خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی برت سالیوان، داستان گوین میچل (جردن لاد) را روایت میکند؛ یک خبرنگار مجله زرد که برای افشای اسرار خانواده ثروتمند و معروف گیلدفورد به مهمانی کریسمس آنها نفوذ میکند. او با پسر خانواده، بن گیلدفورد (کریستین بروس)، آشنا شده و به سرعت با او ازدواج میکند تا به اطلاعات بیشتری دسترسی پیدا کند. اما با گذر زمان، گوین به تدریج عاشق بن و سبک زندگی ساده و صمیمی خانواده او میشود و درمییابد که آنها برخلاف تصورش، افرادی مهربان و دوستداشتنی هستند. حالا او باید بین وظیفه شغلیاش و احساسات واقعیاش یکی را انتخاب کند و در این میان، ماجراهای خندهدار و موقعیتهای عجیب و غریبی برایش پیش میآید که کریسمس را به کامش شیرین میکند.
خلاصه داستان: یک زن موفق ساکن نیویورک به نام جوزی، زندگی آرامی را در کنار نامزدش در شهر بزرگ میگذراند، اما ناگهان با تماسی از خواهرش در کارولینای شمالی مواجه میشود که او را به بازگشت به زادگاهش فرا میخواند. پس از سالها دوری، جوزی مجبور میشود به شهر کوچک کودکی خود بازگردد تا از خواهر و سه فرزندش مراقبت کند. در این میان، او با گذشتهاش و همچنین با مردی که روزگاری عشق زندگیاش بود، مواجه میشود و باید میان زندگی مدرن و پرزرق و برق شهری و ریشههای عمیق خانوادگی و عاطفی در کارولینا یکی را انتخاب کند. این فیلم عاشقانه و خانوادگی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی «آلیسون ایستوود» و با بازی «ابیگیل اسپنسر»، «اریکا کریستنسن» و «تایلر هکلین» است.
خلاصه داستان: در شهر کوچکی که برای جشنواره سالانه خود آماده میشد، یک قتل مرموز، جامعه را به هم میریزد. گلدی، آشپز کنجکاو و باهوش، که در تهیه غذا برای مراسم مختلف تخصص دارد، ناخواسته درگیر این پرونده میشود. او به همراه کارآگاه تام، که در ابتدا نسبت به دخالت او در کار پلیس تردید دارد، شروع به تحقیق میکند. این دو، در حالی که سعی میکنند راز این جنایت را فاش کنند، متوجه میشوند که قاتل ممکن است یکی از ساکنان معتبر شهر باشد و نقشهای بزرگتر از آنچه تصور میشد در کار است. در این میان، مهارتهای آشپزی گلدی و استعداد ذاتی او برای حل معما، به اندازه شجاعت و درایت کارآگاه تام، در رسیدن به حقیقت نقش کلیدی ایفا میکند.
خلاصه داستان: فیلم «طلوع در بهشت» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی وینسنت نز با بازی چتینگ پولاکین، کوری هاردریکت و کتی نیمز، داستان عشق و امید را در پس زمینه غم و اندوه روایت میکند. داستان حول محور مردی به نام کسدی و خانوادهاش میگردد که پس از یک تراژدی شخصی، ایمان و عشق خود را به یکدیگر دوباره کشف میکنند. این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده، با بهرهگیری از بازیهای احساسی و صحنههای بصری دلنشین، مخاطب را به سفری روحانی و عاطفی میبرد و نشان میدهد که چگونه نور امید و عشق میتواند حتی در تاریکترین لحظات زندگی طلوع کند.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردان مایکل جاکوبز، دنبالهی مستقیم سریال محبوب «پسران meets world» است. داستان حول محور زندگی ریلی متیوز، دختر کوری و تاپانگا، میچرخد که اکنون در نیویورک زندگی میکند. ریلی به همراه دوست صمیمی اش مایا هارت، درگیر چالشهای نوجوانی، مدرسه و روابط خانوادگی میشود. کوری اکنون معلم تاریخ است و تلاش میکند تا همان درسهای ارزشمندی را که در کودکی آموخته، به دخترش و دوستانش بیاموزد. بازیگرانی همچون روآن بلانشار، سابرینا کارپنتر، بن ساویج و دنیل فیشمن در این سریال به ایفای نقش پرداختهاند و داستان به شکلی دلنشین، نسل جدید را با ارزشهای نسل گذشته پیوند میزند.
