خلاصه داستان: فیلم ۹۹ فرانک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ژان کونو و با بازیگری تحسینبرانگیز ژان دژاردن، طنز سیاه و هجوآمیزی از دنیای تبلیغات است. این فیلم که بر اساس رمان پرفروش فردریک بگبدر ساخته شده، داستان اکتاو پاریانکو (با بازی دژاردن) را روایت میکند؛ یک خلاق تبلیغاتی جوان و بسیار موفق که سالانه ۹۹ میلیون فرانک درآمد دارد و در اوج دنیای پول و شهرت زندگی میکند. او تمام روزهای خود را در یک شرکت بزرگ تبلیغاتی در پاریس میگذراند و با استفاده از ترفندهای روانشناختی و دروغهای بزرگ، محصولات مختلف را به مردم میفروشد. با این حال، ثروت و موفقیت ظاهری او با پوچی و بیمعنایی عمیقی همراه است و او به تدریج از زندگی مصرفزده و فریبندهای که خودش در ساختن آن نقش داشته، خسته میشود. این خستگی و انزجار از سیستم تبلیغاتی که در آن کار میکند، او را به سوی یک شورش شخصی و افراطی سوق میدهد. فیلم با تصاویر خیرهکننده، تدوین سریع و طنز تلخ خود، نقد تندی بر جامعه مصرفگرا و صنعت تبلیغات وارد میکند و بیننده را به تفکر درباره ارزشهای واقعی زندگی فرامیخواند.
خلاصه داستان: دو دانشجوی مهندسی به نامهای فارحان و راجو در جستجوی دوست گمشده خود رانچو هستند. پس از سالها، آنها با کمک همکلاسی قدیمی خود چاتور، که همیشه به رانچو حسادت میکرد، به سرنخی از محل او میرسند. در طول سفرشان، خاطرات دوران دانشجویی آنها در کالج مهندسی امپراتوری، تحت سلطه مدیر سختگیر دکتر ویرو ساستر، زنده میشود. رانچو، با فلسفه زندگی منحصر به فرد خود مبنی بر یادگیری برای لذت بردن به جای دنبال کردن موفقیت، نه تنها زندگی دوستانش، بلکه کل سیستم آموزشی را به چالش میکشد. این فیلم محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی راجکومار هیرانی و با بازی عامر خان، کارینا کاپور، آر. مادهاوان و شورمن جوشی است.
خلاصه داستان: یک مرد کهنهکار سازمان سیا به نام اتان رنر، پس از سالها خدمت در دنیای تاریک جاسوسی، تصمیم میگیرد برای نزدیک شدن به خانوادهاش، به خصوص دختر نوجوانش زویی، بازنشسته شود. او به پاریس میرود تا با همسر سابقش کریستین و دخترش زندگی جدیدی را آغاز کند. اما دنیای جاسوسی به این راحتی او را رها نمیکند. یک مأمور مرموز به نام ویوین به او پیشنهادی وسوسهانگیز میدهد: یک داروی آزمایشی که میتواند زندگی او را نجات دهد، در ازای انجام یک مأموریت نهایی. اتان باید در عرض سه روز یک تروریست خطرناک بینالمللی به نام «گرگ» را به دام بیندازد. او در این مسیر با چالشهای بزرگی روبرو میشود: تعادل بین وظیفهی مرگبارش به عنوان یک مأمور و مسئولیتاش به عنوان یک پدر. در حالی که زمان به سرعت میگذرد، اتان باید بین نجات جهان و نجات خانوادهاش یکی را انتخاب کند. این فیلم اکشن در سال ۲۰۱۴ توسط مکجی کارگردانی شده و کوین کوستنر، امبر هرد و هیلی استاینفلد در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی کالج به نام کریس (جیکوب الوردی) زندگی عادی خود را در دانشگاه میگذراند تا اینکه با سام (تارا سامرویل) آشنا میشود و عشق را تجربه میکند. در همین حال، در بخش دیگری از دنیا، جوانی ثروتمند به نام خورخه (آدینیر آرسه) با بیماری جدی دست و پنجه نرم میکند و تنها راه نجاتش پیوند عضو است. زندگی این دو نفر به شکلی غیرمنتظره و شگفتانگیز به هم گره میخورد و داستانی از عشق، فداکاری و تقدیر را رقم میزند. این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی لان اسپینکا و با بازی جیکوب الوردی، آدینیر آرسه، تارا سامرویل و کایلا پرادو است که روایتی تکاندهنده از قدرت عشق و تأثیر یک تصمیم بر زندگی دیگران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک نویسنده مشتاق به نام مایک انسلین که به خاطر کتابهایش در مورد اماکن ماوراءطبیعی شهرت دارد، در حال حاضر با بحران اعتقادی و شخصی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. او که دیگر به هیچچیز اعتقاد ندارد، تصمیم میگیرد یک شب را در اتاق ۱۴۰۸ هتل دولفین، که به خاطر مرگهای مرموز و خودکشیهای متعدد به شهرت شومی رسیده است، بگذراند. مدیر هتل که از قصد او مطلع میشود، با تمام توان سعی میکند او را از این کار منصرف کند و هشدار میدهد که هیچکس نتوانسته بیش از یک ساعت در آن اتاق دوام بیاورد. اما مایک که مصمم است، وارد اتاق میشود و به زودی متوجه میشود که این اتاق تنها یک افسانه نیست، بلکه یک موجودیت شیطانی است که با استفاده از ترسها و گناهان گذشته او، به شکنجه روانیاش میپردازد و او را در یک مارپیچ هولناک از توهمات و کابوسهای غیرقابل تحمل گرفتار میکند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی میکائیل هافاستروم و با بازی جان کوزاک و ساموئل ال. جکسون است.
