خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام جولیو پس از یک تصادف رانندگی جدی، دچار فراموشی میشود و گذشته خود را به کلی فراموش میکند. او که در بیمارستان بستری است، با دو مرد کاملاً متفاوت روبرو میشود که هر دو ادعا میکنند شوهر او هستند. یکی از آنها، وینیسیوس، مردی مهربان و دلسوز است که با عشق و علاقه از جولیو پرستاری میکند و خاطراتی عاشقانه از زندگی مشترکشان برای او تعریف میکند. دیگری، دانیل، مردی مرموز و جذاب است که ادعا میکند رابطهشان بسیار پرشور و پیچیده بوده است. جولیو که سردرگم و درمانده شده، سعی میکند با کمک پرستاری به نام آلیس و تکههای پراکنده خاطراتش، هویت واقعی خود و حقیقت رابطهاش با این دو مرد را کشف کند. او به تدریج متوجه میشود که زندگی گذشتهاش مملو از رازها، خیانتها و عشقهای ممنوعه بوده است. این فیلم درامی روانشناختی است که با بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، مفاهیمی مانند هویت، حافظه، عشق و خیانت را به تصویر میکشد و بیننده را تا آخرین لحظات در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک خانواده ثروتمند و به ظاهر کامل، زندگی آرامی را در خانهای مجلل سپری میکنند تا اینکه دختر نوجوان خانواده، «میا»، پس از یک درگیری خانوادگی، ناگهان ناپدید میشود. در حالی که پلیس در جستجوی اوست، خانواده تحت فشار رسانهها و افکار عمومی قرار میگیرند. اما هنگامی که «میا» به شکل مرموزی بازمیگردد و ادعا میکند که هیچ چیز از آنچه اتفاق افتاده را به خاطر نمیآورد، رازهای تاریک و دروغهای گذشته خانواده یکی پس از دیگری فاش میشود. مادر خانواده که به رفتارهای عجیب و غریب «میا» مشکوک شده، به تدریج درمییابد که این دختر ممکن است همان کسی نباشد که ادعا میکند. او برای کشف حقیقت، دست به تحقیقات خطرناکی میزند و در این مسیر با حقایقی هولناک درباره هویت واقعی دخترش و توطئهای ترسناک مواجه میشود که زندگی همه آنها را تهدید میکند.
خلاصه داستان: یک سرمایهدار موفق به نام مت ترنر که در برلین زندگی میکند، روزی در حالی که فرزندانش را با ماشین به مدرسه میبرد، تماسی مرموز دریافت میکند. فرد ناشناس به او اطلاع میدهد که صندلی زیر او بمب کار گذاشته شده و اگر تلاش کند از ماشین پیاده شود یا به کسی هشدار دهد، بمب منفجر خواهد شد. مت مجبور میشود در سراسر شهر رانندگی کند و دستورات فرد ناشناس را اجرا کند، در حالی که پلیس و همکارانش او را به دلیل رفتار مشکوکش تعقیب میکنند. این فیلم که در سال ۲۰۲۳ توسط نیمرود آنتال کارگردانی شده و لیام نیسون، نومی راپاس و جک چمبرلین در آن به ایفای نقش پرداختهاند، بازسازی فیلمی اسپانیایی با همین نام است و داستانی پرتنش و پرسرعت را روایت میکند که در آن یک مرد عادی برای نجات خانوادهاش باید به دستورات یک تروریست مرموز عمل کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، کارگردان خوزه پینیلوس درام جنگی «دمشق زیر آتش» را با بازی آنتونیو ولچر، آلفونسو واسکس، خوزه مانوئل پوگا و کارلوس سانتوس خلق کرد. داستان فیلم در بحبوحه جنگ داخلی سوریه میگذرد و ماجرای گروهی از سربازان اسپانیایی را روایت میکند که در یک عملیات پنهانی برای نجات خبرنگاری در دمشق به دام افتادهاند. این گروه با خطرات بیشماری از جمله درگیری با نیروهای داعش، بمبارانهای بیامان و خیانتهای غیرمنتظره مواجه میشوند. در این میان، آنها باید با واقعیتهای تلخ جنگ و تأثیر ویرانگر آن بر غیرنظامیان بیگناه نیز دست و پنجه نرم کنند و در نهایت، برای زنده ماندن و تکمیل مأموریت خود، به همبستگی و شجاعت بینظیری متوسل شوند.
خلاصه داستان: لوکاس یک سرمایهگذار ثروتمند است که صبحی عادی با ماشینش به همراه دو فرزندش به جایی میراند که ناگهان با یک تماس تلفنی از یک فرد ناشناس مواجه میشود که ادعا میکند در صندلی زیر او بمبی کار گذاشته است. این فرد ناشناس لوکاس را مجبور میکند تا دستوراتش را مو به مو اجرا کند و در غیر این صورت او و فرزندانش را منفجر خواهد کرد. لوکاس که ابتدا تصور میکند این یک شوخی است، به زودی درمییابد که این تهدید کاملاً واقعی است. او برای نجات جان خود و فرزندانش باید در یک بازی مرموز و خطرناک شرکت کند که در آن گذشته تاریک و رازهای مالی او به تدریج آشکار میشوند. لوکاس در حالی که تحت نظارت کامل فرد ناشناس است، باید در خیابانهای شلوغ شهر رانندگی کند و مأموریتهای مختلفی را انجام دهد، در حالی که هر لحظه ممکن است بمب منفجر شود. این مأموریتها او را به مواجهه با افرادی از گذشتهاش میکشاند و پرده از رازهایی برمیدارد که میتواند به قیمت جانش تمام شود. او باید هرچه سریعتر هویت این فرد ناشناس را کشف کرده و راهی برای نجات خانوادهاش پیدا کند.
