خلاصه داستان: كافه ى اژدهاى آبى، فینیكس. « بو » كابوى شنگول و شلوغى است كه براى شركت در مسابقه ى گاوچرانى به شهر آمده و خیلى زود دلباخته ى « چرى » - خوانندهى كافه - مى شود و مى خواهد با او ازدواج كند.
خلاصه داستان: لورل و هاردی بر حسب تصادف سارق یک بانک را دستگیر میکنند. رئیس بانک برای تشکر حاضر میشود خواستههای آنها را اجابت کند. لورل و هاردی نیز که به تازگی به اهمیت تحصیل پی بردهاند از او میخواهند که آنها را به دانشگاه بفرستد. رئیس بانک موافقت میکند ولی در دانشگاه ماجراهای فراوانی انتظار آن دو را میکشد.
خلاصه داستان: جسد زنى در آپارتمان « لورا » پیدا میشود. کارآگاهى به نام « مارک مک فرسن » که مأمور رسیدگى به این پرونده است تصور میکند « لورا » را به قتل رسانده اند. « لورا » پس از چندى ، برخلاف انتظار ، به آپارتمانش باز میگردد و مشخص میشود که مقتول ، محبوبه ى یکى از دوستان « لورا » بوده است.
خلاصه داستان: داستان در مورد گروهی از دوستان است که در راه آهن کار کرده و ماه ها است که حقوق دریافت نکرده اند، از همین رو تصمیم میگرند به طریقی حساب خود را تسویه کنند و...
خلاصه داستان: دو قاتل، شکست خورده به عنوان تاجر و نگهبان حمله هوایی، به لانه خرابکاران نازی برخورد می کنند که برای منفجر کردن کارخانه منیزیم محلی خم شده اند.
خلاصه داستان: دو معلم رقص درهم و برهم به یک مخترع بی دست و پا کمک می کنند تا اختراع جدید خود را بفروشد و رابطه عاشقانه خود را با یک فرد اجتماعی زیبا تسهیل کنند.
خلاصه داستان: "آنتونی لاورنس" وکیلی جوان در راه رسیدن به طبقه بالای اجتماعی فیلادلفیا،با موانع اخلاقی و احساسی روبرو می شود.مهارتهای حرفه ای و شخصی او در راه برقرار کردن تعادل بین خواسته های نامزد "جوان"،انتظارات همکارانش و تعهدات خود چندین بار مورد آزمایش قرار می گیرند...
خلاصه داستان: "پرنسس بئاتریس" از زندگی مجلل خود لذت می برد تا اینکه تنها دخترش "پرنسس الکساندرا" پس از ملاقات پسر عموی خود احساس خوبی نسبت به او پیدا می کند."پرنس آلبرت" تمام اروپا را به دنبال عروسی مناسب برای خود جستجو کرده و...