خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز بعدی» یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «۳۶۵ روز» بر اساس رمان بلانکا لیپینسکا است. داستان ادامه ماجراهای لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، گانگستر سیسیلی، را دنبال میکند که پس از ازدواج و از دست دادن فرزندشان در فیلم قبلی، با مشکلات اعتماد و حسادت دستوپنجه نرم میکنند. لورا که از حمله آنا و آدریانو، برادر دوقلوی ماسیمو، جان سالم به در برده، همچنان به ناکو (سیمونه سوسینا)، گانگستری که او را فریب داده بود، فکر میکند. ماسیمو، عزادار مرگ برادرش، با کار غرق شده و لورا با اولگا (ماگدالنا لامپارسکا) به مهمانی و الکل روی میآورد. ناکو که هنوز عاشق لوراست، سعی میکند آنها را از هم جدا کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پرزرقوبرق، رویاهای اروتیک لورا، و گفتوگوی احساسی پایانی در ساحل که ماسیمو از کتاب پدرش نقلقول میکند («اگر چیزی را دوست داری، رهایش کن؛ اگر برگردد، برای همیشه مال توست»), به موضوعات عشق، خیانت و انتخابهای شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای کلیشهای، و تمرکز بیشازحد روی صحنههای اروتیک (۱۲ صحنه در ۱۱۲ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۹/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). موسیقی متن و بازی سوسینا تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمعنی، بازیهای ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز: این روز»، یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، دنبالهای بر فیلم «۳۶۵ روز» (۲۰۲۰) و بر اساس دومین رمان از سهگانه بلانکا لیپینسکا است. داستان با ازدواج لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، مافیای سیسیلی، آغاز میشود. لورا پس از تصادفی که در پایان فیلم اول رخ داد، فرزندش را از دست داده و این راز را از ماسیمو مخفی میکند، زیرا میترسد او به دنبال انتقام باشد. تنها دوست صمیمی لورا، اولگا (ماگدالنا لامپارسکا)، به عروسی در ایتالیا میآید، زیرا ماسیمو نگران افشای هویت مافیاییاش در برابر خانواده لورا است. در ماه عسل، لورا احساس بیحوصلگی میکند و با ناکو (سیمونه سوسینا)، باغبان جذاب و عضو باند مافیایی رقیب، آشنا میشود که سعی در ج کسب قلب او دارد. پیچشهای داستانی شامل افشای وجود آدریانو، برادر دوقلوی نادان ماسیمو، و آنا، معشوقه او، میشود که نقشهای برای نابودی لورا و ماسیمو میکشند. فیلم با صحنههایی مانند مونتاژهای اروتیک، خریدهای لوکس، و درگیریهای مافیایی، به موضوعات خیانت، حسادت و روابط پرتنش میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای ضعیف، و تمرکز بیشازحد بر صحنههای اروتیک (۱۱ صحنه در ۱۱۱ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیگران، موسیقی متن، و فیلمبرداری در سیسیل تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، بازیهای ضعیف، و شباهت به «پنجاه سایه گری» نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «گمشده در شب» یک تریلر-درام مکزیکی است که داستان امیلیانو، جوانی از شهر معدنی کوچک در گواناخواتو را دنبال میکند که به دنبال یافتن حقیقت درباره ناپدید شدن مادرش، پالوما، یک فعال محیطزیست که علیه شرکتهای معدنی بینالمللی اعتراض کرده بود، است. امیلیانو، که از سیستم قضایی فاسد و ناکارآمد ناامید شده، سرنخی را دنبال میکند که او را به خانواده ثروتمند و مرموز آلداما، شامل کارمن، ماتریارک مشهور، مونیکا، دخترش، و ریگوبِرتو، هنرمند عجیب، هدایت میکند. او بهعنوان کارگر در عمارت آنها نفوذ میکند تا