خلاصه داستان: فیلم «پیشتازان فضا: بخش ۳۱» یک فیلم علمیتخیلی ماجراجویانه آمریکایی به کارگردانی اولاتونده اوسونسانمی و اولین فیلم تلویزیونی در فرنچایز پیشتازان فضا است که در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۵ روی Paramount+ منتشر شد. فیلیپا جورجیو (میشل یئو)، امپراتور سابق امپراتوری ترن در جهان آینهای، به بخش مخفی استارفلیت، بخش ۳۱، میپیوندد که وظیفه حفاظت از فدراسیون متحد سیارات را دارد. جورجیو، که تحت نام مستعار ورونیک دو فرانک در ایستگاه فضایی بارام فعالیت میکند، توسط آلاک ساهار (اوماری هاردویک) برای یافتن سلاح آخرالزمانی دزدیدهشدهای به نام گادسند استخدام میشود. تیم او شامل کوازی (سم ریچاردسون)، فاز (سون روگروک)، مله (هامبرلی گونزالس) و راشل گرت (کیسی رول) است. جورجیو باید با گذشته تاریکش، از جمله خیانت به سان در جهان آینهای، روبهرو شود. فیلم با فلشبکهایی به جوانی جورجیو (میکو مارتینو)، اکشن به سبک جاسوسی و طنز، به موضوعات گناه و رستگاری میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، طنز ناموفق، شخصیتپردازی سطحی و فقدان روح پیشتازان فضا، نقدهای منفی با امتیاز ۲۰٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده و بدترین اثر فرنچایز لقب گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «اسنیکز» یک انیمیشن کمدی-ورزشی آمریکایی به کارگردانی راب ادواردز و کریس جنکینز است. تای (آنتونی مکی)، یک کتانی طراحیشده لوکس که زندگی را جز در جعبه مخملیاش نمیشناسد، و خواهرش مکسین (کلویی بیلی) توسط ادسون (سوای لی)، یک بسکتبالیست دبیرستانی، در قرعهکشی گالای اسنیکرهدها برنده میشوند. اما کلکتور (لارنس فیشبرن)، یک مجموعهدار مرموز، آنها را میدزدد تا به فورجر، سازنده کفشهای تقلبی، تحویل دهد. تای بهطور اتفاقی از جعبه بیرون میافتد و برای نجات مکسین وارد نیویورک میشود. او با جیبی (مارتین لارنس)، یک کتانی کهنه خیابانی، و گروهی از کفشهای متنوع، از جمله آدریانا، پاشنهبلند و عشق سابق جیبی، آشنا میشود. تای در این ماجراجویی پر از طنز، موسیقی هیپهاپ و رقص، شجاعت را میآموزد و ارزش زندگی خارج از جعبه را کشف میکند. فیلم با انیمیشن رنگارنگ اما ساده، به موضوعات هویت، شجاعت و فرهنگ اسنیکر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای و شوخیهای تکراری، نقدهای متوسطی با امتیاز ۳۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه خاموش» یک فیلم ترسناک-اکشن پساآخرالزمانی مجارستانی به کارگردانی پیتر داک و اقتباسی از رمان «خوش آمدید به منطقه خاموش» نوشته ویکتور چاک است. داستان با شیوع ویروس مرگباری در فرودگاهی بینالمللی آغاز میشود که بهسرعت جهان را به هرجومرج میکشاند. ابیگیل پنجساله، پس از حمله به مادر و برادر کوچکش، توسط کاسیوس، سرباز سابق، نجات مییابد. سالها بعد، ابیگیل (لوکا پاپ) و کاسیوس (مت دِوِر) در جهانی ویرانشده توسط «وحشیها» (زندهخواران)، برای بقا میجنگند. آنها با مگان، زنی باردار، و همسرش دیوید برخورد میکنند و به دنبال شایعهای درباره پناهگاه امن «کینگز هاربر» راهی سفری پرخطر میشوند. فیلم با صحنههای اکشن واقعگرایانه و بازیهای قوی، به موضوعات وفاداری، امید و تاریکی درونی انسان میپردازد، اما به دلیل کلیشهها، ریتم ناهموار و جلوههای ضعیف زامبیها، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی سایه» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی جو کارناهان و نویسندگی مشترک او با لئون چیلز است. داستان درباره کایرا اوونز (کری واشینگتن) و آیزاک سار (عمر سی)، دو رهبر سابق گروه ویژه چندملیتی «نیروی سایه»، یک تیم مخفی عملیات سیاه سیا، است. