خلاصه داستان: «وینچستر ۷۳» محصول سال ۱۹۵۰ به کارگردانی آنتونی مان و با بازی جیمز استوارت، یک وسترن کلاسیک و پرکشش است که حول محور یک تفنگ وینچستر مدل ۱۸۷۳ میچرخد. داستان با یک مسابقه تیراندازی در شهر داج سیتی آغاز میشود، جایی که لین مک آدام (جیمز استوارت) موفق میشود یکی از بهترین تفنگهای وینچستر ساخته شده را برنده شود. اما این پیروزی دوام چندانی ندارد؛ «دوثن» (استیون مکنالی)، مردی که مک آدام به دنبال اوست، تفنگ را میدزدد و فرار میکند. این سرقت، آغاز یک تعقیب و گریز نفسگیر در دل سرزمینهای وحشی غرب است. در طول این مسیر، تفنگ وینچستر ۷۳ بارها دست به دست میشود و هر بار صاحب جدیدی پیدا میکند، از یک سوداگر فاسد اسلحه گرفته تا یک رئیس قبیله سرخپوست. مک آدام در این تعقیب تنها نیست و لولا مانرز (شلی وینترز)، معشوقهاش، نیز در این سفر پرخطر همراه اوست. این فیلم نه تنها یک داستان انتقامجویانه پر از اکشن است، بلکه به رابطه پیچیده بین یک اسلحه و سرنوشت مردانی که آن را در دست میگیرند نیز میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم کلاسیک کمدی-درام «دختر روز جمعه» محصول سال ۱۹۴۰ به کارگردانی هاوارد هاکس و با بازی درخشان کری گرانت و رزالین راسل، داستان خبرنگار باهوش و جذابی به نام هیلی جانسون را روایت میکند که قصد دارد شغل پراسترس خود در روزنامه معروف «مORNING Post» را رها کرده و با بیمآورث، مردی آرام و قابل احترام از بروکلی، ازدواج کند و زندگی آرامی را در آلبانی آغاز نماید. والتر برنز، سردبیر حیلهگر و رئیس سابق هیلی که هنوز به او علاقهمند است، با شنیدن این خبر به شدت ناراحت میشود و تلاش میکند با استفاده از تمام ترفندهای خود، از جمله یک داستان خبری بزرگ درباره محکوم به اعدامی که قرار است به زودی اعدام شود، هیلی را متقاعد کند که در شغل خود باقی بماند. والتر با زیرکی و با استفاده از جذابیتهای خبرنگاری، هیلی را درگیر یک ماجرای پیچیده سیاسی و رسانهای میکند و در این میان، احساسات گذشته میان آنها بار دیگر شعلهور میشود. این فیلم با دیالوگهای سریع و طنزآمیز، نگاهی طنزآلود به دنیای رسانه و روزنامهنگاری دارد و یکی از بهترین نمونههای ژانر کمدی اسکروبال به شمار میرود.
خلاصه داستان: در طول مبارزات انتخاباتی آفریقای شمالی در سال 1942، یک سرگردان بریتانیایی موفق می شود خود را به عنوان پیشخدمت در هتلی که به عنوان مقر فرماندهی رومل اداره می شود، بگذراند. او به ترور رومل فکر می کند، اما پوشش او ممکن است حتی بهتر از این ...
خلاصه داستان: فیلم «بیا عشق کنیم» (۱۹۶۰) به کارگردانی جورج کوکر، با بازی درخشان مریلین مونرو در نقش آماندا، ایو مونتان به عنوان ژان مارکو، میلیاردر فرانسوی ثروتمند، و تونی رندال، روایتی کمدی-رمانتیک است که در آن ژان مارکو از هالیوود به برادوی میرود تا جلوی نمایش تمسخرآمیزی که از زندگیاش ساخته شده را بگیرد؛ او ناشناس وارد گروه بازیگران میشود، عاشق آماندا میگردد و با رقبای حسود و موقعیتهای خندهدار دست و پنجه نرم میکند تا عشق واقعی را فتح کند.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه کمدی «پرونده قتل لورل و هاردی» محصول سال ۱۹۳۰ به کارگردانی جیمز پارروت با بازی استن لورل و اولیور هاردی، داستان دو دوست خنگ و خرک را روایت میکند که برای ماهیگیری به رودخانه میروند اما به عمارتی مرموز کشیده میشوند جایی که وارث ارباب مرده برای خواندن وصیت جمع شدهاند. لورل و هاردی با تصور روح یا قاتل واقعی، درگیر ماجراهای ترسناک و خندهداری میشوند که پر از سوءتفاهمهای کلاسیک، تعقیب و گریز و شوخیهای فیزیکی است و در نهایت با هویت واقعی ارباب فاش میشود.
