خلاصه داستان: فیلم «خدا به همراهت» (عنوان اصلی: Yolun Açık Olsun) یک درام-اکشن ترکی به کارگردانی مهمت آدا اوزتکین و بر اساس رمانی از هاکان اورنسل است که در ۲۳ می ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کاپیتان سابق ارتش، صالح (انگین آکیورک)، است که با پای مصنوعی و ترومای روانی ناشی از یک فاجعه جنگی، به دالیان سفر میکند تا مانع ازدواج معشوقه دوستش، الیف (اویکو ناز آلتای)، با مرد دیگری شود. صالح همراه با ستوان دوم و دوستش، کریم (تولگا ساریتاش)، که شخصیتی طنزآمیز و وفادار دارد، سفری جادهای پر از فلشبکهای دردناک به گذشته جنگیاش را آغاز میکند. داستان با صحنههایی مانند دزدیدن پول و اسلحه توسط صالح، توقف در رستوران و تماشای اخبار، و لحظات احساسی با دویگو (بلفو بنیان)، به موضوعات ترومای جنگ، دوستی، وفاداری و تلاش برای رهایی از گذشته میپردازد. صالح که با PTSD دستوپنجه نرم میکند، در طول سفر با محرکهایی مانند بازی کودکانه لیلی یا صدای موتورسیکلت، به یاد جنگ میافتد. با این حال، به دلیل فلشبکهای غیرمنظم، ریتم کند اولیه، و پایانبندی احساسی بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes با میانگین ۶.۴/۱۰). بازی آکیورک و ساریتاش، موسیقی تویگار ایشیکلی (مانند آهنگ Hatiralar)، و فیلمبرداری تحسین شدند، اما داستان گیجکننده، فقدان اطلاعات اولیه درباره وضعیت روانی صالح، و دیالوگهای گاهی کلیشهای نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و بهعنوان اثری تکاندهنده درباره پیامدهای جنگ شناخته میشود، اما برخی آن را بیشازحد دستکاریکننده احساسات دانستند.
خلاصه داستان: فیلم «حصارکشیشده» یک کمدی برزیلی به کارگردانی روبرتو سانتوشی و نویسندگی پائولو کورسینو است که در wireless://www.netflix.com/title/81459995 ۱ سپتامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره والتر (لئاندرو هاسوم)، فروشنده فروشگاه موسیقی است که پس از یک روز سخت با مشتریان پر سر و صدا، دچار فروپاشی عصبی میشود و در بیمارستان به او هشدار داده میشود که هر صدای بلندی ممکن است برایش کشنده باشد. والتر و همسرش جوانا (ژولیا رابلو) به توصیه پزشک به منطقهای روستایی به نام «دروازه صلح» نقلمکان میکنند تا آرامش بیابند. اما این آرامش با ورود همسایگان پر سر و صدا، تونینیو دا ویلا (مائوریسیو مانفرینی) و کلی (مارلی سوادا)، که یک مدرسه سامبا در خانهشان دارند و مهمانیهای شبانه برگزار میکنند، بههم میریزد. داستان با صحنههایی مانند حمله طوطی به زبان والتر، جلسات احضار ارواح با شوخی درباره «اوباما» بودن در زندگی گذشته، و تلاشهای والتر برای ساکت کردن همسایگان با روشهای احمقانه مانند قطع برق، به موضوعات مدیریت استرس و پذیرش دیگران میپردازد. در پایان، والتر یاد میگیرد که بهجای سرزنش دیگران، روی خودش کار کند و با تونینیو دوست میشود. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد پر سر و صدا، منطق داستانی ضعیف (مانند حساسیت غیرواقعی به صدا)، و گگهای تکراری، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی هاسوم، فرهنگ برزیلی، و برخی لحظات کمدی مانند صحنه احضار ارواح تحسین شدند، اما داستان طولانی (۱ ساعت و ۵۰ دقیقه) و فقدان خندههای کافی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «انترگالاکتیک» یک انیمیشن موزیکال-رمانتیک برای بزرگسالان به کارگردانی فلچر مولز و خلقشده توسط کید کادی (اسکات مسکودی) و کنیا باریس است که بهعنوان مکمل بصری آلبوم همنام کید کادی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره جاباری (با صداپیشگی کید کادی)، هنرمند خیابانی جذاب و خالق شخصیت «آقای ریجر» است که پس از امضای قرارداد با کامیکهای کازمیک، به آپارتمان رؤیاییاش در منهتن نقلمکان میکند. او بهطور اتفاقی با همسایه جدیدش، میدو (جسیکا ویلیامز)، عکاسی بااستعداد که در آستانه اولین نمایشگاه گالریاش است، آشنا میشود. این دو از طریق عشق مشترک به هنر و موسیقی هیپهاپ به هم نزدیک میشوند، اما باید تعادل بین موفقیت حرفهای و عشق را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند دوچرخهسواری در منهتن رنگارنگ، اجراهای موزیکال با آهنگهایی مانند «Do What I Want» و «Willing to Trust»، و لحظات طنزآمیز با دوستان جاباری مانند جیمی (تیموتی شالامه) و دونتاون پت (مکالی کالکین)، به موضوعات عشق مدرن، خودشناسی و فرهنگ شهری میپردازد. انیمیشن با سبک بصری الهامگرفته از «مرد عنکبوتی: بهسوی دنیای عنکبوتی» و «وقتی هری سالی را دید»، و طراحی مد توسط ویرجیل ابلو، فضای روانگردان و رنگارنگی خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی، و تبدیل از سریال به فیلم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۹۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی ویلیامز و کادی، موسیقی متن کید کادی، و انیمیشن DNEG تحسین شدند، اما برخی روایت را بیشازحد تجاری و فاقد نوآوری دانستند. فیلم با ۹۲ دقیقه مدتزمان، بهعنوان یک «رویداد تلویزیونی» عرضه شد و به ویرجیل ابلو تقدیم شد.
