خلاصه داستان: فیلم Creed (2015) داستان «آدونیس کرید» پسر «آپولو کرید» افسانهای را روایت میکند که با وجود مخالفتهای خانوادگی، به دنبال رویای پدرش در ورزش بوکس است و از «راکی بالبوآ» میخواهد تا او را تعلیم دهد. در این مسیر، آدونیس با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو میشود و در نهایت در یک مبارزه نفسگیر به مصاف قهرمان سنگینوزن جهان میرود.
خلاصه داستان: فیلم «کوکو پیش از شانل» داستان واقعی زندگی گابریل شانل را روایت میکند که از یک یتیمخانه فقیرانه در فرانسه آغاز شد. او که با نام مستعار «کوکو» شناخته میشود، در جوانی به عنوان خیاط و خواننده در کافههای شبانه کار میکند تا اینکه با پولداری به نام اتین بالسان آشنا میشود. این آشنایی زمینهای فراهم میکند تا او استعداد ذاتی خود در طراحی لباس را کشف کند و با ایدههای نوآورانهاش که از لباسهای مردانه الهام گرفته، انقلابی در دنیای مد به پا کند و به یکی از بزرگترین امپراتوریهای فشن تاریخ تبدیل شود.
خلاصه داستان: جوانی به نام اریک در جستجوی همسر گمشدهاش به نام مگی، به جنگلی اسرارآمیز وارد میشود. او در آنجا با موجودات ماوراءالطبیعه و نیروهای تاریک روبرو شده و برای زنده ماندن باید با ترسهای درونی و خطرات بیرونی دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۷، دومینیک تورتو، رهبر گروه، ناگهان به تیم خود خیانت میکند و به دست زنی به نام سایفر که او را با اهرم فشار کنترل میکند، میرود. این اقدام غیرمنتظره، خانوادهاش را در مقابل او قرار میدهد تا با کمک یک مأمور جدید، او را متوقف کنند و دنیا را از یک آشوب نجات دهند.
خلاصه داستان: خواننده چهره، داستانی از دوران سلسله چوسان در کره را روایت میکند که در آن نوریونگ، مردی با توانایی ذاتی در خواندن چهرهها و تشخیص دروغ از چهره افراد، توسط یک مقام دولتی به نام کیم جونگ سو استخدام میشود تا در نقش یک خدمتکار دربار، افراد نزدیک به ولیعهد را زیر نظر بگیرد. نوریونگ به تدریج درگیر توطئهای سیاسی خطرناک میشود که برای سرنگونی ولیعهد توسط گروهی از اشراف طراحی شده است و او باید بین وفاداری به پادشاه و نجات جان ولیعهد یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم «فردا هرگز نمیمیرد» (Tomorrow Never Dies) در سال ۱۹۹۷ ساخته شده است. در این فیلم، جیمز باند (با بازی پیرس برازنان) مأموریت دارد تا جلوی یک سازمان رسانهای قدرتمند به نام «کارور مدیا» را بگیرد. مدیر این سازمان، الیوت کارور، قصد دارد با دستکاری اخبار و ایجاد جنگ بین چین و انگلستان، انحصار پخش اخبار در دنیا را به دست آورد. باند باید با همکاری وین لای (با بازی میشل یئو) از یک جنگ جهانی جلوگیری کرده و دنیا را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلیپ، برادر دوقلوی لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه، در زندان سختگیرانهای محبوس است. پس از سالها، دوستان قدیمی موسکتیرها، آتوس، پورتوس و آرامیس، که اکنون پیر شدهاند، برای نجات او دست به کار میشوند. آنها درمییابند که برادر پادشاه، که به عنوان مرد نقابآهنین شناخته میشود، تنها کسی است که میتواند حکومت خودکامه و فاسد لوئی چهاردهم را سرنگون کند. این سه موسکتیر با کمک دارتانیان جوان، کاپیتان گارد، نقشهای برای جایگزینی پادشاه با برادرش میکشند، اما این توطئه خطرناک، دوستیهای آنها را به بوته آزمایش میگذارد