خلاصه داستان: در یک جامعه اتوپیایی که در پایان جنگ جهانی سوم ایجاد شد، یک زن جنگجو که از سرزمین های بد کنده شده است، شروع به دیدن شکاف هایی در این نمای جدید می کند. و این جامعه چه برنامه ای برای بقیه نوع بشر دارد؟
خلاصه داستان: فیلم آنیارا (۲۰۱۸) به کارگردانی پلا کاگرمن و هوگو لیلیا، داستان فضاپیمای غولپیکری به همین نام را روایت میکند که هزاران مهاجر را از زمین رو به نابودی به سوی مریخ حمل میکند. پس از برخورد با زبالههای فضایی، کشتی از مسیر منحرف شده و در اعماق کیهان سرگردان میشود، جایی که جوامع انسانی در انزوای ابدی با فروپاشی اخلاقی، جنون و جستجوی معنا روبرو میگردند. با بازی برجسته امیلی گاربرز در نقش MR، بیانکا کروزیرو و آروین کانانیان، این حماسه علمی-تخیلی سوئدی بر اساس شعر کلاسیک هری مارتینسون، تمهای وجودی عمیق و سرنوشت بشریت را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «و در حالی که ما اینجا بودیم» محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی و نویسندگی کاترین شولتز هال با بازی جیمی دورنان و کاترین شولتز هال، داستان جینا نویسندهای را روایت میکند که برای تمرکز بر نوشتن رمانش به جزیره زیبا و آرام ایسکیای ایتالیا سفر میکند. در حالی که با شوهر خستهکنندهاش از راه دور در ارتباط است و ضبطهای صوتی گذشتهشان را مرور میکند، با لومباردو، مرد جوانی محلی آشنا میشود و رابطهای عاطفی و پرشور با او برقرار میکند که او را به بازنگری در زندگی و روابطش وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلم آناکوندا ۳: فرزندان (۲۰۰۸) به کارگردانی دیوید فلورس با بازی جان ریس-دیویس، کریستال الن و رونی کاکس، داستان جک استاپلتون شکارچی مارهای غولپیکر را روایت میکند که به همراه گروهی از معدنکاران و دانشمندان به عمق جنگلهای دورافتاده رومانی نفوذ میکنند تا سرم جوانی از غده مارهای آناکوندای مهندسیشده ژنتیکی استخراج کنند، اما با نسل جدیدی از هیولاهای سبز و سیاه مرگبار و بسیار بزرگتر روبرو میشوند که معدن طلا را به قتلگاهی وحشتناک تبدیل کرده و بقایشان را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی «آنالیز کن ۲» به کارگردانی هارولد رامیس در سال ۲۰۰۲، رابرت دنیرو در نقش پاول ویتّی، باس مافیایی افسرده و بیلی کریستال در نقش دکتر بن سوبل، روانپزشک عصبیاش، بازی میکنند. پس از آزادی ویتّی از زندان فدرال به دلیل وانمود کردن به بیماری اسکیزوفرنی، او دوباره دچار بحران روانی میشود و سوبل را مجبور میکند تا به عنوان مشاور شخصیاش عمل کند. ماجراهای خندهدار آنها شامل فرار از قتلهای مافیایی، ساخت یک فیلم هالیوودی درباره زندگی گانگستری و کشف توطئههای پیچیده است که زندگی هر دوی آنها را به هم میریزد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، فیلم کمدی «تحلیل این» به کارگردانی هارولد رمیس با بازی درخشان رابرت دنیرو در نقش پاول ویتی، باس مافیایی نیویورکی که پس از یک حمله قلبی دچار حملات پانیک و اضطراب شدید میشود و بیلی کریستال در نقش دکتر بن سوبل، روانکاوی منزوی و ترسو، ساخته شد؛ ویتی برای درمان به سوبل مراجعه میکند و او را درگیر دنیای خطرناک جنایتکاران ایتالیاییتبار میکند، جایی که سوبل باید با تهدیدهای مافیا، FBI و عروسی قریبالوقوعش کنار بیاید و ویتی را برای یک قرارداد مهم صلحآمیز آماده سازد، در حالی که روابط خندهداری میان این دو شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم گرگینه آمریکایی در لندن (۱۹۸۱) به کارگردانی جان لندیس با بازی دیوید ناتون، جنی آگاتر و گریفین دان، داستان دو دوست آمریکایی به نامهای دیوید و جک را روایت میکند که در حین سفر backpacking در موورهای مهآلود شمال انگلستان، مورد حمله وحشیانه یک گرگینه قرار میگیرند؛ جک کشته میشود اما دیوید زنده میماند و به بیمارستان لندن منتقل میشود، جایی که به تدریج علائم تبدیل شدن به گرگینه را تجربه میکند و با روح جک روبرو میشود که او را به خودکشی ترغیب میکند، در حالی که عشقی نو با پرستاری به نام الکس شکل میگیرد و فیلم ترکیبی ترسناک از کمدی سیاه، وحشت و جلوههای ویژه نوآورانه را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم روانپریش آمریکایی (American Psycho) به کارگردانی مری هرون در سال ۲۰۰۰، با بازی درخشان کریستین بیل در نقش پاتریک بیتمن، یک بانکدار جوان و خوشتیپ وال استریت است که در ظاهر زندگی لوکس و بینقصی دارد، اما در باطن به یک قاتل زنجیرهای وحشی و روانپریش تبدیل شده است. داستان با روایتی ستیزآمیز و طنز سیاه، به کاوش در اعماق تاریک ذهن بیتمن میپردازد که میان هویتهای جعلی، مصرفگرایی افراطی و جنون قتلهای ritualistic گرفتار شده، و مرزهای واقعیت و توهم را محو میکند و نقدی تند بر فرهنگ دهه ۱۹۸۰ نیویورک میزند.