خلاصه داستان: مردی گوشهگیر و مرموز به نام مسیو ایر، که از سوی همسایگان طرد شده، عاشق آلیس، دختر جوان همسایه میشود. زمانی که جسد معشوقهی آلیس در نزدیکی خانهی او پیدا میشود، مسیو ایر به عنوان مظنون اصلی شناخته میشود، اما در واقع او شاهد قتل بوده و تلاش میکند تا آلیس را از دست پلیس نجات دهد. این فیلم درخشان محصول سال ۱۹۸۹ به کارگردانی پاتریس لوکونت و با بازی میشل بلان در نقش مسیو ایر و ساندین بونر در نقش آلیس، بر اساس رمانی از ژرژ سیمنون ساخته شده و روایتی تیره و روانشناختی از عشق، تنهایی و گناه را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «سفیدبرفی و شکارچی» (۲۰۱۲) به کارگردانی روپرت ساندرز، یک بازخوانی تاریک و حماسی از افسانه کلاسیک است. کریستن استوارت در نقش سفیدبرفی، شاهزادهای که توسط نامادری شرورش، ملکه راونا (شارلیز ترون)، به جنگل تاریک فرستاده میشود. کریس همسورث در نقش شکارچی اریک، مردی خشن که ابتدا برای کشتن سفیدبرفی استخدام میشود، اما به زودی به محافظ وفادار او تبدیل میگردد. در این سفر پرخطر، سفیدبرفی باید با نیروهای تاریک ملکه مبارزه کند و با کمک شکارچی و هفت کوتوله، پادشاهی خود را بازپس گیرد.
خلاصه داستان: هیو گرانت، حراجچی موفق نیویورکی، عاشق جینا ویتال، دختری از یک خانواده مافیایی بزرگ میشود. وقتی تصمیم به ازدواج میگیرند، هیو ناخواسته وارد دنیای خلافکاران میشود و پدر عروسش، فرانک ویتال، که یک رئیس مافیا است، سعی میکند او را به کارهای خلاف بکشاند. با تلاش برای راضی نگه داشتن خانواده نامزدش و حفظ زندگی قانونی خود، هیو در موقعیتهای خندهدار و خطرناکی گرفتار میشود و باید با استفاده از هوش و شانس خود از این ماجراها جان سالم به در ببرد. این کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی کلی مککینان و با بازی هیو گرانت، جیمز کان و جینا گیرشون است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۷، مارک فورستر کارگردانی فیلم «بادبادکباز» را بر اساس رمان پرفروش خالد حسینی بر عهده گرفت. این فیلم داستان امیر (با بازی خالد عبدالله)، پسری از خانوادهای مرفه در کابل را روایت میکند که در کودکی دوستی عمیقی با حسن (احمد خان محمودزاده)، خدمتکار خانوادهاش، دارد. رابطه آنها تحت تأثیر یک حادثه تلخ و خیانت امیر قرار میگیرد و سالها بعد، پس از مهاجرت به آمریکا، امیر فرصتی برای جبران گذشته و نجات فرزند حسن پیدا میکند. این اثر تحسینشده که در دوران حکومت طالبان و جنگ افغانستان روایت میشود، به مفاهیمی چون دوستی، خیانت، گناه و رستگاری میپردازد.
خلاصه داستان: در سرزمینی افسانهای، لوکاس، شکارچی جوانی که خانوادهاش توسط گروهی از راهزنان بیرحم به قتل رسیدهاند، برای انتقام سوگند یاد میکند. مسیر او با دنیای کهن اژدهایان و شوالیهها تلاقی میکند، جایی که با آخرین اژدهای باقیمانده، سایروث، روبرو میشود. این اژدها که توسط شوالیهای خائن به نام سِر گارت به شدت زخمی شده، خود نیز به دنبال انتقام است. لوکاس و سایروث که توسط سرنوشت به یکدیگر پیوند خوردهاند، متحد میشوند تا عدالت را برقرار کنند. آنها در این مسیر با موانع خطرناک، نیروهای تاریکی و خیانتهای غیرمنتظره روبرو میشوند و لوکاس باید معنای واقعی شجاعت، فداکاری و شرافت را بیاموزد. این ماجراجویی حماسی که در سال ۲۰۲۰ توسط آیزاک فلورنتین کارگردانی شده و تام رودریگز و هلنا بونهام کارتر صداپیشگی آن را بر عهده دارند، داستانی فراموشنشدنی از انتقام، دوستی و تولد دوباره یک قهرمان را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک معلم ادبیات میانسال به نام رز مورگان که در دانشگاه کلمبیا تدریس میکند، با وجود هوش و شخصیت فوقالعادهاش، به دلیل عدم جذابیت ظاهری، هرگز رابطه عاشقانهای را تجربه نکرده است. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با گریگوری لارک، استاد ریاضیات دانشگاه، آشنا میشود. گریگوری که به دنبال رابطهای مبتنی بر تفاهم فکری و بدون درگیریهای عاطفی و جنسی است، از رز درخواست ازدواج میکند. رز ابتدا این پیشنهاد را غیرعادی میداند، اما به تدریج با این ایده کنار میآید و با گریگوری ازدواج میکند. این ازدواج غیرمتعارف با چالشهای بسیاری روبرو میشود، بهویژه زمانی که رز تحت تأثیر خواهر زیبایش، کلر، تصمیم میگیرد ظاهر و سبک زندگی خود را تغییر دهد تا برای شوهرش جذابتر شود. این تغییرات باعث میشود که گریگوری به تدریج احساسات واقعیتری نسبت به رز پیدا کند، اما این تحولات، رابطه آنها را در مسیر پیچیدهای قرار میدهد. فیلم «آینه دو چهره دارد» محصول سال ۱۹۹۶، به کارگردانی باربرا استرایسند و با بازی او به همراه جف بریجز، لورن باکال و پیرس برازنان، داستانی طنز و عاشقانه را روایت میکند که به بررسی ماهیت عشق، زیبایی و روابط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۴، پل روسساباگینا، مدیر یک هتل لوکس در رواندا، شاهد آغاز نسلکشی وحشیانهای میشود که در آن قبیله هوتو، قوم توتسی را به طور سیستماتیک قتلعام میکند. با فروپاشی نظم و قانون و بیتفاوتی جامعه جهانی، پل که خود یک هوتو است، با استفاده از موقعیت و نفوذش، هتلش را به پناهگاهی امن برای بیش از ۱۲۰۰ پناهنده توتسی تبدیل میکند. او با زیرکی، رشوه دادن و مذاکره با مقامات نظامی، جان صدها انسان بیگناه را نجات میدهد و در این مسیر، جان خود و خانوادهاش را به خطر میاندازد. این فیلم به کارگردانی تری جورج و با بازی تحسینبرانگیز دان چیدل، داستانی واقعی از شجاعت، فداکاری و انسانیت در یکی از تاریکترین لحظات تاریخ معاصر را روایت میکند.