خلاصه داستان: فیلم «نرو» یک درام عاشقانه ترکی به کارگردانی اوزان آچیکتان و نویسندگی سامی برات مارچالی است که در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سمیح (بوراک دنیز)، مردی ۳۰ و چند ساله است که بهطور ناگهانی توسط نامزدش دفنه (دیلان چیچک دنیز) ترک میشود. سمیح که در آپارتمان مشترکشان تنها مانده، در جستوجوی پاسخهایی درباره دلایل جدایی، به گذشته رابطهشان و رفتارهای خودش بازمیگردد. داستان از طریق فلشبکهای ظریف و غیرخطی، رابطه آنها را کاوش میکند، از جمله اولین ملاقات پرتنششان در یک بار که با رفتار تکانشی سمیح (تلاش برای بوسیدن دفنه بدون مقدمه) همراه بود. سمیح با مرور خاطراتی از لحظات شاد، مانند رقص و سفرهای مشترک، و لحظات بحرانی، مانند امتناع او از همراهی دفنه در مراسم خاکسپاری مادربزرگش یا بیتفاوتیاش به پیشنهاد مهاجرت به آلمان، به تدریج متوجه اشتباهاتش، مانند خودخواهی و بیتوجهی به نیازهای دفنه، میشود. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار سمیح در خیابانهای استانبول، گفتوگو با دوستان مشترک مانند بریل (براک توزوناتاچ) و رئیسش جیدا (جیدا دوونجی)، و تلاش ناکام او برای ارتباط با زنان دیگر، به موضوعات قلب شکسته، خوداندیشی و پیچیدگیهای روابط مدرن میپردازد. در پایان، سمیح که از ردیابی پروفایلهای اجتماعی دفنه دست میکشد، با نقلمکان از آپارتمان مشترک، قدمی برای رهایی از گذشته برمیدارد، اما پایان باز فیلم سؤالاتی درباره آینده او باقی میگذارد. با این حال، به دلیل شروع بحثبرانگیز (صحنهای با مضمون تعرض)، داستان قابلپیشبینی، و لحن گاهی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۲/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی بوراک و دیلان دنیز، جابجایی روان بین زمان حال و گذشته، و فیلمبرداری شهری تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و فقدان نوآوری در ژانر نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «در برابر یخ» یک درام تاریخی-ماجراجویی به کارگردانی پیتر فلینت و بر اساس کتاب «دو نفر در برابر یخ» نوشته اینار میکِلسن است که داستان واقعی اکتشاف قطبی دانمارک در سال ۱۹۰۹ را روایت میکند. کاپیتان اینار میکِلسن (نیکولای کاستر-والدو) و ایور ایورسن (جو کول)، یک مهندس موتور بیتجربه، برای اثبات یکپارچگی جزیره گرینلند و رد ادعای آمریکا مبنی بر تقسیم آن به دو بخش، به جزیره شانون در شرق گرینلند سفر میکنند. آنها برای یافتن اسناد گمشده اکتشاف قبلی دانمارک، با سورتمه و سگها عازم سفری خطرناک میشوند. پس از موفقیت در یافتن مدرک (نامهای از ۱۹۰۷ که ثابت میکند کانال پیری وجود ندارد)، بازگشت به کشتی بسیار دشوار میشود. آنها با گرسنگی شدید، خستگی، حمله خرس قطبی (که دو سگ را میکشد و میکِلسن را زخمی میکند)، و یخزدگی مواجه میشوند و پس از ماهها، کشتی خود را خردشده در یخ و کمپ را متروکه مییابند. داستان با صحنههایی مانند کشتن سگهای سورتمه برای غذا، توهم میکِلسن از همسرش ناجا (هیدا رید)، و گفتوگوهای عجیب درباره آدمخواری، به موضوعات بقا، دوستی و اراده انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، دیالوگهای غیرواقعی (مانند اصطلاح مدرن «walk and talk»)، و CGI ضعیف خرسهای قطبی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کاستر-والدو و کول، فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی ایسلند و گرینلند، و فضای سرد تحسین شدند، اما داستان سطحی و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «احضار: فراتر» یک فیلم ترسناک مستقل