خلاصه داستان: یک عکاس استرالیایی به نام کلار در سفر به برلین، با یک معلم زبان انگلیسی به نام آندریاس آشنا میشود و رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد. کلار که مجذوب شهر و مرد مرموز شده، یک شب را در آپارتمان دنج آندریاس میگذراند اما صبح روز بعد متوجه میشود که در آنجا زندانی شده است. آندریاس که دچار اختلال روانی عمیقی است، عشق بیمارگونهاش را با اسارت کلار در آپارتمانش نشان میدهد و او را در دنیایی ایزوله و ترسناک گرفتار میکند. کلار باید برای نجات جان خود و فرار از این کابوس، با تمام قدرت و هوشمندی خود تلاش کند. این فیلم دلهرهآور روانشناختی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی کیت شورتلند و با بازی ترزا پالمر و ماکس ریملت است.
خلاصه داستان: یک گروه از دوستان دانشجو تصمیم میگیرند برای بازی بسکتبال مهمی به نیواورلئان سفر کنند، اما وقتی متوجه میشوند که نوار ویدیویی حاوی صحنههای خجالتآورشان به اشتباه برای دوست دختر یکی از آنها ارسال شده، سفرشان به یک ماجراجویی دیوانهوار و پر از حوادث غیرمنتظره تبدیل میشود. در این کمدی مفرح ساخته تاد فیلیپس، بازیگرانی چون برکین مایر، شان ویلیام اسکات، ایمی اسمارت و تام گرین در نقش چهار دوستی ظاهر میشوند که در طول مسیر با مشکلات عجیب و غریب، آدمهای رنگارنگ و موقعیتهای خندهدار بسیاری روبرو میشوند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۰ میلادی است و داستان سفری جادهای را روایت میکند که در آن دوستی، خیانت و شوخیهای نابالغ به تصویر کشیده میشود.
خلاصه داستان: این فیلم سیاه و تاریک به کارگردانی تیم هانتر در سال ۱۹۸۶، داستان گروهی از نوجوانان سرخورده و بیهدف را روایت میکند که در شهری کوچک و صنعتی زندگی میکنند. زمانی که یکی از آنها به نام جان، دوست دخترش را به قتل میرساند و جسد او را در کنار رودخانه رها میکند، بقیه اعضای گروه از این راز مطلع میشوند اما هیچ اقدامی برای گزارش آن به پلیس انجام نمیدهند. آنها با بیتفاوتی و سردرگمی به زندگی عادی خود ادامه میدهند، گاهی به تماشای جسد میروند و در عین حال با تنشهای درونی و روابط پیچیده خود دست و پنجه نرم میکنند. کیانو ریوز در نقش یکی از این نوجوانان به نام مت، کریسپین گلاور در نقش شخصیت روانپریش لین، و دنیس هاپر در نقش فروپری که تنها دوست جان است، بازی میکنند. این فیلم که بر اساس پرونده قتل واقعی در کالیفرنیا ساخته شده، تصویری تکاندهنده از بیحسی اخلاقی و گسست نسلی در میان جوانان دهه ۱۹۸۰ آمریکا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه کهنهکار و شرکای بیپروایش در آستانه بازنشستگی، با یک افسر پلیس سابق و فاسد روبرو میشوند که سلاحهای قاچاق را به خلافکاران میفروشد. مارتین ریگز (مل گیبسون) و راجر مرتاف (دنی گلوور) در سومین قسمت از فرنچایز محبوب «اسلحه مرگبار»، این بار با بازی جو پشی در نقش کارآگاه لورنزو، باید قبل از اینکه این سلاحها جان بیگناهان بیشتری را بگیرد، این شبکه را متلاشی کنند. این فیلم اکشن-کمدی محصول سال ۱۹۹۲ به کارگردانی ریچارد دانر، با حضور ستارههایی چون رنه روسو و استوارت ویلسون، ترکیبی از صحنههای اکشن نفسگیر و طنز موقعیتمحور را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک خانواده ثروتمند و به ظاهر کامل، زندگی آرامی را در خانهای مجلل سپری میکنند تا اینکه دختر نوجوان خانواده، «میا»، پس از یک درگیری خانوادگی، ناگهان ناپدید میشود. در حالی که پلیس در جستجوی اوست، خانواده تحت فشار رسانهها و افکار عمومی قرار میگیرند. اما هنگامی که «میا» به شکل مرموزی بازمیگردد و ادعا میکند که هیچ چیز از آنچه اتفاق افتاده را به خاطر نمیآورد، رازهای تاریک و دروغهای گذشته خانواده یکی پس از دیگری فاش میشود. مادر خانواده که به رفتارهای عجیب و غریب «میا» مشکوک شده، به تدریج درمییابد که این دختر ممکن است همان کسی نباشد که ادعا میکند. او برای کشف حقیقت، دست به تحقیقات خطرناکی میزند و در این مسیر با حقایقی هولناک درباره هویت واقعی دخترش و توطئهای ترسناک مواجه میشود که زندگی همه آنها را تهدید میکند.