خلاصه داستان: فیلم «عشق، دعا، غذا» (Eat Pray Love) به کارگردانی رایان مورفی و با بازی جولیا رابرتز، خاویر باردم، جیمز فرانکو و ریچارد جنکینز، بر اساس کتاب پرفروش الیزابت گیلبرت ساخته شده است. داستان زندگی الیزابت «لیز» گیلبرت (جولیا رابرتز) را روایت میکند؛ زنی موفق در دهه سی سالگی که علیرغم داشتن زندگی ایدهآل از نظر دیگران، احساس پوچی و سردرگمی میکند. پس از طلاق دردناک از همسرش (بیلی کروداپ)، او تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد و سفری یک ساله به سه کشور مختلف را آغاز میکند. در ایتالیا، او هنر لذت بردن از زندگی و غذا را میآموزد و طعم شادی را میچشد. سپس به هند میرود و در یک آشرم به مراقبه و دعا میپردازد تا آرامش درونی را بیابد. در نهایت، در بالی اندونزی، او با پزشک و عاشقانهای به نام فلیپه (خاویر باردم) آشنا میشود و معنای عشق واقعی را درک میکند. این سفر تحولآفرین به لیز کمک میکند تا خود واقعیاش را پیدا کند و تعادل را به زندگی بازگرداند.
خلاصه داستان: استفن استرینج، یک جراح مغز و اعصاب مغرور و موفق، پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک، دستان خود را از دست میدهد و دنیای ثروت و شهرت او فرو میپاشد. در جستجوی درمانی برای بازگرداندن قدرت دستانش، تمام دارایی خود را صرف روشهای درمانی متعارف و غیرمتعارف میکند تا اینکه سرنخهایی او را به کامیا-تاج، مکانی اسرارآمیز در کوههای هیمالیا میکشاند. در آنجا، او با «نادانسته»، یک مرید باستانی، آشنا میشود که به او هنرهای جادویی و استفاده از ابعاد دیگر را آموزش میدهد. استرینج باید خودخواهی را کنار بگذارد و قدرت تازهیافته خود را بیاموزد تا در برابر کائسیلیوس، یک مرید سابق که میخواهد با استفاده از قدرت تاریک، جهان را نابود کند، بایستد و از دنیا محافظت نماید. این فیلم به کارگردانی اسکات دریکسون و با بازی برجسته بندیکت کامبربچ در نقش اصلی، در سال ۲۰۱۶ به روی پرده رفت و دنیای سینمایی مارول را به سوی ابعاد ماوراءالطبیعه گسترش داد.
خلاصه داستان: یک سامورایی بینام و نشان به نام کای در جنگلی دورافتاده زندگی میکند که توسط یک خدای فریبنده شیطانی بزرگ شده است. او توسط ارباب آسانو، حاکم منطقه آکو، به خدمت گرفته میشود و عشق پنهانی به دختر او، میکا، پیدا میکند. زمانی که ارباب آسانو توسط ارباب حیلهگر کیایه در یک توطئه فریبکارانه به مرگ محکوم میشود، ۴۷ رونین وفادار او به رهبری سردسته اوشیو سوکانه قسم میخورند که انتقام ارباب خود را بگیرند، حتی اگر این کار به قیمت جانشان تمام شود. کای که اکنون بخشی از این گروه شده، باید از قدرتهای ماوراءالطبیعه خود برای کمک به رونینها استفاده کند و در نهایت، انتقام خون اربابشان را از کیایه بگیرند.
خلاصه داستان: در این کمدی رمانتیک به یاد ماندنی به کارگردانی گری وینیک که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، جنیفر گارنر در نقش جنا رینک، دختری ۱۳ ساله در سال ۱۹۸۷، بازی میکند که آرزوی بزرگ شدن و محبوب شدن دارد. پس از یک اتفاق جادویی در جشن تولدش، جنا ناگهان خود را در سال ۲۰۰۴ و در بدن ۳۰ سالهاش مییابد؛ زنی موفق و سردبیر مجلهای معروف در نیویورک. اما او به سرعت متوجه میشود که زندگی رویاییاش به قیمت از دست دادن دوست صمیمی دوران کودکیاش، مت فلاملین (با بازی مارک رافلو)، تمام شده است. جنا که هنوز ذهنیت یک نوجوان ۱۳ ساله را دارد، سعی میکند زندگی جدیدش را بفهمد و مسیر اشتباه گذشته را اصلاح کند تا شاید بتواند عشق واقعی و دوستیهای ارزشمندش را بازگرداند. کریستینا آپلگیت، جودی گریر و اندی سرکیس از دیگر بازیگران این فیلم خاطرهانگیز هستند.
خلاصه داستان: فیلم اکشن ۱۲ دور (۱۲ Rounds) محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی رنه هارلین و با بازی جان سینا، آیدان گیلن و اشلی اسکات است. داستان حول محور دنی فیشر، یک کارآگاه پلیس موفق در نیواورلئان میچرخد که پس از دستگیری یک تروریست بینالمللی به نام مایلز جکسون، زندگی آرامی را آغاز میکند. اما یک سال بعد، جکسون به شکلی مرموز از زندان فرار میکند و برای انتقام، نامزد دنی یعنی مالی را میدزدد. جکسون دنی را در یک بازی مخوف ۱۲ مرحلهای قرار میدهد که هر مرحله شامل یک بمبگذاری یا یک موقعیت خطرناک است. دنی باید با پیروی از دستورات پیچیده و حل معماهای سخت، در هر مرحله جان خود و دیگران را نجات دهد و در نهایت به معشوقهاش برسد. این فیلم با صحنههای تعقیب و گریز نفسگیر و اکشنهای خشن، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.