اسرارشان را فاش کند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی در ویلای مدرن آلداما، خشونتهای ناگهانی، و تصاویر لینچیمانند، به موضوعات فساد، شکاف طبقاتی، و جستوجوی عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، پیچشهای داستانی بیشازحد و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی متن اثر کایل دیکسون و مایکل استین، و بازیهای اصلی، بهویژه خوان دانیل گارسیا، تحسین شدند، اما داستان نامنسجم و کندی ریتم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۱۳ بمب» یک اکشن-تریلر جاسوسی است که در جاکارتا رخ میدهد، جایی که یک سازمان تروریستی به رهبری آرُک، ۱۳ بمب را در نقاط مختلف شهر قرار داده و تهدید میکند که در صورت عدم دریافت ۱۰۰ بیتکوین از طریق پلتفرم ارز دیجیتال ایندوداکس، هر ۸ ساعت یکی از آنها منفجر خواهد شد. دفتر ضدتروریسم اندونزی به رهبری امیل، مأمور باتجربه، تیمی را برای خنثی کردن این تهدید تشکیل میدهد. آنها ویلیام و اسکار، بنیانگذاران ایندوداکس، را به دلیل ارتباط احتمالی با تروریستها مورد بازجویی قرار میدهند، اما این دو که بیگناه هستند، برای ردیابی تراکنشها و کمک به یافتن آرُک همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، مانند انفجار در فرودگاه بینالمللی و نبرد در کلیسا، و پیچشهایی مانند افشای جیتا بهعنوان جاسوس در دفتر ضدتروریسم، به موضوعات انتقام، خیانت و تاثیرات ارز دیجیتال میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، تمرکز بیشازحد روی تبلیغ ارز دیجیتال و مدتزمان طولانی (۱۴۳ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، طراحی بصری و انگیزههای انسانی تروریستها تحسین شدند، اما ریتم کند و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هیچکجا» یک تریلر بقا است که داستان میا، زنی باردار را دنبال میکند که به همراه همسرش نیکو از اسپانیای تحت حاکمیت یک رژیم توتالیتر که در پی کمبود منابع، کودکان، سالمندان و زنان باردار را هدف قرار داده، فرار میکند. آنها که پیشتر دختر اولشان، اوما، را به دست نیروهای نظامی از دست دادهاند، در کانتینری دریایی مخفی میشوند تا به ایرلند برسند. پس از جدایی اجباری در حین فرار، میا به تنهایی در کانتینر گرفتار میشود که پس از طوفانی شدید به دریا پرتاب شده و در اقیانوس سرگردان میماند. میا که در این فضای تنگ و پر از خطر زایمان میکند، با چالشهایی مانند گرسنگی، کمآبی، و زخمهای جسمانی روبهرو میشود و با استفاده از ابزارهای محدودی مانند دریل و ظروف پلاستیکی، برای بقای خود و نوزادش مبارزه میکند. فیلم با صحنههایی مانند خودجراحی و تلاش برای تماس با نیکو از طریق تلفن همراه آسیبدیده، به موضوعات مادرانگی، استقامت و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، برخی اتفاقات غیرمنطقی مانند دوام طولانی تلفن در رطوبت، و ریتم کند در بخشهای میانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی میا، فضای claustrophobic کانتینر، و شدت عاطفی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: سریال «وایکینگها» یک درام تاریخی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و خلق مایکل هرست است که از ۳ مارس ۲۰۱۳ تا ۳۰ دسامبر ۲۰۲۰ از شبکه History پخش شد و فصل ششم آن در برخی کشورها ابتدا در آمازون پرایم ویدیو منتشر شد. این سریال که با الهام از حماسههای راگنار لودبروک، یکی از معروفترین قهرمانان افسانهای نورس، ساخته شده، داستان راگنار (تراویس فیمل)، کشاورزی وایکینگ از کاتگات را دنبال میکند که با جاهطلبی برای کاوش و غارت سرزمینهای دوردست غربی، برخلاف دستورات ارل هارالدسون (گابریل بیرن)، با کمک دوستش فلوکی (گوستاف اسکاشگورد) کشتیهای جدیدی میسازد. راگنار با همسرش لاگرتا (کاترین وینیک)، یک سپربانوی قدرتمند، و برادرش رولو (کلایو استندن) به انگلستان حمله میکند و به شهرت میرسد. سریال در فصول بعدی به ماجراهای پسران راگنار، از جمله بیورن (الکساندر لودویگ) و ایوار (الکس هوگ اندرسن)، و روابط پیچیده خانوادگی و سیاسی، از جمله با پادشاه اکبرت وسکس (لینوس روچ)، میپردازد. سریال با صحنههای اکشن حماسی مانند حمله به لیندیسفارن، موسیقی متن «If I Had a Heart» از فیور ری، و مضامین وفاداری، خیانت، و ایمان، به موضوعات اساطیر نورس، خانواده و قدرت میپردازد. با این حال، به دلیل نادرستیهای تاریخی، افت کیفیت پس از خروج فیمل در فصل چهارم، و ریتم کند در فصول بعدی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۵/۱۰۰ در IMDb، ۹۳٪ در راتن تومیتوز). بازی فیمل، وینیک، لودویگ و اندرسن، فیلمبرداری در ایرلند، و طراحی صحنه تحسین شدند، اما داستان صابونی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. سریال با ۸۹ قسمت در شش فصل به پایان رسید و دنبالهای به نام «وایکینگها: والهالا» در نتفلیکس در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «ده روز یک مرد کنجکاو» (به ترکی: Meraklı Adamın 10 Günü) یک تریلر جنایی-درام ترکی به کارگردانی اولوچ بایراکتار و نویسندگی مهمت اروغلو و داملا سریم است که سومین قسمت از مجموعه «ده روز» پس از «ده روز یک مرد خوب» و «ده روز یک مرد بد» محسوب میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از مهمت اروغلو ساخته شده و در ۷ نوامبر ۲۰۲۴ در نتفلیکس منتشر شد، داستان صادق عادل اوزچال (نجات ایشلر)، وکیلی که حالا نویسندهای ناموفق است، را دنبال میکند. صادق که در استانبول زندگی میکند، پس از رد شدن رمانش به دلیل «عدم هیجان»، به دنبال سوژهای برای کتاب جدیدش، درگیر پرونده ناپدید شدن موتنا، یک بلاگر معروف، میشود. تحقیقات او از طریق گفتوگو با افرادی مانند شازیه (صنای گورلر)، گوزین، و دوستپسر موتنا، متلیک (رضا کوجااوغلو)، او را به شبکهای خطرناک از گمانهزنیهای املاک و جنایتهای مرتبط با یوکسل زینچیرلی، مدیر یک شرکت، میکشاند. صادق با کمک حسو و زینل، و رابطهای بحثبرانگیز با پینار (ایلایدا آکدغان)، با ماجراهایی مرگبار مواجه میشود که شامل قتل، باجگیری و فریب است. فیلم با طنز گاهبهگاه، صحنههای اکشن مانند تیراندازی، و موسیقی متن، به موضوعات جاهطلبی، رستگاری و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، داستان پیچیده، فیلمنامه ضعیف، و رابطه عاشقانه غیرقابلباور صادق و پینار که به نظر برخی منتقدان «مردمحور» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۵.۷/۱۰ در IMDb). بازی ایشلر و آکدغان، کارگردانی شیک و تصاویر زیبای استانبول تحسین شدند، اما شخصیتپردازی صادق بهعنوان کارآگاهی بیاثر و پایانبندی گنگ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دردسر» (به سوئدی: Strul) یک کمدی-اکشن سوئدی به کارگردانی و نویسندگی جان هولمبرگ و تپیو لئوپولد است که بازسازی فیلم کلاسیک سوئدی «Strul» (1988) محسوب میشود. داستان حول کانی راندکویست (فیلیپ برگ)، فروشنده لوازم الکترونیکی و پدر مطلقهای که عاشق دخترش جولیا است، میچرخد. کانی که آرزوی خلبان شدن دارد، برای تأمین هزینه درسهای سوارکاری جولیا شیفت اضافی میگیرد. هنگام نصب تلویزیون در خانه یک مشتری، به دلیل استفاده از هدفونهای حذف نویز، متوجه حملهای نمیشود و پس از ضربوجرح، کنار جسد صاحبخانه (لوکا) بیدار میشود. همسر لوکا، میمی (سیسلا بن)، او را به اشتباه قاتل میداند. کانی