خلاصه داستان: در اواخر دهه 1960، یوجنیو جواهرساز جوانی است که عاشق کونچیتا می شود و با هم یک دوتایی موسیقی ایجاد می کنند. وقتی او تجارت نمایشی را ترک می کند، حرفه اش رونق می گیرد و او تبدیل به یکی از مهم ترین استندآپ کمدین های ...
خلاصه داستان: پس از آزادی از زندان، مردی غمگین با گذشته ای تاریک مجبور می شود در خانه ای خالی از سکنه بماند تا آن را از وجود روح پاک کند. اگر او را ترک کند، به زندان برمیگردد، اما روح جادوگر ممکن است بیشتر از آن باشد که بتواند تحمل کند.
خلاصه داستان: هوریا نوجوان بیقرار با موتور قدیمی پدرش در سفری بینالمللی حرکت میکند تا دوباره با عشقش متحد شود. در جاده، استلا، یک نوجوان 13 ساله جسارت به او ملحق می شود و دوستی بعید شکوفا می شود.
خلاصه داستان: یک سال پس از نبردهای گذشته، با حمله کایجوی جدید و تداخل جهانهای موازی، آرامش یوتا هیبیکی به پایان میرسد. او بار دیگر مجبور میشود با گریدمان ادغام شده و با همراهی دوستانش و تیم داینازنون، در برابر نیروی تاریک و ویرانگر «ماد اوریجین» برای نجات جهان متحد شود.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره یک دستیار مدیر تیم فوتبال ایرلندی است که به طور ناخواسته درگیر یک رسوایی بزرگ تبانی در مسابقات بینالمللی میشود. او حالا باید برای نجات خود و تیمش، از میان موقعیتهای کمدی، عجیب و نامعقول راهی برای فرار پیدا کند.
خلاصه داستان: روبن، نویسندهای سالخورده که از زندگی بدون فرزند خود دلسرد شده، با معشوق قدیمیاش مواجه میشود که فرمول بازگشت به جوانی را کشف کرده است. او برای جبران حسرتهای گذشتهاش دوباره جوان میشود، اما همسرش حاضر به همراهی با او نیست و حالا روبن باید میان عشق قدیمی و زندگی مشترکش دست به انتخابی سخت بزند.
خلاصه داستان: کلاس در اولین روز کاری خود به عنوان راننده لیفتراک، با نادیده گرفتن قوانین ایمنی، سلسلهای از حوادث خونین، هولناک و در عین حال کمدی را رقم میزند. این فیلم کوتاه با سبکی شبیه به ویدیوهای آموزشی دهه ۸۰، عواقب فاجعهبار و مرگبار بیدقتی در محل کار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلیپو، کشیشی شکاک، از سوی واتیکان به روستایی مرزی فرستاده میشود تا درباره یک مجسمه گریان مریم مقدس تحقیق کند. او در مواجهه با دختری خاموش که مجسمه را یافته، درگیر رازهایی مرموز و دردهای عمیق اهالی روستا میشود؛ داستانی تکاندهنده درباره تقابل شک، ایمان و یک تراژدی جمعی.
خلاصه داستان: پاتریک (کاربر ویلچر تلخ) برای انتقال دختر چهار ساله ای که هرگز نمی دانست باید با پدربزرگ و مادربزرگ مادری اش در طرف دیگر شرکت زندگی کند، از همسایه خود رابرت (قطع عضو دوگانه) کمک می گیرد...