خلاصه داستان: فیلم ساعت کودکان (۱۹۶۱) به کارگردانی ویلیام وایلر با بازی آدری هپبورن، شیرلی مکلین و جیمز گارنر، داستان دو معلم زن به نامهای کارن و مارتا را روایت میکند که مدرسهای خصوصی برای دختران در نیوانگلند اداره میکنند. هنگامی که مری، دانشآموز مشکلدار و دروغگویی، شایعهای مبنی بر رابطه لزبین بین آنها را در شهر پخش میکند، شهرت، روابط خانوادگی و زندگی حرفهایشان به سرعت نابود میشود و آنها با فشارهای اجتماعی، عذاب وجدان و انزوای عمیق دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: در فیلم بیگناهان (۱۹۶۱) به کارگردانی جک کلیتون با بازی درخشان دبورا کر در نقش میسی، مارتین استفنز و پاملا فرانکلین، داستان معلم جوانی روایت میشود که به عنوان پرستار دو کودک یتیم به نامهای مایلز و فلORA در عمارتی منزوی و متروکه استخدام میشود؛ جایی که او با پدیدههای ماوراء طبیعی، ارواح گذشته و رازهای تاریک کودکان روبرو میگردد و مرز میان واقعیت و توهم به چالش کشیده میشود، در اقتباسی نفسگیر از رمان پیچ پیچ هنری جیمز.
خلاصه داستان: فیلم مردان (۱۹۵۰) به کارگردانی فرد زینهمان و با بازی درخشان مارلون براندو در نقش کن، یک سرباز آمریکایی که در جنگ جهانی دوم از ناحیه نخاع آسیب دیده و فلج شده، داستان را روایت میکند. کن پس از ماهها در بیمارستان توانبخشی، با چالشهای جسمی، روانی و عاطفی روبرو میشود و تلاش میکند هویت و استقلال خود را باز یابد، در حالی که روابط پیچیدهاش با نامزد سابقش الی (ترا رایت) و هماتاقیهایش در مرکز داستان قرار دارد و به بررسی عمیق مسائل معلولان جنگی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ترفند... و چگونگی به دست آوردنش» (۱۹۶۵) به کارگردانی ریچارد لستر، با بازیهای درخشان ریتا توشینگهام در نقش نانسی، ری بروکس به عنوان تولن و مایکل کرافورد در نقش تام، یک کمدی سوررئال و پرجنبوجوش بریتانیایی است که داستان تام، معلمی جوان و دستوپاچلفتی را روایت میکند که از دوست زیرک و زنباز خود، تولن، میخواهد راز جذب زنان را به او بیاموزد؛ ورود ناگهانی نانسی به زندگی آنها ماجراهای خندهداری را رقم میزند و به کاوشی طنزآمیز در روابط جنسی و اجتماعی دهه ۶۰ میلادی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم وارث (۱۹۴۹) به کارگردانی ویلیام وایلر با بازی درخشان اولیویا دو هاویلند در نقش کاترین اسلوپر، مونتگومری کلیفت به عنوان موریس تاونسند و رالف ریچاردسون در نقش دکتر آستین اسلوپر، اقتباسی از رمان «میدان واشنگتن» هنری جیمز است. داستان حول زندگی کاترین، دختری خجالتی و ثروتمند در نیویورک قرن نوزدهم میچرخد که پدر سختگیر و باهوشش او را به دلیل ظاهر و شخصیتش تحقیر میکند. کاترین عاشق مرد جذابی میشود که به نظر میرسد به خاطر ارث هنگفتش به او نزدیک شده، اما با افشای خیانتها و توطئهها، او به زنی قوی و انتقامجو تبدیل میشود و در پایان درهای خانه را برای همیشه به روی گذشته میبندد.
خلاصه داستان: انیمیشن کوتاه «گرافالو» به کارگردانی Jakob Schuh و Max Lang در سال ۲۰۰۹، داستان موش باهوشی را روایت میکند که در جنگلی تاریک و پرخطر قدم میزند و برای ترساندن شکارچیانی چون روباه، جغد و گربهسان، از موجود خیالی و ترسناکی به نام گرافالو حرف میزند، اما ناگهان گرافالو واقعی ظاهر میشود و موش باید با هوش خود از این مخمصه جان سالم به در ببرد. صداپیشگان برجستهای همچون Robbie Coltrane در نقش گرافالو، Helena Bonham Carter در نقش سنجاب مادر و James Corden در نقش موش به این اثر جان بخشیدهاند.
خلاصه داستان: فیلم دلقک (۱۹۶۱) به کارگردانی رابرت راسن، با بازی پل نیومن در نقش ادی فلسون، بازیکن جوان و بااستعداد بیلیارد که با جاهطلبی کورکورانه به دنبال شکست دادن مینیسوتا فتس، بهترین بازیکن جهان، است، روایت میشود. ادی با کمک مربیاش برت گوردون (جورج سی. اسکات) و عشقی آسیبدیده به نام سارا (پایپر لوری)، در مسیری پر از شکست، اعتیاد به قمار و کشف معنای واقعی پیروزی قدم برمیدارد و این درام کلاسیک آمریکایی به کاوش عمقی در تمهای جاهطلبی، عشق و رستگاری میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم خفهکننده بوستون (۱۹۶۸) به کارگردانی ریچارد فلایشر، با بازی تونی کورتیس در نقش آلبرت دیسالوو، قاتل زنجیرهای واقعی که بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴ دستکم ۱۳ زن را در شهر بوستون خفه کرد، و هنری فوندا در نقش کارآگاه جان بوچر، مأمور ویژه پلیس، روایت میشود. این درام جنایی بر اساس وقایع واقعی ساخته شده و تعقیب و گریز نفسگیر پلیس برای شناسایی و دستگیری قاتلی مرموز را به تصویر میکشد که شهر را در وحشت فرو برده و تحقیقات پیچیدهای را به دنبال دارد.
خلاصه داستان: فیلم «کنتسای پابرهنه» ساخته سال ۱۹۵۴ به کارگردانی جوزف ال. منکیهویچ، با بازی درخشان همفری بوگارت در نقش هری اسمیت، تهیهکننده آمریکایی، و آوا گاردنر در نقش ناتی استوارت، رقاصه اسپانیایی پابرهنه، روایتی جذاب از کشف یک استعداد خام در یک کلوپ شبانه مادرید است؛ هری او را به ستاره هالیوود تبدیل میکند، اما زندگی پرزرقوبرق، ازدواجهای ناموفق با اشرافزادهها و روابط پیچیده عاشقانهاش به تراژدی ختم میشود و تمهایی چون جاهطلبی، عشق ناکام و پوچی شهرت را کاوش میکند.