و آنها را در برابر انتخابهای نهایی قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک فیلم درام عاشقانه محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی ویت استیلمن که داستان دو دوست آمریکایی به نامهای تد و فرد را روایت میکند که برای کار و زندگی به شهر زیبای بارسلونا اسپانیا میروند. تد که فردی آرام و خجالتی است، امیدوار است در این شهر اروپایی عشق واقعی خود را پیدا کند، در حالی که فرد که شخصیتی پرخاشگر و ضد زن دارد، مدام در تلاش است تا نظریات عجیب خود درباره روابط را به کرسی بنشاند. ورود این دو به بارسلونا و آشناییشان با زنان محلی و خارجی، موقعیتهای طنزآلود و در عین حال تأملبرانگیزی را خلق میکند که در آن تضاد فرهنگی، عقاید ضد آمریکایی و پیچیدگیهای روابط انسانی به تصویر کشیده میشود. این فیلم با نگاهی دقیق و طنازی ظریف، روابط میان شخصیتها را در پسزمینه جذاب شهر بارسلونا دنبال میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی فرانک اوز و با بازی استیو مارتین، ادی مورفی، هدر گراهام و کریستین بارانسکی است. باب فینگر (استیو مارتین) یک کارگردان شکستخورده است که برای ساختن فیلمش به نام «چوب جادویی» به ستاره بزرگ سینما، کیت رامسی (ادی مورفی)، نیاز دارد. اما کیت که فردی بسیار مذهبی و وسواسی است، از همکاری با او سر باز میزند. باب که از پا نمینشیند، تصمیم میگیرد فیلم را به صورت مخفیانه و بدون اطلاع کیت بسازد. او با دوربینهای مخفی، کیت را در موقعیتهای مختلف فیلمبرداری میکند و از خواهر و برادر دوقلوی کیت به نام جفری (او نیز با بازی ادی مورفی) برای سکانسهای دیگر استفاده میکند. این نقشه عجیب و غریب به تدریج پیچیدهتر میشود و موقعیتهای خندهدار و غیرمنتظرهای را ایجاد میکند که در نهایت همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: دنی، مرد جوان نابینایی که از بدو تولد بینایی خود را از دست داده، زندگی منظمی را در کنار برادرش لری میگذراند. او که به عنوان ماساژدرمانگر در یک مرکز درمانی کار میکند، با وجود نابینایی، فردی مستقل و باهوش است. زندگی دنی زمانی دستخوش تغییر میشود که دکتر پالمر، پزشک معالجش، به او پیشنهاد میدهد که تحت یک عمل جراحی تجربی قرار بگیرد؛ عملی که میتواند بینایی او را بازگرداند. دنی که همیشه در رویای دیدن دنیای اطرافش بوده، این پیشنهاد را میپذیرد، اما به شرطی که تا زمان مشخص شدن نتیجه عمل، موضوع را از همه، از جمله لری، پنهان نگه دارد. در همین حین، دنی با آنجی، یک دختر جذاب هندی-آمریکایی آشنا میشود. آنجی که به تازگی از نامزدش جدا شده، مجذوب شخصیت صادق و طنز دنی میشود. این آشنایی به یک رابطه عاطفی عمیق منجر میشود، اما دنی با یک دوراهی اخلاقی بزرگ روبرو میشود: آیا باید حقیقت را درباره عمل جراحی و احتمال بینا شدنش به آنجی بگوید؟ او میترسد که اگر آنجی بداند ممکن است به زودی بتواند او را ببیند، احساساتش تغییر کند و رابطهشان بر پایه ظاهر فیزیکی شکل بگیرد. این رازداری به تدریج فشار روانی زیادی بر دنی وارد میکند و رابطه او با آنجی و لری را تحت تأثیر قرار میدهد. دنی باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش به خطر انداختن عشقی را که به آن نیاز دارد، برای حفظ یک راز دارد یا خیر. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جیمز کیت، با بازی کریس پاین، آنوپم کهیر و ادی کای Thomas است.