خلاصه داستان: فیلم «فرانسه» یک درام-کمدی فرانسوی به کارگردانی برونو دومون است که در ۲۵ اوت ۲۰۲۱ اکران شد. داستان درباره فرانس دو مور (لئا سیدو)، یک روزنامهنگار و مجری تلویزیونی مشهور در پاریس است که زندگی پرزرقوبرقی دارد. او در حین پوشش خبری درگیریهای جهانی، با یک تصادف رانندگی و بحرانهای شخصی مواجه میشود که او را به بازنگری در زندگی و حرفهاش وا میدارد. داستان با صحنههای طنز تلخ، نقد رسانهها، و لحظات احساسی، به موضوعات شهرت، هویت و اخلاق در روزنامهنگاری میپردازد. بازی لئا سیدو و سبک کارگردانی دومون تحسین شدند، اما ریتم کند و طنز گزنده برای برخی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «خدای دیوانه» یک انیمیشن استاپموشن تجربی، ترسناک و فانتزی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی فیل تیپت، استاد جلوههای بصری (معروف به کار در جنگ ستارگان و پارک ژوراسیک)، است که پس از ۳۰ سال تولید متناوب، در ۵ اوت ۲۰۲۱ در جشنواره لوکارنو نمایش داده شد و در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ توسط Shudder منتشر شد. داستان که بدون دیالوگ و با صداهای محیطی (مانند غرشها و نالهها) روایت میشود، حول شخصیتی به نام «آدمکش» (با صدای الکس کاکس و دیگران) میچرخد که با یک زنگ غواصی زنگزده به دنیایی آخرالزمانی و جهنمی فرو میرود. او با نقشهای مبهم و چمدانی حاوی بمب، از میان مناظری پر از موجودات جهشیافته، شهرهای ویران، و هیولاهایی مانند نوزادی گریان شبیه Eraserhead، عبور میکند. داستان با صحنههایی مانند جراحیهای وحشتناک، نبردهای تانک، و موجوداتی که در چرخهای از خلقت و تخریب گرفتارند، به موضوعات جنگ، استثمار، و پوچی بشریت میپردازد. فیلم با نقلقولی از کتاب لاویان (Leviticus) درباره خشم خدا و اشاره به برج بابل آغاز میشود و در پایان، چرخهای اژدهاییوار را نشان میدهد که جهانی جدید باز هم به سوی تخریب میرود. با این حال، به دلیل روایت غیرخطی، فقدان داستان منسجم، و تمرکز بیشازحد بر تصاویر بیمارگونه (مانند موجودات پر از جوش و خون)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن استاپموشن، موسیقی دن وول، و طراحی بصری خیرهکننده (الهامگرفته از اچ.پی. لاوکرفت و اچ.آر. گیگر) تحسین شدند، اما ریتم کند و نبود انگیزههای واضح شخصیتها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «لانه» یک اکشن-ترسناک-علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی نیل مارشال و نویسندگی مشترک او و شارلوت کرک است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ بهصورت محدود اکران شد و در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۲ در قالب DVD و Blu-ray منتشر شد. داستان درباره کاپیتان کیت سینکلر (شارلوت کرک)، خلبان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، است که در آخرین مأموریت خود بر فراز افغانستان توسط شورشیان سرنگون میشود. پس از مرگ همکارش، جانسون (الکس مورگان)، کیت به یک پناهگاه زیرزمینی متروکه شوروی پناه میبرد که پر از آزمایشهای ژنتیکی وحشتناک از دوران جنگ سرد است. این موجودات، معروف به «راواجر»، هیبریدهای نیمهانسان و نیمهبیگانهای هستند که سریع، قدرتمند و برای گوشت انسان گرسنهاند. کیت پس از فرار از پناهگاه، توسط گروهی از سربازان آمریکایی به رهبری سرگرد روی فینچ (جیمی بامبر) و گروهبان تام هوک (جاناتان هوارد)، همراه با سربازانی مانند کیپ ویلکس (مارک استپان)، اوزوالد جونز (لئون اوکندن) و کابیر (هادی خانجانپور)، نجات مییابد. آنها در پایگاه خود با راواجرها و شورشیان خارجی مبارزه میکنند. داستان با صحنههایی مانند نبرد شبانه، کالبدشکافی موجود، و کمک غیرمنتظره کابیر، به موضوعات