خلاصه داستان: این فیلم کمدی وسترن اسپاگتی محصول سال ۱۹۷۴ به کارگردانی مل بروکس و با بازی کلین لیتل، جین وایلدر، هاروی کورمن و اسلیم پیکنز است. داستان فیلم حول محور یک وکیل سیاهپوست به نام بارت است که توسط یک سیاستمدار فاسد به عنوان کلانتر شهر راک ریج منصوب میشود تا ساکنان نژادپرست را به وحشت بیندازد و شهر را برای پروژه راهآهن رها کنند. اما بارت با کمک یک قهرمان الکلی به نام جیم، تصمیم میگیرد در برابر این توطئه بایستد و شهر را نجات دهد. این فیلم با طنز تند و تیزی که به مسائل نژادی و کلیشههای وسترن میپردازد، به عنوان یکی از برجستهترین آثار کمدی تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: این فیلم مستند به کارگردانی جی. آر. اسکات و با حضور بازیگرانی چون ریکی لی جونز، نیک هیث، جیمز بلاد، مارک ناپفلر و استینگ، به بررسی استودیوی مشهور ایر استودیوز در جزیره مونتسرات میپردازد. این استودیو که توسط تهیهکننده افسانهای جورج مارتین، تهیهکننده بیتلز، در دهه ۱۹۷۰ تأسیس شد، به مکانی خارقالعاده برای خلق برخی از بزرگترین آلبومهای تاریخ موسیقی تبدیل شد. هنرمندان بزرگی چون پینک فلوید، دایر استریتس، التون جان، پولیس، د دف لپارد و بسیاری دیگر در این استودیوی گرمسیری و مجهز، آثاری ماندگار خلق کردند. اما این بهشت موسیقی با فوران آتشفشان سوفریر هیلز در سال ۱۹۹۵ به پایان رسید و این فیلم مستند با مصاحبههای صمیمی و آرشیوهای نایاب، داستان شکوه و سقوط این پناهگاه خلاقیت را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام سیاسی به کارگردانی جان استوارت که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. استیو کرل در نقش یک استراتژیست دموکرات به نام گری زمرمن ظاهر میشود که پس از شکست در انتخابات ۲۰۱۶، به دنبال فرصتی برای بازگشت به عرصه سیاسی است. او با کشف سخنرانی پرشور یک کهنهسرباز محافظهکار به نام جک هاچینسون (کریس کوپر) در یک شهر کوچک در ویسکانسین، فرصت را غنیمت میشمارد و تصمیم میگیرد او را برای انتخابات شهرداری نامزد کند. گری به همراه تیم خود از جمله کارآموز جوان و پرانرژی اش، فیتز (مکنزی دیویس)، به این شهر کوچک میروند تا رقابتی تمامعیار را علیه رئیس جمهور سابق انجمن کشاورزان، دایان هوپ (رز بیرن)، که توسط استراتژیست کارکشته جمهوریخواه، فیت ولز (ویل فرل)، حمایت میشود، به راه بیندازند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز به پوچی و پیچیدگیهای دنیای سیاست مدرن آمریکا میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک رقابت محلی کوچک میتواند به یک نمایش رسانهای ملی تبدیل شود و همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و بلندپرواز به نام چری (الیزابت لايل) در یک قرار ملاقات کاری با مردی به نام ايثان (شيلو فرناندز) همراه میشود که در نگاه اول کامل و جذاب به نظر میرسد. اما این قرار به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود و چری پس از تجربه یک شب هولناک، برای نجات جان خود مجبور به فرار میشود. او در حالی که توسط ايثان و نیروهای مرموزی تعقیب میشود، تلاش میکند تا به خانه برسد و دخترش را نجات دهد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی شانا فست و با بازی الیزابت لايل، شيلو فرناندز و امت جی. اسکنلن، داستانی پرتعلیق و هولناک را درباره بقا و مبارزه یک زن در برابر شری وحشتناک روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سرباز جهانی (۱۹۹۲) به کارگردانی رولند امریش، داستان لوک دیورو (ژان-کلود ون دام) و اندرو اسکات (دالف لاندگرن) را روایت میکند؛ دو سرباز ویتنام که در جنگ یکدیگر را میکشند اما توسط ارتش آمریکا به عنوان سربازان اصلاحشده ژنتیکی به نام «سرباز جهانی» یا «یونی سول» احیا میشوند. این سربازان بیاحساس و مطیع، برای عملیاتهای مخفی به کار گرفته میشوند. اما هنگامی که لوک شروع به بازیابی خاطرات گذشته خود میکند و با خبرنگاری به نام ورونیکا (الی واکسلر) مواجه میشود، برنامهی کنترل ذهن او دچار اختلال شده و خاطرات تلخ جنگ دوباره زنده میشوند. این امر منجر به درگیری مجدد او با اسکات، که اکنون به یک ماشین کشتار غیرقابل کنترل تبدیل شده، میشود و مأموریتی که برای آن طراحی شدهاند به یک نبرد شخصی و ویرانگر تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: یک زن سالخورده تنها در خانهای بزرگ و قدیمی زندگی میکند که پر از خاطرات گذشته است. او هر روز با عکسها و وسایل قدیمی همسر فقیدش صحبت میکند و در خیالات خود او را زنده میبیند. نوهاش «سارا» که تنها عضو خانواده است که هنوز به او سر میزند، نگران وضعیت روحی مادربزرگ است. اما مادربزرگ معتقد است که همسرش هنوز در خانه حضور دارد و از او مراقبت میکند. وقتی سارا سعی میکند مادربزرگ را متقاعد کند که باید به خانه سالمندان نقل مکان کند، اتفاقات عجیبی در خانه رخ میدهد که همه چیز را زیر سوال میبرد. این فیلم کوتاه تجربی به کارگردانی دیوید لینچ در سال ۱۹۷۰ ساخته شد و یکی از آثار اولیه و سوررئال این کارگردان مطرح به شمار میرود.
