خلاصه داستان: فیلم پلترگایست ۳ محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی گری شرمن، سومین قسمت از سری فیلمهای ترسناک فراطبیعی پلترگایست است. در این قسمت، کارول آن فریلینگ (با بازی هنریکا گلیزر) که اکنون نوجوان است، برای زندگی نزد عمه و عمویش پت (نانسی آلن) و بروس گاردنر (تام اسکریت) به شیکاگو میرود. او امیدوار است که با دور شدن از خانه قبلیاش، از شر ارواح شیطانی و به خصوص روح شرور کین (ناتان دیویس) در امان باشد. اما خیلی زود مشخص میشود که این ارواح، به خصوص کین، همچنان او را تعقیب میکنند و این بار از آینههای یک آسمانخراش مدرن به عنوان دروازهای برای ورود به دنیای زندگان استفاده میکنند. پلترگایست ۳ با استفاده از جلوههای ویژه و صحنههای ترسناک مرتبط با آینهها و توهمات بصری، داستانی پرتنش را روایت میکند که در آن خانواده گاردنر باید برای نجات کارول آن و مقابله با نیروهای شیطانی، بار دیگر با دنیای ناشناخته ارواح روبرو شوند.
خلاصه داستان: یک زن ۷۴ ساله بداخلاق به نام ملالی که همیشه با خانوادهاش مشکل دارد، پس از گرفتن عکسی در یک استودیوی عکاسی مرموز، به شکل یک زن ۲۰ ساله جوانسازی میشود. او که حالا فرصتی دوباره برای زندگی پیدا کرده، با نام جدید «فِرِدا» به دنبال تحقق رویاهای قدیمیاش میرود و در یک گروه موسیقی به عنوان خواننده شروع به فعالیت میکند. اما این تغییر ظاهر مشکلات جدیدی را برای او و خانوادهاش به وجود میآورد. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ کره جنوبی به کارگردانی هوانگ دونگ هیوک با بازی شیم اوک-کیونگ، نا مون هی، پارک این-هوان و سونگ دونگ ایل است که با استقبال خوبی روبرو شد و چندین بازسازی در کشورهای مختلف از جمله چین، ویتنام، ژاپن و هند داشته است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «پچ آدامز» به کارگردانی تام شادیاک و با بازی رابین ویلیامز در نقش اصلی، داستان واقعی زندگی دکتر هانتر «پچ» آدامز را روایت میکند. این فیلم که در سال ۱۹۹۸ ساخته شده، ماجرای دانشجوی پزشکی غیرمعمولی را به تصویر میکشد که معتقد است شفا و خنده به هم پیوند خوردهاند. پچ آدامز با روشهای نامتعارف خود، مانند استفاده از شوخی و شادی برای درمان بیماران، با سیستم خشک و سنتی دانشکده پزشکی در تضاد قرار میگیرد. او با کمک همکلاسی خود، کارین (مونیکا پاتر)، و دوستش، آرتور (فیلیپ سیمور هافمن)، به ایجاد رویکردی انسانیتر در پزشکی میپردازد و در نهایت، بیمارستانی را تأسیس میکند که در آن شفا از طریق همدلی و خنده حاصل میشود. این فیلم الهامبخش، بر اهمیت ارتباط انسانی در فرآیند درمان تأکید دارد و رابین ویلیامز با بازی درخشان خود، شخصیتی به یاد ماندنی را خلق کرده است.
خلاصه داستان: یک وکیل موفق و مغرور به نام دوک دیلون که در حال لذت بردن از زندگی پر زرق و برق خود در یک منطقه تفریحی لوکس است، با ورود یک مأمور افبیآی سابق به نام لئو که برای فرار از گذشته خود به این مکان آمده، مجبور میشود برای محافظت از سبک زندگی آرام خود وارد رقابتی طنزآمیز شود. این فیلم کمدی اکشن محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی ران شلتون و با بازی مورگان فریمن، تامی لی جونز و رنه روسو، داستان رقابت این دو مرد مسن را روایت میکند که در نهایت مجبور به همکاری برای مقابله با یک تهدید مشترک میشوند و در این مسیر، درسهای ارزشمندی درباره دوستی و زندگی میآموزند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۵، کارگردان فرانسوی کریستین کارون با ساخت فیلم **شب خوش کریسمس** به روایت یکی از زیباترین و امیدبخشترین وقایع تاریخ جنگ جهانی اول پرداخت. این درام جنگی بر اساس رویدادی واقعی در کریسمس سال ۱۹۱۴ ساخته شده و داستان سربازان اسکاتلندی، آلمانی و فرانسوی را روایت میکند که در جبهههای غرب، در شب کریسمس، آتشبس خودجوشی برقرار کرده و برای چند ساعت دشمنی را کنار میگذارند. فیلم با بازی بازیگرانی چون دایان کروگر، بنوئت مژیمول، گیوم کانه و دانیل برول، به زیبایی لحظات همدلی، دوستی و امید را در میان ویرانی و خشونت جنگ به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه موسیقی، ایمان و روحیه کریسمس میتواند حتی در تاریکترین لحظات، قلبها را به هم نزدیک کند.