آمریکایی به کارگردانی کالوین موری مککارتی است که در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲ منتشر شد. داستان درباره واندا (ویکتوریا گریس بورلو) است که پس از جدایی، برای مقابله با اضطراب و افسردگیاش در یک مطالعه خواب جایگزین به سرپرستی دکتر ریچارد پرتوریوس (استیو لارکین) شرکت میکند. او که نزد خواهرش گلوریا (استفانی لیت) و همسر او لوکاس (نیل گرین) اقامت دارد، امیدوار است این مطالعه زندگیاش را بهبود بخشد. اما با شروع آزمایش هیپنوتیزم، شرکتکنندگان یکییکی ناپدید میشوند و واندا با کابوسهای وحشتناکی از موجودی شبیه جادوگر مواجه میشود. او باید راز ناپدید شدنها را کشف کند تا خود قربانی بعدی نباشد. فیلم که با بودجه کم ساخته شده، به دلیل شباهت عنوانش به مجموعه «احضار» مورد انتقاد قرار گرفت و بهعنوان تلاشی برای سوءاستفاده از شهرت آن شناخته شد. با وجود برخی لحظات ترسناک مانند توهمات فلج خواب، فیلم به دلیل بازیگری ضعیف، فیلمنامه ناقص، ریتم کند (۴۳ دقیقه تا شروع اتفاقات مهم)، جلوههای ویژه ضعیف و پایان گنگ، نقدهای منفی دریافت کرد. امتیاز آن در IMDb 2.3 از ۱۰ و در Rotten Tomatoes بدون نقد حرفهای است.
خلاصه داستان: «خلبهها» یک فیلم ترسناک روانشناختی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی ناتانیل مارتلو-وایت است که اولین تجربه کارگردانی او محسوب میشود و در ۲۲ فوریه ۲۰۲۳ روی نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره نیو (اشلی مادکوه)، زنی دورگه (نیمهسیاه، نیمهسفید) است که زندگی مرفهی بهعنوان معاون مدیر یک مدرسه خصوصی و اجتماعی در حومهای آرام دارد. او که از گذشتهاش، پر از تبعیض و مشکلات مالی، فرار کرده و هویت جدیدی به نام نیو ساخته، با همسرش ایان (جاستین سالینجر) و دو فرزندش، سباستین و مری، زندگی آرامی دارد. اما ورود دو غریبه، کارل (جوردن مایری) و دیونه (بوکی باکری)، که بهتدریج هویت واقعی آنها فاش میشود، زندگی کامل او را متلاشی میکند. نیو مجبور میشود با گذشتهاش، که شامل رها کردن فرزندانش و انتخابی بحثبرانگیز برای «سفید شدن» هویتش است، روبهرو شود. فیلم با پایانی غافلگیرکننده، به موضوعات هویت طبقاتی، نژادپرستی درونی و پیامدهای رها کردن گذشته میپردازد. این اثر با بازی قوی مادکوه و تصاویر بصری جذاب تحسین شده، اما به دلیل حفرههای داستانی و لحن نامنظم، نقدهایی نیز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «تار» یک تریلر اکشن-جنایی هندی به کارگردانی راج سینگ چودری و تولید شده توسط آنیل کاپور و هارشواردان کاپور است که در سال ۱۹۸۵ در روستای دورافتاده مونابائو در صحرای تار راجستان رخ میدهد. داستان درباره سیدهارت کومار (هارشواردان کاپور)، دلال عتیقهای مرموز است که ظاهراً برای یافتن کارگر به روستا میآید، اما انگیزه اصلیاش انتقام از گذشتهای تاریک است. در همین زمان، بازرس پلیس سورخا سینگ (انیل کاپور) که از زندگی یکنواختش خسته شده، درگیر تحقیق درباره قتلهای وحشیانهای میشود که با دزدی مواد مخدر توسط راهزنان مرتبط است. راهزنان خانوادهای را در خانهای که قرار بود مراسم عروسی در آن برگزار شود، میکشند و مردی به نام سووا (آکشای گوناوات) را به قتل میرسانند. سیدهارت با چتنا (فاطمهسانا شیخ)، همسر پانا (جیتندرا جوشی) که به کلکته سفر کرده، ملاقات میکند و رابطهای پیچیده شکل میگیرد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز با لندروور، شکنجههای خشن، و گفتوگوهای طنزآمیز بین سورخا و معاونش بوره (ساتیش کوشیک)، به موضوعات انتقام، خشونت و تبعیضهای