خلاصه داستان: فیلم «استن هافینگ» داستان مردی به نام استن را روایت میکند که در یک شرکت ویدیویی کار میکند و شبی سرنوشتساز، به همراه دوستانش به یک سفر جادهای میرود. آنها در مسیر خود به شهری کوچک و متروک میرسند که توسط یک قاتل زنجیرهای وحشی مورد حمله قرار گرفته است. استن که بهطور اتفاقی شبیه یک قاتل معروف است، بهناچار درگیر ماجرا میشود و باید برای نجات جان خود و دوستانش با این موجودات وحشتناک دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی سال ۲۰۱۸ با عنوان سارق سرخ (Red Sparrow) داستان بالرینی را روایت میکند که پس از آسیب دیدگی شدید از صحنه رقص کنار گذاشته میشود و با پیشنهادی عجیب از سوی داییاش که یک افسر اطلاعاتی روس است، برای نجات خانوادهاش به مدرسهای مخفی میپیوندد که در آن جاسوسهای زن را با استفاده از روشهای خاص و سوءاستفادههای روانی و جسمی آموزش میدهند. او در ادامه مأموریتی دریافت میکند که در جریان آن با مأمور سیا آشنا میشود و درگیر رابطهای پیچیده و خطرناک میشود که در آن اعتماد و خیانت معنا میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم «برای همیشه» (Never Forever) در سال 2007 روایتگر زنی به نام سافی است که پس از اینکه همسرش اندرو به کما میرود، در تلاشی ناامیدانه برای بقا و نجات زندگیاش، با مردی جوان و مهاجر به نام جیهو رابطهای عاطفی و پیچیده را آغاز میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ند کلی» داستان واقعی یکی از مشهورترین چهرههای تاریخ استرالیا را روایت میکند. این فیلم که در سال 2003 ساخته شده، زندگی ند کلی، یک ایرلندی مهاجر و فرزند یک محکوم به تبعید را به تصویر میکشد که در جامعهای طبقاتی و پر از تبعیض رشد میکند. پس از اینکه مأمور پلیس فاسدی به خواهرش توهین میکند، ند کلی و برادرانش در یک درگیری او را میکشند و به راهزنی در جادهها روی میآورند. با گذشت زمان، ند کلی به یک قهرمان مردمی تبدیل میشود که با پلیس فاسد و سیستم ظالم مبارزه میکند، اما در نهایت با خیانت یکی از اعضای گروهش، دستگیر و به دار آویخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «جاده مالهالند» در سال ۲۰۰۱ داستان زنی جوان به نام بتی الدن را روایت میکند که برای رسیدن به رویای بازیگری به لسآنجلس میآید و در خانه عمهاش ساکن میشود. او با دختری به نام ریتا که دچار فراموشی شده و در تصادفی اتومبیل گریخته، آشنا میشود. بتی تصمیم میگیرد به ریتا کمک کند تا هویت واقعیاش را پیدا کند، اما این جستجو آنها را به دنیای پررمز و راز و خطرناک هالیوود میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «کمین» داستان دو مأمور پلیس به نامهای دیک و ری را روایت میکند که برای مراقبت از یک تاجر ثروتمند به نام پیتر فایرستون و همسر جوانش کاترین مأموریت دارند. در این میان، ری که به تازگی از همسرش جدا شده، در حین عملیات عاشق کاترین میشود و با اینکه این رابطه غیرقانونی است، اما احساساتش باعث میشود تا در انجام وظیفهاش تردید کند و خود را در موقعیتی پرخطر و پیچیده بیندازد.
خلاصه داستان: فیلم «اسپنسر مرموز» (Spenser Confidential) یک اثر اکشن و جنایی محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی پیتر برگ است. داستان فیلم درباره «اسپنسر»، یک کارآگاه سابق بوستون است که به جرم قتل به زندان افتاده و پس از آزادی، قصد دارد زندگی آرامی را آغاز کند. اما زمانی که یک قتل مرموز و حملهای خشونتبار رخ میدهد، اسپنسر با همکاری «هاوک»، دوست و همرزم سابقش، وارد ماجراجویی خطرناکی میشود که او را به اعماق فساد و توطئههای پلیسی و باندهای تبهکاری میکشاند. اسپنسر برای افشای حقیقت و پاک کردن نام خود، باید با دشمنان قدرتمندی روبرو شود و در این مسیر، مهارتهای رزمی و کارآگاهی خود را به کار گیرد.
خلاصه داستان: فیلم «مرد فضایی» (Spaceman) داستان یک فضانورد به نام «یاکوب» را روایت میکند که برای انجام یک مأموریت تحقیقاتی به سمت یک سیارک اسرارآمیز در اعماق فضا ارسال شده است. در طول سفر، او که با تنهایی شدید و فشارهای روانی ناشی از انزوا دست و پنجه نرم میکند، با موجودی فضایی عجیب به نام «جانور» آشنا میشود. این موجود که تنها همسفر او در این سفر طولانی است، به او کمک میکند تا خاطرات گذشتهاش را مرور کند و با مشکلات زندگی شخصیاش، بهویژه رابطهاش با همسرش، روبرو شود. یاکوب در این سفر درونی و بیرونی، به دنبال درک معنای زندگی، عشق و وظیفهاش در جهان هستی است.
خلاصه داستان: فیلم تابستانی درباره یک تیم قایقرانی نوجوان است که برای شرکت در مسابقات قایقرانی به یک اردوی تابستانی میروند. در آنجا، دوستی قدیمی بین دو نفر از اعضای تیم به یک رابطه عاشقانه پیچیده تبدیل میشود و آنها را درگیر چالشهای عاطفی و اجتماعی میکند که در نهایت منجر به کشف خود و بلوغ عاطفی میشود.
خلاصه داستان: فیلم سولومون کین در سال 2009 روایتگر داستان جنگجویی به همین نام است که در قرن هفدهم میلادی در انگلستان زندگی میکند. او که مردی خشن و بیباک است، پس از آنکه متوجه میشود روحش به خاطر اعمال گذشتهاش در خطر است، تصمیم میگیرد تا راه صلح و رستگاری را در پیش گیرد. اما زمانی که خانوادهای توسط نیروهای شیطانی ربوده میشوند، سولومون کین مجبور میشود بار دیگر شمشیر به دست گیرد و با ارتشی از موجودات تاریکی که توسط یک جادوگر شرور رهبری میشوند، به نبردی مرگبار بپردازد.