خلاصه داستان: مردی به نام مایلز دیلی که در یک سازمان تبهکار فعال در ایالت نوادا، نقش مهمی را برعهده دارد، به خاطر دخترش تلاش میکند که شغل خود را تغییر دهد و به عنوان تهیهکننده فیلم مشغول به فعالیت شود و از طریق تولید یک فیلم هالیوودی، اقدام به پولشویی نماید و...
خلاصه داستان: توبی فلیشمن پزشکی است که پس از سال ها جدایی از همسرش تصمیم می گیرد شانس خود را در روابط عاشقانه امتحان کند. اما همسر سابقش ریچل ناگهان ناپدید می شود و او را با دختر 11 ساله و پسر 9 ساله شان تنها می گذارد. با رفتن ریچل، ایجاد تعادل در ابعاد مختلف زندگی برای توبی سخت می شود...
خلاصه داستان: در آینده ای تاریک و آکنده از خفقان و ظلم در کشور هندوستان ، یک زندانی به یک پایگاه نظامی دور افتاده فرستاده میشود تا مورد بازجویی قرار گیرد اما …
خلاصه داستان: داستان سریال دربارهی آدمکشی به نام «بری» است که در یکی از مأموریتهایش، وارد یک کلاس بازیگری میشود و به این هنر علاقهمند میشود و تصمیم میگیرد بازیگری را دنبال کند.
خلاصه داستان: در آیندهای دور با استعمار زمین توسط یک تمدن بیگانه برتر، تنها شانس مرد جوانی به نام آکیرا برای داشتن آیندهای بهتر، استخدام به عنوان یک سرباز در نیروی نظامی ویژه به نام یاکیتوری است و…
خلاصه داستان: چرخه کامل؛ مینی سریالی جنایی معمایی ساخته استیون سودربرگ است. تحقیقات درباره یک آدمربایی ناموفق، اسرار کهنهای را آشکار میکند که چندین شخصیت مختلف را در نیویورک امروزی به هم مرتبط میسازد…
خلاصه داستان: در سال 1963، نیکولاس الیوت مامور سازمان اطلاعات انگلستان ام آی 6 متوجه می شود دوست نزدیکش مدت ها است که به عنوان جاسوس دو جانبه فعالیت می کند و...
خلاصه داستان: فرام؛ سریالی در سبک ترسناک علمی تخیلی ساخته جان گریفین است. داستان در یک شهر کوچک کابوسوار در وسط آمریکا جریان دارد؛ شهری عجیب که هر کسی را که وارد آن میشود، در خودش گیر میاندازد و اجازه خروج را به آنها نمیدهد. حالا ساکنانی که در این شهر زندگی میکنند، مجبور هستند به هر طریقی خودشان را زنده نگه دارند و بالاخره یک راهی برای خروج و فرار از شهر پیدا کنند؛ آن هم در شرایطی که هیچ تمایلی برای ادامه زندگی در آن شهر ندارند. اما همه چیز به این آسانیها هم که به نظر میرسد، نیست. گیر کردن در یک شهر کوچک، تنها بخشی از مشکلات این منطقه است.
خلاصه داستان: پشت دیوارهای امن، بچهها در یک محیط شبیه مهدکودک اما توسط روباتها بزرگ میشن. درحالی که شاید زندگی در اونجا کسل کننده بنظر برسه، اما بچهها پر از پتانسیل و کنجکاوی هستن. از خیلی جهات شبیه به یک تکهای از بهشت میمونه. دنیای بیرون بمانند یک جهنمه. تقریبا هیچ موجود مکانیکی هم اونجا وجود نداره و اکثرا موجودات ماوراءالطبیعی قدرتمندی در اونجا زندگی میکنند. مارو به همراه کیریکو درحال پرسه زدن در جایی که قبلا توکیو برای بهشت بوده هستن. اما پس از جستجوهای بسیار، شاید بهشت یک رویای غیرقابل دفاع باشه تا یک واقعیت ممکن.
خلاصه داستان: شاهزاده Tiabeanie، \'Bean\' از ازدواج قریب الوقوع خود با شاهزاده Merkimer عصبانی است. سپس با لوسی، یک دیو، و الفو، یک جن آشنا می شود و همه چیز نسبتاً هیجان انگیز و خطرناک می شود.