خلاصه داستان: فیلم «اسموکی و باندیت» (Smokey and the Bandit) یک اثر کلاسیک در سبک اکشن و کمدی جادهای محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی هال نیدهام است. داستان فیلم درباره رانندهای به نام باندیت (با بازی برت رینولدز) است که قبول میکند در ازای دریافت مبلغی پول، یک کامیون حامل بیکنیک (نوشیدنی الکلی) را از تگزاس به جورجیا برساند. در طول مسیر، او با پلیسی به نام شریف بی. جی. بوستوسر (با بازی جک گلیسون) روبرو میشود که تمام تلاش خود را برای دستگیری باندیت به کار میگیرد. این فیلم به دلیل صحنههای اکشن هیجانانگیز، خودروهای کلاسیک و بازی درخشان برت رینولدز به یکی از پرفروشترین فیلمهای زمان خود تبدیل شد و تاثیر عمیقی بر فرهنگ عامه دهه ۱۹۷۰ گذاشت.
خلاصه داستان: فیلم رودی (Rudy) داستانی الهامبخش و واقعی را روایت میکند که در سال ۱۹۷۵ در دانشگاه نوتردام آمریکا اتفاق میافتد. رودی، پسری با جثهای کوچک و شرایط مالی ضعیف، تمام عمرش را صرف رویایی کرده که برای بسیاری غیرممکن به نظر میرسد: بازی در تیم فوتبال آمریکایی نوتردام. او با وجود مخالفت خانواده و دوستان، با پشتکار و عزمی راسخ به دانشگاه میرود و با سختیهای فراوان، از جمله کار در یک کارخانه فولاد، در تلاش برای راهیابی به تیم است. در نهایت، با اثبات شایستگی و قلب بزرگش، موفق میشود لحظهای فراموشنشدنی را در زمین فوتبال تجربه کند که نشاندهنده این حقیقت است که با ایمان و تلاش، هیچ رویایی دستنیافتنی نیست.
خلاصه داستان: سال ۱۹۷۸ است و بازرس کلوزو پس از یک سوء قصد به قتل، به عنوان یک قهرمان ملی تجلیل میشود. اما وقتی جسد او در دریا پیدا میشود، پلیس مجبور است برای یافتن قاتلش، به سراغ همسر عزادارش، سیمونه، و دوستانش برود. در همین حال، یک گانگستر رقیب، برای انتقام از رئیس مافیا، کلوزو را زنده پیدا میکند و او را وادار میکند تا دوباره به عنوان یک پلیس وارد عمل شود. حالا کلوزو باید با هویتی جدید و در حالی که مرگش را جشن گرفتهاند، دوباره به مأموریت برگردد.
خلاصه داستان: پ.س. ۱۹۵۴) یک عکاس خبری به نام لیف اریکسون (با بازی جیمز استوارت) است که به دلیل شکستگی پایش در یک آپارتمان در محلهای مسکونی در نیویورک محبوس شده است. او برای گذراندن وقت، از پنجره آپارتمانش همسایگانش را تماشا میکند و به تدریج شاهد یک قتل احتمالی در خانه همسایهاش، آقای تورسو (ری بن)، میشود. با کمک نامزدش، لیزا (گریس کلی)، و پرستارش، استلا (تلمه رایلی)، او تحقیقات خود را آغاز میکند و در نهایت با قاتل روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آوت» داستان مردی به نام فرید را روایت میکند که پس از سالها زندگی در خارج از کشور، برای فروش ملک پدری به ایران بازمیگردد. او در این سفر، با حقایقی تلخ و ناگهانی درباره گذشته خانوادگیاش مواجه میشود که زندگی آرام او را به کلی دگرگون میکند. فرید درگیر ماجرایی پیچیده میشود که او را بین وفاداری به خانواده و افشای حقیقتی سرنوشتساز قرار میدهد.
خلاصه داستان: نانسی درو در سال 2007، نوجوان باهوش و کنجکاوی است که به همراه پدرش به ریور دیل نقل مکان میکند. او در مدرسه جدیدش با یک قتل مرموز روبرو میکند که مربوط به یک بازیگر مشهور قدیمی است. نانسی با استفاده از مهارتهای کارآگاهیاش، تحقیقات خود را آغاز میکند و در این مسیر با دوستان جدیدش و اسرار پنهان شهر روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آقای مامان» داستان جک باتر (مایکل کیتون) را روایت میکند که پس از اخراج از کار، همسرش کارول (تیری ادی) به سر کار بازمیگردد و او مسئولیت نگهداری از سه فرزند کوچکشان را بر عهده میگیرد. جک که تجربهای در امور خانه و نگهداری از بچهها ندارد، به سرعت با چالشهای طنزآمیزی مواجه میشود که زندگی خانوادگی آنها را دستخوش تغییرات اساسی میکند.
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم قبلی، جیمز باند مأموریت مییابد تا یک محموله از موشکهای ماهریکر را که از یک کشتی بریتانیایی به سرقت رفته، ردیابی کند. تحقیقات او او را به سمت میلیاردری خیریه به نام هوگو دراکس میکشاند که در تلاش برای ساختن یک جامعه ایدهآل در فضا است. باند با همکاری دکتر هالی گودهد، کارمند ناسا، درمییابد که دراکس قصد دارد با پرتاب یک کشتی فضایی، نسل بشر را با گازی کشنده از بین ببرد و نژاد برگزیده خود را در فضا مستقر کند. باند باید با نابودی سلاحهای شیمیایی و سفینه فضایی دراکس، نقشههای شیطانی او را خنثی کند.
خلاصه داستان: فیلم داستان پسری نوجوان به نام تریپ را روایت میکند که برای فرار از زندگی کسلکنندهاش در یک شهر کوچک، با ساختن یک کامیون هیولاپسند که با یک موجود دریایی کوچک به نام کریپ که در مخزن بنزینش پنهان شده، کار میکند. وقتی کریپ توسط یک شرکت نفتی شرور که به دنبال اوست، تهدید میشود، تریپ و دوستانش باید با همکاری یکدیگر، کامیون هیولایی را به موتوری قدرتمند تبدیل کنند تا از موجود و شهرشان محافظت کنند.
خلاصه داستان: موآنا دختری جوان از جزیره پولینزی است که با شنیدن صدای دریا و قلبش، ماموریت مییابد تا با عبور از اقیانوس، الهه حیات را پیدا کند و نفرینی را که جهان را تهدید میکند، از بین ببرد. او در این سفر پرماجرا با مائوئی، خدای دریاها همراه میشود تا با همکاری هم، اورا را به جایگاه اصلیاش بازگردانند و آینده مردمش را نجات دهند.