خلاصه داستان: فیلم چشم قرمز (Red Eye) در سال 2005 داستان لیز راین را روایت میکند که در یک پرواز شبانه به دالاس با مردی به نام جکس ریتر آشنا میشود. اما این آشنایی به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود، زمانی که جکس که یک تروریست است، به لیز اطلاع میدهد که پدرش را به گروگان گرفته و او را مجبور میکند تا در تروری که در هتل محل اقامتش در دالاس برنامهریزی شده، به او کمک کند. لیز که در فضای بسته هواپیما گیر افتاده، باید با هوش و زیرکی خود را نجات دهد و نقشه شوم تروریست را خنثی کند.
خلاصه داستان: فیلم «ذرهای تسلی» داستان جیمز باند را در ادامه ماجراهای کازینو رویال روایت میکند. در این قسمت، باند که به دنبال انتقام مرگ عشقش، وسپر لیند، است، با کشف توطئهای بینالمللی که توسط یک تاجر ثروتمند به نام دومینیک گرین هدایت میشود، خود را درگیر ماجرایی خطرناک میبیند. گرین با دستکاری منابع آب در بولیوی، قصد دارد با ایجاد یک انحصار، حکومتی دیکتاتوری را به قدرت برساند. باند در این راه با زنی اسرارآمیز به نام کامیل همراه میشود تا جلوی نقشه شوم او را بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم اورلاندو که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد، داستان زندگی جوانی اشرافی به نام اورلاندو را روایت میکند که در قرن شانزدهم توسط ملکه الیزابت اول به او دستور داده میشود تا یک عمارت بزرگ را حفظ کند. اورلاندو در طول چند قرن زندگی میکند و جنسیت خود را از مرد به زن تغییر میدهد و در این مسیر، تجربیات مختلفی را از جمله عشق، جنگ و تغییرات اجتماعی را پشت سر میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «در مورد جنسیت» (On the Basis of Sex) داستان زندگی روث بیدر گینزبرگ، از آغاز فعالیتهای حقوقیاش در دهه ۱۹۵۰ را روایت میکند. این فیلم که بر اساس وقایع حقیقی ساخته شده، مسیر دشوار او را به عنوان یکی از اعضای دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه او با استفاده از هوش و استدلالهای خود، توانست تبعیض جنسیتی را در قوانین آمریکا به چالش بکشد و برای برابری حقوق زنان و مردان مبارزه کند.
خلاصه داستان: هیچکس (۲۰۰۴) داستان چهار کودک است که در آپارتمانی در توکیو به صورت پنهانی زندگی میکنند. مادرشان آنها را ترک کرده و تنها پول کمی برایشان گذاشته است. بچهها باید با همکاری هم و با تکیه بر کودکیشان، برای بقا در دنیای بزرگسالان تلاش کنند و در عین حال امیدوار باشند که مادرشان بازگردد.
خلاصه داستان: خلاصصه داستان فیلم «گاهی هرگز، گاهی همیشه» (Never Rarely Sometimes Always) درباره دختری جوان به نام اتومبلی است که در پنسیلوانیا زندگی میکند. وقتی متوجه میشود باردار است و امکان سقط جنین قانونی در ایالت خود را ندارد، به همراه دوستش اسکایلر به نیویورک سفر میکند تا این حق را به دست آورد. در این سفر، آنها با واقعیتهای سخت و بیرحم سیستم مراقبتهای بهداشتی و مشکلات اجتماعی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلم موزیک و لیریکس (Music and Lyrics) داستان الکس فلچر (هیو گرانت) را روایت میکند، خواننده مشهور دهه هشتاد میلادی که اکنون در حاشیه قرار گرفته و برای اجرای برنامه در یک مسابقه تلویزیونی دعوت میشود. او برای نوشتن یک ترانه جدید با سوفی فیشر (درا دیمیل)، منشی گلفروشی که استعداد شعرنویسی دارد، همکاری میکند. این دو با هم ترانهای میسازند که نه تنها شانس الکس را برای بازگشت به عرصه موسیقی زنده میکند، بلکه جرقه یک رابطه عاشقانه بین آنها را نیز میزند.
خلاصه داستان: فیلم «تعدد» (Multiplicity) که در سال 1996 ساخته شده، داستان مردی به نام مایکل کیتون را روایت میکند که از شغل و زندگی خسته شده و برای اینکه بتواند هم به کارش برسد و هم به خانوادهاش، تصمیم میگیرد با تکنولوژی کلونینگ، نسخههای متعددی از خودش بسازد. اما به زودی نسخههای جدید او که هر کدام ویژگیهای شخصیتی متفاوتی دارند، کنترل اوضاع را از دستش خارج میکنند و زندگیاش را به آشوب میکشند.
خلاصه داستان: خانم دوپتایر در سال 1993 داستان مردی طلاق گرفته به نام دانیل هیلارد را روایت میکند که برای دیدن فرزندانش، خود را به شکل پیرزنی پرستار و خانهدار به نام اِوِلین دوپتایر درمیآورد و با این ترفند وارد خانه همسر سابقش میشود.
خلاصه داستان: پادشاهی ماه کامل، داستان دو نوجوان به نامهای سام و سوزی را روایت میکند که عاشق یکدیگر میشوند و تصمیم میگیرند از خانههای خود در جزیره نیو انگلند فرار کنند. در سال ۱۹۶۵، با فرار آنها، گروهی از اهالی جزیره از جمله یک پلیس جوان، یک رهبر گروه شناسایی و خانوادههایشان، به دنبال آنها میگردند. این ماجراجویی منجر به کشفیاتی درباره عشق، دوستی و بلوغ میشود.