خلاصه داستان: لوک یک دزد کوچک و فرصتطلب در لسآنجلس است که به طور اتفاقی با دنیای خبرنگاری تصویری آشنا میشود؛ خبرنگارانی که به صورت مستقل از صحنههای جرم و حوادث فیلمبرداری کرده و فیلمها را به شبکههای تلویزیونی میفروشند. لوک که به سرعت به پتانسیل درآمدی این حرفه پی میبرد، با خرید یک دوربین فیلمبرداری و یک اسکنر پلیس، کار خود را به عنوان یک خبرنگار تصویری شبگرد آغاز میکند. او به تدریج برای به دست آوردن بهترین و خشنترین تصاویر، مرزهای اخلاقی را زیر پا میگذارد و حتی صحنهها را دستکاری میکند تا داستانهای جذابتری بسازد. در این مسیر، او با نیک، یک تهیهکننده اخبار محلی که به دنبال بالاترین آمار بیننده است، همکاری میکند و رابطهاش با دستیارش، ریک، نیز تحت تأثیر جاهطلبی بیحد و حصر او قرار میگیرد. لوک به یک فرد بیرحم و بیرحم تبدیل میشود که برای موفقیت حاضر است هر کاری انجام دهد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی دن گیلمور و با بازی خیرهکننده جیک جیلنهال در نقش لوک بلوم است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۳، فرانکلین جی. شافنر کارگردان آمریکایی، استیو مککوئین و داستین هافمن را در فیلم حماسی «پاپیون» به تصویر کشید. داستان زندگی هانری «پاپیون» شاریر، دزد حرفهای فرانسوی را روایت میکند که در دهه ۱۹۳۰ به جرم قتلی که مرتکب نشده بود، به حبس ابد در زندان شیطانی جزیره شیطان در گویان فرانسه محکوم میشود. پاپیون که به خاطر خالکوبی پروانه روی سینهاش به این نام شهرت دارد، با لوئیس دوگا، جاعل ثروتمندی که توسط داستین هافمن به تصویر کشیده شده، دوست میشود. آنها با هم نقشههای متعدد و جسورانهای برای فرار از این زندان غیرقابل نفوذ میکشند، اما هر بار با شکست مواجه شده و با مجازاتهای وحشیانه و انزوا روبرو میشوند. این فیلم داستانی از دوستی، امید و تلاش خستگیناپذیر برای آزادی را در یکی از سختترین شرایط ممکن به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: راسل کراو یک نئونازی خشن و رهبر گروهی از پوستهای سفیدپوست در حومه ملبورن است که به همراه دوستانش، هاگو و مارتین، به خشونت و درگیری با ویتنامیها مشغول هستند. زندگی آنها با ورود گابو، دختری که از دست پدر الکلی خود فرار کرده و به گروه آنها میپیوندد، تغییر میکند. راسل به او علاقهمند میشود، اما این رابطه باعث ایجاد تنش در گروه میشود. درگیریهای آنها با ویتنامیها شدت میگیرد و پس از یک حمله شدید، آنها مجبور به فرار و پنهان شدن میشوند. در این شرایط سخت، خیانت و خشونت درون گروه نیز آشکار میشود و راسل باید با پیامدهای انتخابهای خود روبرو شود.
خلاصه داستان: یک زن جوان در اتاق هتل لوکس پاریس منتظر است. نام او مشخص نیست و تنها با شماره اتاقش - ۷۲۸ - شناخته میشود. او در اتاقی پر از اشیاء لوکس و کتاب به سر میبرد و با تلفن همراهش صحبت میکند. ناگهان تلفن هتل زنگ میزند و مردی از او میپرسد که آیا میتواند به اتاق بیاید. زن ابتدا مخالفت میکند اما پس از اصرار مرد، موافقت میکند. مردی به نام جک وارد میشود و مشخص میشود که این دو یک رابطه عشقی پیچیده و گذشتهای داشتهاند. گفتگوهای کوتاه و نگاههای معنادار آنها عمق رابطه و مشکلاتشان را نشان میدهد. جک سعی میکند به رابطه گذشتهشان نزدیک شود اما زن مقاومت میکند. در نهایت، این دیدار کوتاه به آشکار شدن احساسات سرکوب شده و پایان رابطهشان منجر میشود. این فیلم کوتاه که توسط وس اندرسون کارگردانی شده و در سال ۲۰۰۷ ساخته شده، به عنوان پیشدرآمدی برای فیلم «سفری به دارجلینگ» محسوب میشود و بازی ناتالی پورتمن و جیسون شوارتزمن در آن تحسینبرانگیز است.