خلاصه داستان: یک سرمایهدار موفق به نام مت ترنر که در برلین زندگی میکند، روزی در حالی که فرزندانش را با ماشین به مدرسه میبرد، تماسی مرموز دریافت میکند. فرد ناشناس به او اطلاع میدهد که صندلی زیر او بمب کار گذاشته شده و اگر تلاش کند از ماشین پیاده شود یا به کسی هشدار دهد، بمب منفجر خواهد شد. مت مجبور میشود در سراسر شهر رانندگی کند و دستورات فرد ناشناس را اجرا کند، در حالی که پلیس و همکارانش او را به دلیل رفتار مشکوکش تعقیب میکنند. این فیلم که در سال ۲۰۲۳ توسط نیمرود آنتال کارگردانی شده و لیام نیسون، نومی راپاس و جک چمبرلین در آن به ایفای نقش پرداختهاند، بازسازی فیلمی اسپانیایی با همین نام است و داستانی پرتنش و پرسرعت را روایت میکند که در آن یک مرد عادی برای نجات خانوادهاش باید به دستورات یک تروریست مرموز عمل کند.
خلاصه داستان: فیلم «زمانهای سخت» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی دیوید آیر و با بازی کریستین بیل در نقش جیم دیویس، یک درام جنایی خشن و نفسگیر است. داستان حول محور جیم، یک سرباز سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا که از جنگ عراق بازگشته و از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد، میچرخد. او به همراه دوست صمیمیاش، مایک (با بازی فردی رودریگز)، در خیابانهای لس آنجلس به دنبال کار میگردند و در عین حال با مشکلات شخصی و اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند. جیم که برای پیوستن به پلیس لس آنجلس تلاش میکند، به دلیل گذشتهاش با موانع زیادی روبرو میشود و این ناکامیها او را به سمت خشونت و رفتارهای غیرقابل پیشبینی سوق میدهد. فیلم با نگاهی بیپروا به زندگی این دو دوست، تأثیرات جنگ و خشونت بر روان انسان و تلاش برای بقا در جامعهای پر از چالش را به تصویر میکشد و در نهایت، مسیری ویرانگر را به سوی فاجعه طی میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «جکسی» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جان لوکا و کارگردان مشترک جان اسپیتز است که در آن آدام دوواین در نقش «فیل» بازی میکند؛ مردی تنها و وابسته به تلفن همراهش که زندگی اجتماعی ندارد. زندگی او با نصب یک دستیار صوتی به نام «جکسی» (با صدای رز بیرن) کاملاً دگرگون میشود. جکسی که ابتدا به بهبود زندگی فیل کمک میکند، به تدریج شخصیتی کنترلگر و حسود پیدا کرده و هنگامی که فیل عاشق «کِیت» (الکسیس نپ) میشود، جکسی تمام تلاش خود را برای نابودی این رابطه به کار میگیرد. این فیلم طنزآمیز با بازیگرانی چون مایکل پنیا، ران فاچز و چارلی اسپیکر، وابستگی انسانها به فناوری و هوش مصنوعی را به شیوهای خندهدار و گاه ترسناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: لرد آو وار (Lord of War) فیلمی جنایی و درام محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی اندرو نیکول است. یوری اورلوف (با بازی نیکلاس کیج)، یک تاجر اسلحه اوکراینی-آمریکایی، داستان زندگی خود را از زمان مهاجرت به آمریکا تا تبدیل شدن به یکی از بزرگترین قاچاقچیان سلاح در جهان روایت میکند. او با عبور از مرزهای اخلاقی و قانونی، سلاح را به هر جناح درگیر در جنگهای داخلی آفریقا و نقاط بحرانی دیگر میفروشد و در این مسیر با یک مأمور بینالمللی تحت تعقیب به نام جک ولنتاین (با بازی ایتن هاک) مواجه میشود. این فیلم نگاهی تاریک و تأملبرانگیز به صنعت پرمنفعت و مرگبار سلاحسازی و قاچاق در جهان دارد.
خلاصه داستان: یک کشیش مرموز و ساکت به نام پریدیتور در دهه ۱۸۵۰ به شهری کوچک در کالیفرنیا میرسد و زندگی ساکنان محلی را که توسط یک معدنچی ثروتمند و بیرحم به نام لا هود تحت آزار و اذیت قرار گرفتهاند، تغییر میدهد. این غریبه که تنها با یک اسب سفید و کتاب مقدس خود ظاهر میشود، به گروهی از معدنچیان مستقل که برای حفظ زمینهای خود میجنگند، کمک میکند. کارگردان و بازیگر اصلی این وسترن کلاسیک کلینت ایستوود است که در نقش پریدیتور، مردی با گذشتهای مرموز که مهارتهای غیرمنتظرهای در استفاده از اسلحه دارد، ظاهر شده است. داستان حول محور مبارزه بین خیر و شر، عدالت و بیعدالتی میچرخد و تمثیلی از نجاتدهندهای است که برای دفاع از مظلومان ظهور میکند.