن دوستپسر کنترلگر خود همیشه آرایشی ساده دارد. اما آشنایی او با یک میکاپآرتیست پرشور به نام ایو و استفاده از یک رژ لب سرخ، خشم دوستپسرش را برمیانگیزد و او را در مسیر مقابله با خشونت عاطفی و کشف قدرت درونیاش قرار میدهد.