توسط پلیس، به رهبری هلنا مالم (اوا ملاندر)، بازجویی میشود و با وکیل ناکارآمدش هاسه (مانس ناتانائلسون) به 18 سال زندان محکوم میشود. در زندان، کانی با دو جنایتکار، نوریندر (دجان چوکیچ) و موسه (یواکیم سالکویست)، که او را به اشتباه خلبان میدانند، آشنا میشود و در نقشه فرارشان درگیر میشود. در همین حال، دیانا (امی دسیمونت)، پلیسی که به بیگناهی کانی باور دارد، تحقیقات خود را دنبال میکند و متوجه فساد هلنا و هاسه در دزدی مواد مخدر و فروش آن میشود. کانی و دیانا با استفاده از یک ویدئو که جنایت واقعی را نشان میدهد، حقیقت را فاش میکنند. فیلم به موضوعات فساد پلیس، بیعدالتی، و تلاش برای اثبات بیگناهی میپردازد. با وجود سکانسهای اکشن مانند تعقیب و گریز در فرودگاه و طنز سوئدی، فیلم به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد سادهلوحانه، و فیلمنامه پر از اتفاقات تصادفی نقد شد. بازی برگ و دسیمونت تحسین شد، اما کارگردانی و ویرایش به دلیل فقدان انسجام مورد انتقاد قرار گرفت. ارجاعات به فیلم اصلی، مانند حضور کوتاه بیورن اسکیفس و آهنگ «Hooked on a Feeling»، نوستالژیک اما ناکافی برای جبران ضعفها بودند.
خلاصه داستان: فیلم «کاه» یک درام جنایی روانشناختی آمریکایی به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی تایلر پری است که در ۶ ژوئن ۲۰۲۵ روی Netflix منتشر شد. جانیا ویلکینسون (تاراجی پی. هنسون)، مادر مجردی که در آپارتمانی فرسوده در آتلانتا با دختر بیمارش آریا (گبی جکسون) زندگی میکند، روزی فاجعهبار را تجربه میکند. صبح، آریا از ناتوانی در حمام کردن و حرف معلمش درباره ناتوانی مادرش در تأمین ناهار گلایه میکند. جانیا، که بهخاطر کمک به همسایهای معلول مورد تهدید صاحبخانه برای تخلیه قرار میگیرد، به محل کارش در فروشگاه مواد غذایی میرود، جایی که مشتریای پس از رد کارت WIC، بطری شیشهای به سمتش پرتاب میکند. رئیس بیرحمش، ریچارد (گلین تورمن)، از دادن چک حقوقش خودداری میکند. پس از اخراج و تخلیه اموالش، جانیا به فروشگاه بازمیگردد، اما با دو سارق مسلح مواجه میشود. در درگیری، او یکی از سارقان را با اسلحه او میکشد و پس از اتهام رئیسش به دست داشتن در سرقت، او را نیز به قتل میرساند و با چک حقوقش فرار میکند. در بانک، متصدی به دلیل نبود مدارک هویتی از نقد کردن چک خودداری میکند. جانیا با اسلحهای که از سارق گرفته، بهطور تصادفی گروگانگیری میکند. مدیر بانک، نیکول (شری شپرد)، که ابتدا پلیس را خبر کرده، با جانیا همدلی میکند. کارآگاه ریموند (تیانا تیلور) تلاش میکند او را آرام کند. در اوج گروگانگیری، جانیا تماسی از مادرش دریافت میکند که نشان میدهد آریا شب قبل بر اثر تشنج فوت کرده است. فلشبکها نشان میدهند جانیا به دلیل تروما و انکار، روز را بهگونهای ادامه داده که گویی آریا زنده است. صحنهای که پلیس به بانک حمله کرده و جانیا را میکشد، توهمی است؛ در واقعیت، نیکول او را آرام کرده و جانیا تسلیم میشود. فیلم با مضامین فقر، سلامت روان، نابرابری سیستمی، و غم از دست دادن، با بازی درخشان هنسون و شپرد، تحسین شد، اما به دلیل دیالوگهای غیرواقعی، پایان ناامیدکننده، و طرح شلوغ، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۵ در IMDb و ۵۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. فیلم با ۴۸.۹ میلیون بازدید در هفته اول، پربینندهترین فیلم Netflix در سال ۲۰۲۵ شد
خلاصه داستان: این سریال داستان افرادی را نشان میدهد که هر کدام به نوعی در زندگی خود مشکل بزرگی دارند و برای جبران آن وارد بازی مرموزی می شوند که فقط یک برنده با جایزه 45.6 میلیارد وونی (40 میلیون دلار) خواهد داشت …