خلاصه داستان: سریال ۹ آخر ۲ بیرون یک سریال زیبا درباره دوستی پایداری بین نانی (Soo Ae) و هیونگ ته (Lee Jung jin) از زمان مدرسه است که حال به سن ۳۰ سالگی رسیده اند و هنوز هر دو مجرد هستند . در این میان با مشکلاتی که بین آن دو پیش میاد مجبور به هم خانه شدن می شوند و مجبورند که این موضوع را از بقیه مخفی کنند و…
خلاصه داستان: "کانگ جی یون" یک خانم موفق و با اعتماد به نفس، مدیرعامل یک شرکت کاریابی حرفهایه. اون برای موندن توی این حرفهی پر رقابت، تمام وقت و انرژیش رو صرف کارش میکنه و خارج از محیط کار، تقریباً هیچ کاری رو بلد نیست انجام بده. منشیش "یو اون هو" تقریباً همه کارهاش رو راست و ریس میکنه. برخلاف رئیسش، این منشی مهربون و خوشبرخورد و باملاحظهست و جالب اینکه یه پدر مجرده که هم در خونهداری و هم در تربیت فرزندش استاده.
خلاصه داستان: این درام داستان چهار نفر را در چهل سالگیشان در ارتباط با عشق ، شکست و موفقیت بیان می کند. این داستان شامل رابطه ی عاشقانه ای بین “کیم دو جین”(Jang Dong Gun) معماری با زبانی تند و نیش دار و معلم جدی دبیرستان ” سئو یی سو”(Kim Ha Neul) کسی که داوری مسابقات بیس بال آماتور را بر عهده دارد ، می شود.
خلاصه داستان: یک کمدی رمانتیک درباره یک زوج جاسوسی که هویت واقعی خود را از یکدیگر پنهان می کند و در عین حال در مورد عشق ، دوستی و درگیری های وزارت داخلی بین نسل جدید اطلاعات ملی یک ... نشان می دهد ...
خلاصه داستان: در سال 1999 ، یک نوجوان با قلب طلا شروع به نگه داشتن زبانه های نزدیک بر روی یک همکلاسی محبوب به عنوان لطف به بهترین دوست خرد شده خود می کند.
خلاصه داستان: گروهی از کارآموزان در حال گذراندن مشکلات معمول هستند که ناگهان یک حادثه زندگی آنها را تغییر می دهد. قهرمان داستان نمی تواند آن را رها کند و نسبت به آن وسواس پیدا می کند. این همه به چه چیزی منجر می شود؟ عشق است یا چیز دیگری؟
خلاصه داستان: این سریال درباره زندگی دختری است که در کودکی مادر و پدر خود را از دست میدهد و پس از ناملایماتی که از بستگان نزدیکش می بیند به پرورشگاه سپرده می شود و در محیط خشک و خشن پرورشگاه بزرگ میشود. او سپس با سمت معلمی به خانهای اشرافی میرود، ارباب خانه (آقای روچستر) به تدریج به او علاقهمند میشود، ولی جین می فهمد که او قبلاً ازدواج کرده و همسر او که حالا دیوانه است در طبقه بالا همان خانه زندگی میکند. جین که دل شکسته میشود از خانه می گریزد و کشیشی با خواهرانش او را بیهوش مییابند و از او نگه داری میکنند و کشیش کم کم به جین علاقهمند میشود، ولی شبی (در ذهن خود) صدای روچستر را می شنود، سپس به دنبال او می رود و می فهمد که همسر دیوانه روچستر خانه را آتش زده و روچستر درحال نجات دادن او بینایی خویش را از دست داده است. سرانجام جین نزد روچستر میرود و با وی ازدواج میکند و آنان صاحب یک پسر می شوند..