بقا، وحشت جنگ و موجودات ماورایی میپردازد. در پایان، بازماندگان با انفجاری عظیم پناهگاه را نابود میکنند، اما پایانی مبهم حاکی از ادامه تهدید است. با این حال، به دلیل دیالوگهای کلیشهای، بازی ضعیف کرک، لهجههای غیرواقعی، و شباهت به فیلمهایی مانند «سربازان سگ» و «غارتگر»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). جلوههای ویژه عملی، کوریوگرافی اکشن، و بازی خانجانپور تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، طنز خستهکننده، و عدم نوآوری نقد شدند. فیلم ۹۰ دقیقه است، در بوداپست فیلمبرداری شد، و فروش محدودی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «دختری با سوزن» (به انگلیسی: The Girl with the Needle) یک درام تاریخی-ترسناک روانشناختی گاتیک محصول مشترک دانمارک، لهستان و سوئد به کارگردانی مگنوس فون هورن و نویسندگی فون هورن و لینه لانگبک است. داستان در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) رخ میدهد و حول کارولین (ویک کارمن سونه)، کارگر جوان کارخانهای که بیکار و باردار شده، میچرخد. او پس از طرد شدن توسط صاحب کارخانه و از دست دادن همسرش در جنگ، با داگمار (ترینه دیرهولم)، زنی کاریزماتیک که ظاهراً یک مغازه شیرینیفروشی دارد اما در خفا یک آژانس فرزندخواندگی غیرقانونی را اداره میکند، آشنا میشود. کارولین بهعنوان دایه مشغول به کار میشود و رابطهای نزدیک با داگمار شکل میدهد، اما بهتدریج حقیقت وحشتناکی درباره فعالیتهای داگمار، که بهطور آزاد از داستان واقعی قاتل زنجیرهای دانمارکی داگمار اُوِربای الهام گرفته شده، کشف میکند. فیلم به موضوعات فقر، انتخابهای اخلاقی، مادری، تنهایی، و تأثیرات جنگ میپردازد و با فیلمبرداری سیاهوسفید خیرهکننده، حالوهوای فیلمهای اکسپرسیونیستی آلمانی و نوآر را تداعی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند، سخنرانی پایانی بیشازحد صریح درباره سقط جنین، و برخی صحنههای غیرضروری که به داستان اصلی کمک نمیکنند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای سونه و دیرهولم، طراحی صحنه، و موسیقی فردریک هافمایر تحسین شدند، اما داستان به دلیل سادهسازی برخی جنبههای تاریخی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند پیتر (بسیر زکری) و یورگن (یواخیم فییِلستروپ) مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: سه نفر و یک نوزاد در سفرهای جداگانه ، در همان جاده رفتند. رویاها و داستانهای متفاوت آنها در میان مسیر پاتاگونی متروک نفس گیر در هم تنیده است.
خلاصه داستان: زندگی روزمره پرستار پرابها در شهر بمبئی، زمانی که یک هدیه غافلگیرکننده از همسر سابقش دریافت میکند، به شکلی غیرمنتظره تغییر پیدا میکند. در این میان هم اتاقی جوانتر او، آنو، در تلاش برای یافتن یک حریم خصوصی در شهر، با موانع زیادی مواجه میشود. در نهایت سفر به یک شهر ساحلی به آنها این امکان را میدهد تا فضایی برای تجلی خواستههای خود پیدا کنند و…
خلاصه داستان: یک معتاد تنها و در حال مبارزه با یک حلقه جنایتکار زیرزمینی خطرناک در شهر کوچکش در جنوب میرود تا آویز دزدیدهشدهای را به دست بیاورد که معتقد است ازدواجش را نجات میدهد.
خلاصه داستان: یک پزشک مردی مرموز را می پذیرد که در کلبه دورافتاده او با شلیک گلوله به ساحل می رود. هر دو به سرعت متوجه می شوند که قاتل برای تمام کردن کار آمده است، در حالی که طوفان ارتباط آنها را با سرزمین اصلی قطع کرده است.
خلاصه داستان: یک زن نوار VHS را در آستانه خانه خود پیدا می کند که مجموعه ای از داستان های وحشتناک را نشان می دهد که می تواند واقعی باشد. اما خطر واقعی قاتل چهره کدو تنبل است که از نوار برای یافتن قربانی بعدی خود استفاده می کند.