خلاصه داستان: در فیلم سینمایی «سهشنبهها با موری» (۱۹۹۹) به کارگردانی میک جکسون، میچ آلبوم (با بازی هنک آزاریا)، روزنامهنگاری موفق اما غرق در مادیات، پس از شانزده سال، استاد محبوب دانشگاهش، موری شوارتز (با بازی جک لمون)، را ملاقات میکند. او میفهمد که موری به بیماری ALS مبتلا شده و در آستانه مرگ است. این ملاقاتِ دوباره، سرآغاز سفر هفتگی میچ به خانه موری در هر سهشنبه میشود تا آخرین درسهای زندگی را درباره عشق، کار، خانواده و بخشش از این مرد خردمند بیاموزد. این روایت عمیقاً احساسی، اقتباسی از کتاب پرفروش خاطرات واقعی میچ آلبوم است که رابطهای استثنایی و آموزنده میان یک معلم و شاگردش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: رافنز هوم یک سریال کمدی خانوادگی آمریکایی است که ادامه موفق مجموعه محبوب «خانه کوری» محسوب میشود. این سریال که در سال ۲۰۱۷ به کارگردانی رابرت بروس و با بازی رافن سیمون در نقش اصلی آغاز به کار کرد، داستان زندگی رافن باکستر را در دوران بزرگسالی دنبال میکند. او که اکنون مادر دو فرزند به نامهای بوکر و نیا است، به همراه دوست صمیمیاش چلسی و پسرش لووی در شیکاگو زندگی میکنند. نقطه عطف داستان زمانی شکل میگیرد که پسر رافن، بوکر، متوجه میشود که او نیز مانند مادرش دارای قدرتهای ماوراءالطبیعه و توانایی دیدن آینده است. این کشف جدید، زندگی خانوادگی آنها را با چالشها و موقعیتهای خندهدار و در عین حال آموزندهای مواجه میسازد. رافن که حالا باید با مسئولیتهای مادری و قدرتهای پسرش کنار بیاید، سعی میکند با استفاده از تجربیات گذشتهاش به او در کنترل و درک این تواناییها کمک کند. در کنار بازی درخشان رافن سیمون، ایزابل مایس، ناوون ریکولز، جیسون مایبک، آنالیس وان در پل و اسکایل مارتینز نیز در نقشهای مکمل حضور دارند که هر کدام به غنای کمدی و جذابیت سریال افزودهاند. این سریال با ترکیب طنز، ماجراهای خانوادگی و عناصر فانتزی، توانسته است مخاطبان جدید و قدیمی را به خود جذب کند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن موزیکال «زامبیها» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پل هرن و برایان رابرتسون، داستان دنیایی را روایت میکند که در آن نوجوانان زامبی پس از یک حادثه، به جامعه بازمیگردند. ادیسون، دانشآموز دبیرستانی پرانرژی، با زد، یک زامبی نوجوان آشنا میشود و با هم برای شرکت در مسابقه رقص مدرسه تلاش میکنند. این فیلم با بازی صداپیشگان مگ داناهیو و میلز پاریش، ماجرای پذیرش تفاوتها، دوستی و غلبه بر تعصبات را در قالب آهنگها و رقصهای شاد به تصویر میکشد و پیامی الهامبخش برای مخاطبان خود به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: یک زن موفق اهل شیکاگو به نام کایرا وودز، که در یک شرکت سرمایهگذاری کار میکند، به طور غیرمنتظرهای از سوی عمهی مرحومش، لیلی، یک خانهی ییلاقی زیبا در شهرک اسکی تفریحی ویل، کلرادو، به ارث میبرد. او که برای فروش سریع ملک به آنجا سفر کرده، قصد دارد تا قبل از کریسمس به زندگی عادی خود بازگردد. اما جادوی شهر کوچک، زیباییهای زمستانی کوهستان و آشنایی با مردی خونگرم و جذاب به نام جیک تیلور، که یک نجار محلی است، مسیر زندگی او را تغییر میدهد. کایرا کمکم متوجه میشود که این خانه و این شهر بیش از آنچه فکر میکرد به او تعلق دارد و باید تصمیم بگیرد که آیا عشق و زندگی آرام در ویل را انتخاب کند یا به دنبال موفقیتهای شغلی در شیکاگو بازگردد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی پائولا ون در اوست و با بازی کارینا اسمیرنوف و یورن فن لوگگم است. داستان درباره سوفی، یک زن موفق و مستقل است که پس از یک شکست عاطفی، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او به یک شهر کوچک ساحلی نقل مکان میکند تا در آنجا یک مدرسه گلف تأسیس کند. در این شهر با مارک آشنا میشود، یک مربی گلف سابق که اکنون به دلیل یک آسیب شخصی از این ورزش کنارهگیری کرده است. مارک در ابتدا تمایلی به همکاری با سوفی ندارد، اما به تدریج تحت تأثیر اشتیاق و عزم او قرار میگیرد. همکاری آنها نه تنها منجر به موفقیت مدرسه گلف میشود، بلکه احساسات عمیقی را نیز بین آنها ایجاد میکند. این فیلم با ترکیبی از صحنههای عاشقانه و ورزشی، داستانی دلنشین از عشق، امید و شروع دوباره را روایت میکند.