خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها و اندرویدها با هم زندگی میکنند، دختر اندرویدی به نام رژ با همکارش نائومی، به ماموریتی در مارس میرود. این ماموریت برای کشتن ۹ انسان مصنوعی است که برای دولت خطر محسوب میشوند.
خلاصه داستان: همسر هی فی، لی مو زی، در سفر سالگرد ازدواجشان به طرز مرموزی ناپدید میشود. در حالی که او در جستجوی مو زی بود، سر از ناکجاآباد در می آورد. وکیل چن مای نیز درگیر این پرونده عجیب و غریب می شود و به آرامی معماهای بیشتری نمایان می شود.
خلاصه داستان: داستان یک ولیعهد با دو شخصیت متضاد و یک دختر قاتل که می خواهد او را بکشد اما در نهایت عاشقش می شود؛ ولیعهد ساجو هیون دو شخصیت متفاوت دارد. با شخصیت هنریش به عنوان طراح مد مشغول بوده و سعی دارد هویت ولیعهدی خود را مخفی نگه دارد؛ شخصیت دیگرش، آک هی، فردی جذاب بوده که به راحتی دیگران را اغوا می کند اما نفرینی دارد که پس از تماس با دیگران، درد شدیدی را احساس خواهد کرد…
خلاصه داستان: داستان سریال دربارهی مولانا جلالالدین رومی است که به دلیل حملهی مغولها سرزمین مادی خود را به سوی غرب ترک کرد. در این سریال ما شاهد خواستهی او برای دانستن هدف اصلی زندگی و فلسفهی خودشناسی وی خواهیم بود.
خلاصه داستان: هیماری موموچی در شانزدهمین سالگرد تولدش، نامهای دریافت میکند که نشان میدهد او مالک عمارتی به نام «خانه موموچی» شده است. برای هیماری که در یک یتیمخانه بزرگ شده، این عمارت تنها چیزی است که از خانواده واقعیاش باقی مانده است، بنابراین بیتوجه به شایعات مبنی بر اینکه این عمارت شاید اسرارآمیز باشد، وارد آن میشود. در آنجا با آئوی ناناموری و همراهانش، ایسه و یوکاری روبرو میشود که به نظر میرسد در خانه جدید او زندگی میکنند. هرچند آنها او را ترغیب میکنند تا خانه را ترک کند، اما هیماری...
خلاصه داستان: یک قهرمان سابق بوکس تصمیم می گیرد چند قانون را زیر پا بگذارد و یتیمان روستاهای دور افتاده چین را آموزش دهد تا آینده ای بهتر به آنها بدهد.
خلاصه داستان: رنت فاینا، ماجراجوی ۲۵ ساله، به مدت یک دهه با موجودات زیرزمینی جنگیده است. با توانایی کم در این شغل، رنت خود را به شکار اسلایمها و گوبلینهایی محکوم میبیند و حقوقش هم کم است. اما تمام اینها زمانی تغییر میکند که در سیاهچالۀ آبماه راهی گمشده را پیدا میکند. اما در انتهای این راه، طلا و جواهری نیست، بلکه اژدهای افسانهای است که بدون تردید رنت را میبلعد! پس از بیدار شدن، متوجه میشود نه مرده است و نه زنده – تنها یک اسکلت است! تنها با شمشیر قابل اعتمادش...
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد مردی به نام تیت است که برای انتقام مرگ خشونت آمیز سرباز پیاده وفادار و مورد اعتماد خود دست به خشونت میزند. او برای ردیابی فرد شرور مسئول این کار، از منطقه امن خود در اسکس خارج میشود و به سمت تاریک سوهو دهه 90 میرود.