خلاصه داستان: در چین دوران سلسله چینگ، پزشکی خیرخواه به نام «میمون آهنین» در شهرک فقیرنشین ظاهر میشود که با سرقت از ثروتمندان و توزیع غنائم بین نیازمندان، به قهرمان مردم تبدیل میشود. مقامات محلی برای دستگیری او، دکتر یانگ (با بازی یوئن شیائوتیان)، پزشک دیگری را که با پسر کوچکش زندگی میکند، تحت فشار قرار میدهند. دکتر یانگ که ابتدا تمایلی به همکاری ندارد، به ناچار وارد ماجرا میشود و در این میان، هم خود و هم پسرش با حقیقت پشت ماسک میمون آهنین و اهداف والای او آشنا میشوند. این فیلم اکشن و هنرهای رزمی محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی یوئن وو-پینگ، با بازی یوئن شیائوتیان، یوئن چی-وا، دونگ جی-چو و جین مینگ، داستانی جذاب از عدالت اجتماعی، فداکاری و مبارزه با ظلم را روایت میکند.
خلاصه داستان: در شهری کوچک، سیمور، کارمند ساده یک گلفروشی محقر، به طور اتفاقی گیاهی عجیب و غریب پیدا میکند که نامش را ادریکولا گذاشته و آن را در مغازه نگهداری میکند. این گیاه به سرعت به جاذبه اصلی مغازه تبدیل شده و مشتریان زیادی را جذب میکند، اما به زودی مشخص میشود که این گیاه برای زنده ماندن به خون انسان نیاز دارد. سیمور که عاشق همکارش آدرین است، برای حفظ شهرت و موفقیت خود، به تدریج مرتکب قتلهای متعدد شده و اجساد قربانیان را به گیاه میدهد. این گیاه که حالا به هیولایی غولپیکر تبدیل شده، کنترل زندگی سیمور را به دست گرفته و او را در دام جنایات بیشتر میاندازد. فیلم موزیکال کمدی-ترسناک «فروشگاه کوچک ترسناک» محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی فرانک اوز، با بازی ریک موریانیس، الن گرین و وینست گاردنر، داستانی طنزآمیز و سیاه درباره وسوسه، فساد و عواقب انتخابهای نادرست را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «حالا من را میبینی: حالا نمیبینی» سومین قسمت از سری حالا من را میبینی است که چهار سوارکار اصلی (جسی آیزنبرگ، وودی هارلسون، دیو فرانکو و ایسلا فیشر) را با نسل جدیدی از illusionists (جاستیس اسمیت، دومینیک سسا و آریانا گرینبلات) متحد میکند تا ورونیکا وندربورگ (رزاموند پایک)، وارث قدرتمند الماس با امپراتوری جنایی مبتنی بر پولشویی و قاچاق، را افشا کنند؛ این بزرگترین و جهانیترین هیت آنها با پیچشهای ذهنی، چرخشها و افشاگریهای جادویی است. منتقدان برای بازگشت انرژیبخش چهار سوارکار اصلی، اجراهای تازه نسل جدید، کارگردانی روبن فلیشر و صحنههای جادویی خلاقانه تحسین کردهاند و آن را به عنوان یک دنباله هیجانانگیز و سرگرمکننده توصیف کردهاند که با لحظات پرزرقوبرق و طنز هوشمندانه، حس شادی و تعلیق را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بیدار شو مرد مرده: یک راز چاقوها بیرون» سومین قسمت از سری رازهای بنوا بلانک است که بنوا بلانک (دنیل کریگ)، کارآگاه مشهور، را در پیچیدهترین و تاریکترین پروندهاش قرار میدهد؛ او با یک کشیش جوان مشتاق همکاری میکند تا قتلی غیرممکن در یک کلیسای کوچک شهری با تاریخ تاریک را حل کند؛ این روایت با تمرکز عمیق بر ایمان، کنترل مذهبی و شخصیتهای پیچیده، به کاوشی از رازهای پنهان، خیانت و قدرت میپردازد. منتقدان بازی درخشان دنیل کریگ، جاش اوکانر (در نقش کشیش) و گلن کلوز، کارگردانی هوشمندانه رایان جانسون، تصاویر بصوی خیرهکننده کلیسا و چرخشهای داستانی نفسگیر را ستودهاند و آن را به عنوان بهترین قسمت سری پس از فیلم اول توصیف کردهاند که با لحظات تنشزا، عاطفی و تأملبرانگیز، حس کشف، تعلیق و عمق انسانی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: هومر ولز، جوانی که در یتیمخانه بزرگ شده، تحت آموزش دکتر لارچ، پزشک و مدیر یتیمخانه، قرار دارد و با مهارتهای پزشکی آشنا میشود. پس از اینکه خانوادهای ثروتمند برای سقط جنین به یتیمخانه مراجعه میکنند، هومر تصمیم میگیرد یتیمخانه را ترک کرده و به همراه آنها به مزرعه سیب و کارخانه تولید آب سیب برود. در آنجا او با دنیای جدیدی از روابط انسانی، عشق و مسائل اخلاقی مواجه میشود. او عاشق کندی، دختر خانواده، میشود و در عین حال با تصمیمات دشوار اخلاقی درباره سقط جنین و زندگی شخصی خود دست و پنجه نرم میکند. هومر باید بین آموزههای دکتر لارچ و ارزشهای جدیدی که در زندگی تجربه میکند، تعادل برقرار کند. این فیلم به کارگردانی لاسه هالستروم، محصول سال ۱۹۹۹ و با بازی توبی مگوایر، شارلیز ترون و مایکل کین، داستانی عمیق درباره انتخابهای انسانی، عشق و مسئولیت است.