اجتماعی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، فیلمنامه ضعیف و فقدان ارتباط احساسی با شخصیتها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی آنیل کاپور و فاطمهسانا شیخ، فیلمبرداری شرایا دو داب، موسیقی آجای جایانتی و ارجاعات به ژانر وسترن تحسین شدند، اما روایت پراکنده و کمبود نوآوری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «انتقام بگیر» یک کمدی سیاه-نوجوانانه آمریکایی به کارگردانی جنیفر کیتین رابینسون و نویسندگی مشترک او و سلست بالارد است که با الهام از رمان «غریبهها در قطار» نوشته پاتریشیا هایاسمیت ساخته شده است. داستان در دبیرستان خصوصی رزهیل در میامی رخ میدهد و درباره درِآ (کامیلا مندز)، یک دانشآموز محبوب بورسیهای است که پس از لو رفتن ویدئوی خصوصیاش توسط دوستپسرش مکس (آستین آبرامز)، از اوج محبوبیت به انزوا سقوط میکند. همزمان، النور (مایا هاوک)، دانشآموز جدید و منزوی، که در کودکی به دلیل شایعهای از سوی کاریسا (آوا کاپری) در کمپ تابستانی طرد شده، به دنبال انتقام است. این دو پس از دیدار اتفاقی در کمپ تنیس، تصمیم میگیرند برای گرفتن انتقام از دشمنان یکدیگر همکاری کنند: درِآ علیه کاریسا و النور علیه مکس. داستان با صحنههایی مانند تغییر ظاهر النور، نفوذ او به حلقه دوستان محبوب درِآ، سرقت مواد مخدر از گلخانه کاریسا، و افشای پیامهای مکس در مراسم ولنتاین، به موضوعات انتقام، دوستی و هویت میپردازد. پیچشهای داستانی، از جمله افشای هویت واقعی النور بهعنوان نورا کاتلر، که درِآ در کودکی او را طرد کرده بود، و نقشههای دوگانه آنها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل پیچشهای بیشازحد، داستان قابلپیشبینی و بازیگرانی که برای نقشهای نوجوان بیشازحد بزرگسال به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین مندز و هاوک، طنز تیز و ارجاعات به فیلمهای دهه ۹۰ مانند «نیتهای شوم» و «دختران بدجنس» تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه مرده» یک اکشن-ترسناک علمی-تخیلی آمریکایی به کارگردانی هنک برکستون و محصول Automatic Entertainment است که در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۲ توسط Tubi منتشر شد. داستان در آیندهای پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار اکثر جمعیت را به زامبیهای گوشتخوار تبدیل کرده است. شهرها تخلیه شده و با بمبهای رادیواکتیو بمباران شدهاند، که این مناطق را به «مناطق مرده» تبدیل کرده است. یک تیم نخبه از سربازان، به رهبری باس (مایکل جای وایت) و با همراهی دانشمندی به نام مری (ویتنی نیلسن)، مأموریت دارند تا به یک منطقه مرده نفوذ کنند و نمونه اولیه یک واکسن را که میتواند بشریت را نجات دهد، از آزمایشگاهی متروکه بازیابی کنند. آنها با زرههای پیشرفته و سلاحهای هایتک مجهز شدهاند، اما با زامبیهای جهشیافته و موجودی قدرتمندتر به نام «مگا-زامبی» مواجه میشوند که تیم را یکییکی از بین میبرد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه در خیابانهای تاریک، تصاویر POV از داخل زرهها (مشابه آیرون من)، و تلاش برای رسیدن به هلیکوپتر نجات، به موضوعات بقا و فداکاری میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، جلوههای ویژه محدود (به دلیل بودجه کم)، دوربین لرزان و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۶/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی مایکل جای وایت، طراحی زرهها و لحظات اکشن معدود تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، فقدان نوآوری و کارگردانی ضعیف نقد شدند.