خلاصه داستان: فیلم داستان او (۱۹۷۵) به کارگردانی ژوست ژاکین با بازی کورین کلیری در نقش او و آنتونی استیل در نقش رنه، روایتی جسورانه و اروتیک از زنی جوان به نام او است که توسط معشوقش به قلعهای مرموز در روستایی دورافتاده برده میشود و در آنجا تحت آموزشهای سادیستی و تسلیم جنسی قرار میگیرد تا به بردهای کامل و مطیع تبدیل شود، در حالی که مرزهای عشق، لذت و درد را کاوش میکند و او را برای انتقال به مرد دیگری آماده میسازد.
خلاصه داستان: فیلم شوگیرلز (۱۹۹۵) به کارگردانی پل ورховن، با بازی الیزابت برکلی در نقش نومی مالون، دختری جاهطلب و بیپول که به لاسوگاس میرود تا به عنوان رقاصه برهنه مشهور شود، روایت میشود. نومی با ورود به دنیای پرزرقوبرق اما تاریک کازینوها و شوهای استریپتیز، با کریستال (جینا گرشون)، ستاره فعلی نمایش، آشنا و رقیب میشود و درگیر روابط پیچیده، خیانت، سوءاستفاده جنسی و فساد پشت صحنه میگردد، در حالی که کایل مکلاکلن نقش مربیاش را ایفا میکند و نومی برای رسیدن به اوج، مرزهای اخلاقی خود را زیر پا میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «مرد سگ را گاز میگیرد» (۱۹۹۲) به کارگردانی رمی بلو، آندره بونزل و بنوا پوئلورد، یک کمدی سیاه بلژیکی به سبک مستند جعلی است که داستان تیمی از فیلمبرداران مستند را روایت میکند که قاتل زنجیرهای بیرحم و کاریزماتیک به نام بن (با بازی بنوا پوئلورد) را تعقیب میکنند. بن با خونسردی کامل زندگی روزمرهاش را نشان میدهد، از جمله قتلهای زنجیرهای، سرقتها و تعاملات خانوادگیاش، و به تدریج فیلمبرداران از ناظر به همدست تبدیل میشوند و مرز بین واقعیت و جنون محو میگردد، در حالی که فیلم با طنز تلخ و نقد رسانهای، خشونت را عادیسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم هدف سخت (۱۹۹۳) به کارگردانی جان وو با بازی ژان کلود ون دام در نقش چانس بودین، یک کهنهسرباز ماهر و بیبندوبار، روایتگر ماجرای نجات ناتاشا بایندر (یانسی باتلر)، زنی که به دنبال عموی گمشدهاش است و ناخواسته وارد بازی مرگباری میشود. گروهی از شکارچیان ثروتمند به رهبری رابرت بوث (لنس هنریکسن) برای سرگرمی انسانهای بیخانمان را شکار میکنند و چانس باید با مهارتهای رزمی و تیراندازی استثنایی خود، در برابر این شکارچیان حرفهای ایستادگی کند. این اکشن کلاسیک هالیوودی پر از صحنههای تعقیب و گریز نفسگیر، انفجارها و تیراندازیهای بالهمانند امضای جان وو است.
خلاصه داستان: فیلم ستوان بد (۱۹۹۲) به کارگردانی آبل فرارا با بازی هاروی کایتل در نقش اصلی، ماجرای یک ستوان پلیس نیویورکی فاسد و معتاد به مواد مخدر و قمار را روایت میکند که درگیر تحقیق درباره تجاوز به یک راهبه جوان میشود؛ او در حالی که با اعتیاد شدید، فساد اخلاقی و فشارهای روانی دست و پنجه نرم میکند، به مرز جنون نزدیک شده و زندگیاش به تباهی کامل میرسد، در حالی که زو لاند و فرانکی لیل نیز نقشهای کلیدی را ایفا میکنند و فیلمی خشن و واقعگرایانه از سقوط انسانیت در دل سیستم پلیس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم شرم کثیف (۲۰۰۴) به کارگردانی جان واترز با بازی تریسی اولمن در نقش سیلویا استیکِلز، جانی ناکسویل در نقش کاپریس و سلما بلر، داستان زنی خانهدار میانسال را روایت میکند که پس از یک تصادف رانندگی، هویت جدیدی به عنوان معتاد به سکس پیدا میکند و با شعار «سکس دیوانهوار!» جنبشی جنسی در محلهاش راه میاندازد و شهر را به هرجومرج هجوآمیز و پر از تمایلات سرکوبشده میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «یک فیلم صربی» (۲۰۱۰) به کارگردانی سردجان اسپاسوجیویچ و با بازی سردجان تودوروویچ در نقش میلوش، بازیگر سابق پورنوگرافی که برای پروژهای هنری مرموز دعوت میشود، داستان مردی را روایت میکند که به تدریج وارد دنیایی تاریک از خشونت افراطی، تجاوز، نکروفیلیا و محتوای تابو میگردد و با گذشته و هویت خود درگیر میشود، در حالی که سرگئی تریفونوویچ نقش ولكمير، کارگردان دیوانه را ایفا میکند و فیلم به کاوش مرزهای هنر، اخلاق و جنون میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «الها» (Elles) به کارگردانی مالگورژاتا شوموفسکا در سال ۲۰۱۱، با بازی ژولیت بینوش در نقش آن، روزنامهنگار مجله معتبر الِ، روایتگر زندگی دو دانشجوی دختر به نامهای شارلوت (آنايس دموستييه) و آلوا (ژوزفين دو لا فالِز) است که برای تأمین هزینههای دانشگاه، به فاحشهگری روی آوردهاند. آن در حین مصاحبههای عمیق برای مقالهاش، با واقعیتهای تلخ و پیچیده زندگی این دختران روبرو میشود و این تجربیات، روابط شخصیاش با همسر نویسندهاش (کريستوف پيچينسکي) و فرزندانش را زیر سؤال میبرد و او را به سفری درونی برای کشف تمایلات سرکوبشده خود میکشاند.