خلاصه داستان: فیلم داستان ادی دوچین (۱۹۵۶) به کارگردانی جرج سیدنی با بازی تایرون پاور در نقش ادی دوچین، کیم نواک به عنوان تری ولد و ویکتوریا گوردون، روایتی بیوگرافی و موزیکال از زندگی واقعی پیانیست و رهبر ارکستر مشهور آمریکایی ادی دوچین است که از صعود خیرهکنندهاش در دنیای موسیقی نیویورک در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، ازدواج عاشقانه با مارجوری، مرگ غمانگیز همسرش در حین زایمان، جدایی از پسرش و مبارزه با سرطان را به تصویر میکشد و با اجراهای زنده موسیقی جاز و بالروم، تم عشق، فقدان و استقامت را به زیبایی ترکیب میکند.
خلاصه داستان: در گرمای شب (۱۹۶۷)، ساخته نورمن جویسون با بازی درخشان سیدنی پویر در نقش ویرجیل تیبیس، کارآگاه سیاهپوست باهوشی از کالیفرنیا، و رود اشتایگر در نقش گیل دیکسون، کلانتر سفیدپوست شهر کوچک اسپارتا در میسیسیپی، داستانی پرتنش از تحقیق در قتل یک تاجر ثروتمند را روایت میکند؛ تیبیس که به طور اشتباهی مظنون شناخته میشود، با وجود نژادپرستی شدید جنوبیها و تعصبات محلی، با دیکسون همکاری میکند تا قاتل واقعی را در گرمای طاقتفرسای تابستان جنوبی پیدا کنند و در این مسیر، دو مرد از دو دنیای متفاوت به یکدیگر احترام میگذارند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی کلاسیک «دختر جمعهاش» محصول ۱۹۴۰ به کارگردانی هاوارد هاکس، با بازی درخشان کری گرانت در نقش والتر برنز، سردبیر زیرک و فرصتطلب روزنامه شیکاگو هرالد-اگزمینر، و روزالیند راسل در نقش هیلی بروکس، خبرنگار سابق و همسر طلاقگرفته او. داستان حول تلاشهای دیوانهوار والتر برای جلوگیری از ازدواج مجدد هیلی با بروس بالدوین، مردی آرام و معمولی، میچرخد؛ در حالی که هیلی میخواهد آخرین گزارش خبری بزرگ خود را درباره اعدام اشتباهی یک کارگر بیگناه بنویسد و والتر از هر ترفندی برای نگه داشتن او در روزنامه استفاده میکند. دیالوگهای سریع، طنز تلخ و فضای پرهیجان خبری، این فیلم را به یکی از برترین آثار کمدی screwball هالیوود تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: در فیلم «من عروس جنگی مرد بودم» ساخته سال ۱۹۴۹ به کارگردانی هوارد هاکس، کری گرانت در نقش هنری شارلر، افسر لهستانی ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم، و آن شریدان در نقش کاترین فورسایت، افسر زن آمریکایی، ظاهر میشوند؛ هنری برای ماندن با همسر تازه ازدواج کردهاش در آمریکا، باید خود را به عنوان عروس جنگی جا بزند و با لباس زنانه و هویت جعلی از موانع بوروکراتیک خندهدار عبور کند، که این ماجرا به زنجیرهای از موقعیتهای کمدی و موقعیتهای جنسیتی هجوآمیز منجر میشود و عشق آنها را در برابر قوانین سختگیرانه آزمایش میکند.