---
خلاصه داستان: در شهر کوچکی در لوئیزیانا، داوون کالیفرنیایی و آمند کالیفرنیایی، دو نوجوان از خانوادههای کاملاً متفاوت، عاشق یکدیگر میشوند. داوون که در خانوادهای مرفه و پرتوقع بزرگ شده، با آمند که پسری خوشقلب اما از طبقهای پایینتر است، رابطهای عمیق برقرار میکند. عشق آنها در جوانی به دلیلی غمانگیز و تراژیک به پایان میرسد و آنها را پس از سالها دور از هم قرار میدهد. حالا، پس از گذشت بیست و یک سال، مرگ دوست مشترکشان، تیلز، آنها را مجبور میکند تا دوباره به زادگاهشان بازگردند. این بازگشت، خاطرات گذشته را زنده میکند و آنها را با انتخابهایی که زندگیشان را شکل داده و عشقی که هرگز فراموش نکردهاند، روبرو میسازد. در مواجهه با رازهای پنهان و احساساتی که هنوز زنده است، داوون و آمند باید تصمیم بگیرند که آیا عشق آنها میتواند بر تمام موانع غلبه کند یا اینکه گذشته برای همیشه مسیر زندگی آنها را از هم جدا کرده است. این فیلم عاشقانه و احساسی، به کارگردانی مایکل هافاستروم و با بازی جیمز مارسدن، میشل موناهن، لوک بریس و لینا هیدی، محصول سال ۲۰۱۴ است.
خلاصه داستان: یک مرد مرموز به نام «گریک» که هویت واقعی خود را پنهان کرده، به دنبال خانوادهای ایدهآل میگردد تا به آن بپیوندد. او با تغییر ظاهر و نام خود، وارد زندگی سوزان و دختر نوجوانش استفانی میشود و به سرعت نقش پدرخوانده را بر عهده میگیرد. در ابتدا همه چیز عالی به نظر میرسد، اما به تدریج رفتارهای عجیب و کنترلگرایانهی گریک آشکار میشود و استفانی به هویت واقعی او مشکوک میشود. او که قبلاً خانوادههای دیگری را به قتل رسانده، حالا تهدیدی جدی برای این خانوادهی جدید محسوب میشود. فیلم ترسناک «پدرخوانده» محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی نلسون مککورمیک و با بازی دیلان والش، سلما بلر و امبر هرد، داستانی هولناک از یک قاتل سریالی را روایت میکند که در پی یافتن خانوادهای «کامل» است و هر کسی را که مانع رسیدن به این هدف شود، از سر راه برمیدارد.
خلاصه داستان: در نیویورک سال ۱۹۸۱، کریس گاردنر (ویل اسمیت) یک فروشنده بیموفق دستگاههای اسکنر پزشکی است که با مشکلات مالی شدید دست و پنجه نرم میکند. همسرش لیندا (تندی نیوتون) او را ترک میکند و کریس مجبور میشود پسر خردسالش کریستوفر (جیدن اسمیت) را به تنهایی بزرگ کند. پس از مواجهه با اخراج و بیخانمانی، کریس برای یک دوره کارآموزی بدون حقوق در یک شرکت کارگزاری سهام اقدام میکند، جایی که باید در میان بیست نفر رقابت کند تا تنها موقعیت شغلی موجود را به دست آورد. او و پسرش شبها را در ایستگاه اتوبوس، پناهگاههای بیخانمانان و حتی سرویس بهداشتی ایستگاه قطار میگذرانند، اما کریس هرگز امید خود را از دست نمیدهد و با پشتکار و عشق به پسرش، برای ساختن آیندهای بهتر تلاش میکند. این فیلم درام الهامبخش به کارگردانی گابریله موچینو، داستانی واقعی از فداکاری، اراده و تلاش برای رسیدن به رویای خوشبختی را روایت میکند.