خلاصه داستان: **Prey** (2022) به کارگردانی دن تراختنبرگ، فیلمی هیجانانگیز و نفسگیر از فرنچایز **شکارچی** است که در قرن هجدهم و در دشتهای بزرگ آمریکای شمالی روایت میشود. داستان حول محور **نارو** (با بازی آمبر میدثاندر)، یک جنگجوی ماهر و سرسخت از قبیله کومانچی، میچرخد که برای اثبات خود به عنوان یک شکارچی، با موجودی بیگانه و فوقپیشرفته که از فضا به زمین آمده، روبرو میشود. این موجود که به **شکارچی** معروف است، از فناوری نامرئیسازی و سلاحهای مرگبار بهره میبرد و انسانها را به عنوان غنیمت شکار میکند. نارو باید با تکیه بر مهارتهای رزمی، هوش و غریزه خود، با این تهدید مرگبار مبارزه کند و از قبیله و سرزمینش محافظت نماید. فیلم با بهرهگیری از مناظر خیرهکننده و صحنههای اکشن نفسگیر، نبردی نابرابر اما حماسی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کمدی سیاه مدرن درباره زندگی پرتلاطم یک گروه از دوستان در دهه بیست سالگی که با بحرانهای شغلی، عاطفی و هویتی دست و پنجه نرم میکنند. داستان حول محور شخصیت اصلی میچرخد که پس از شکست شغلی بزرگ، مجبور میشود به خانه والدینش بازگردد و در عین حال روابط پیچیده عاطفی خود را مدیریت کند. این فیلم با طنز تلخ و موقعیتهای خندهدار، تصویری واقعگرایانه از نسل جوان امروز ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه این افراد با وجود تمام مشکلات، به دنبال یافتن معنای زندگی و رسیدن به موفقیت هستند. کارگردان با استفاده از دیالوگهای هوشمندانه و شخصیتپردازی قوی، داستانی را روایت میکند که هم relatable است و هم عمیقاً انسانی.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و بلندپرواز به نام چری (الیزابت لايل) در یک قرار ملاقات کاری با مردی به نام ايثان (شيلو فرناندز) همراه میشود که در نگاه اول کامل و جذاب به نظر میرسد. اما این قرار به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود و چری پس از تجربه یک شب هولناک، برای نجات جان خود مجبور به فرار میشود. او در حالی که توسط ايثان و نیروهای مرموزی تعقیب میشود، تلاش میکند تا به خانه برسد و دخترش را نجات دهد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی شانا فست و با بازی الیزابت لايل، شيلو فرناندز و امت جی. اسکنلن، داستانی پرتعلیق و هولناک را درباره بقا و مبارزه یک زن در برابر شری وحشتناک روایت میکند.
خلاصه داستان: یک دانشمند زیستشناس دریایی به نام "دنی" و یک عامل اطلاعاتی بریتانیایی به نام "جیمز" در یک هتل ساحلی در فرانسه با یکدیگر آشنا شده و عاشق هم میشوند. دنی مشغول مطالعه بر روی میکروبهای اعماق اقیانوس برای یافتن منشأ حیات است، در حالی که جیمز مأموریت مخفیانهای در سومالی دارد. داستان به صورت موازی روایت میشود: از یک سو دنی در اعماق اقیانوس به کاوش میپردازد و از سوی دیگر جیمز توسط گروه تروریستی الشباب در سومالی به اسارت گرفته شده و تحت شکنجه قرار میگیرد. در حالی که این دو در موقعیتهای به ظاهر غیرممکن گرفتار شدهاند، خاطرات عشقشان به یکدیگر و امید به دیدار دوباره، تنها چیزی است که به آنها نیرو میدهد. این فیلم درام رمانتیک محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی ویم وندرس و با بازی جیمز مکاوی و آلیشیا ویکاندر است که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده است.
خلاصه داستان: لوک یک دزد کوچک و فرصتطلب در لسآنجلس است که به طور اتفاقی با دنیای خبرنگاری تصویری آشنا میشود؛ خبرنگارانی که به صورت مستقل از صحنههای جرم و حوادث فیلمبرداری کرده و فیلمها را به شبکههای تلویزیونی میفروشند. لوک که به سرعت به پتانسیل درآمدی این حرفه پی میبرد، با خرید یک دوربین فیلمبرداری و یک اسکنر پلیس، کار خود را به عنوان یک خبرنگار تصویری شبگرد آغاز میکند. او به تدریج برای به دست آوردن بهترین و خشنترین تصاویر، مرزهای اخلاقی را زیر پا میگذارد و حتی صحنهها را دستکاری میکند تا داستانهای جذابتری بسازد. در این مسیر، او با نیک، یک تهیهکننده اخبار محلی که به دنبال بالاترین آمار بیننده است، همکاری میکند و رابطهاش با دستیارش، ریک، نیز تحت تأثیر جاهطلبی بیحد و حصر او قرار میگیرد. لوک به یک فرد بیرحم و بیرحم تبدیل میشود که برای موفقیت حاضر است هر کاری انجام دهد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی دن گیلمور و با بازی خیرهکننده جیک جیلنهال در نقش لوک بلوم است.