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، کای (جهلیل کامارا)، مخفی شدند. هشت سال بعد، جک سیندر (مارک استرانگ)، رئیس سابقشان که از فرار آنها خشمگین است، جایزه بزرگی برای سرشان تعیین میکند. وقتی نیروی سایه آنها را پیدا میکند، کایرا و آیزاک با کمک خویشاوندان کایرا، عمه مارولا (داواین جوی راندولف) و عمو اوری (متد من)، وارد جنگی تمامعیار میشوند. پس از فرار از کمین در کارتاهنا، کایرا برای رویارویی با سیندر به جزیره خصوصی او میرود، اما فاش میشود که عمو اوری خائن است. فیلم با اکشنهای پرتنش، طنز خانوادگی و تمهای عشق، وفاداری و بقا، علیرغم ضعف در برخی صحنههای اکشن و پیچیدگی داستان، سرگرمکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «اسکریمبوت» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون لامورته و بازسازی فیلم کوتاه انیمیشن «استیمبوت ویلی» (1928) والت دیزنی است. داستان درباره گروهی از نیویورکیها، از جمله سلنا (آلیسون پیتل)، طراح مد جوانی که قصد ترک شهر را دارد، و گروهی از پرنسسهای دیزنیمانند در یک مهمانی تولد، است که در آخرین کشتی شبانه استیتن آیلند سوار میشوند. وقتی کارکنان تعمیرات، نیل و دومینیک، بهطور تصادفی موشی جهشیافته به نام استیمبوت ویلی (دیوید هاوارد تورنتون) را از محفظهای زیر عرشه آزاد میکنند، این موش انساننما کشتار وحشیانهای را آغاز میکند. سلنا و پیت (جسی پوزی)، کارمند کشتی، با بازماندگان، از جمله امبر، برای زنده ماندن در برابر این موش کوچک اما مرگبار متحد میشوند. فیلم با طنز خودآگاه، ارجاعات دیزنی و کشتارهای خونین، به موضوعات بقا و سرگرمیهای سبک اسلشر میپردازد، هرچند طراحی ویلی گاهی کارتونی و غیرترسناک به نظر میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «پوپای: مرد قاتل» یک اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی رابرت مایکل رایان است. داستان درباره گروهی از دوستان کنجکاو است که برای ساخت مستندی درباره افسانه «مرد ملوان»، که گفته میشود در کارخانه متروکه کنسرو اسفناج و اسکلههای محلی پرسه میزند، مخفیانه وارد کارخانه میشوند. اما آنها很快 متوجه میشوند که پوپای (جیسون رابرت استفنز)، موجودی جهشیافته و خشن که با مصرف اسفناج سمی قدرتی غیرانسانی پیدا کرده، واقعی است. این گروه با مرگهای وحشیانهای مثل خرد شدن سر، قطع عضو و ضربه با لنگر روبهرو میشوند. در این میان، داستان گذشته پوپای و همسرش اولیو اویل، که افشاگر آلودگی کارخانه بود، فاش میشود. فیلم با جلوههای عملی خونین و ارجاعاتی به کارتون کلاسیک، حس نوستالژیک اسلشرهای دهه ۸۰ را با داستانی ساده اما سرگرمکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «اودسا» یک موزیکال پسا-آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی جرمی جاسپر است که بازخوانی افسانه اورفئوس و اوریدیس را روایت میکند. اودسا (سیدی سینک)، دختری روستایی، پس از مرگ مادرش با گیتار افسانهای پدرش، ویلا، به شهر خطرناک ساتیلایت سیتی سفر میکند تا سرنوشتش را بیابد. در این دنیای آلوده به پلازما، مادهای سمی شبیه نفت، پلوتونوویچ (موری بارتلت)، رسانهها را از جزیره خصوصی «آندرورلد» کنترل میکند و مخالفان را برای سرگرمی شکنجه میدهد. گیتار اودسا دزدیده میشود و او با یوری درویش (کلوین هریسون جونیور)، خوانندهای گرفتار، آشنا شده و عاشقش میشود. آنها با نئون دیون (رجینا هال)، مجری خشن، و پلوتونوویچ مواجه میشوند. اودسا برای نجات یوری، که به دلیل توهین به پلوتونوویچ به آندرورلد فرستاده شده، در مسابقهای شرکت میکند و با آوازش «منتخب» میشود، اما آرزوی بازگشت یوری به بهای از دست دادن او و نابودی شبکه پلازما تمام میشود. فیلم با موسیقی پرشور و تصاویر پرجنبوجوش، به موضوعات عشق، مقاومت و آزادی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ژولیت و رومئو» یک درام موزیکال-رمانتیک آمریکایی به کارگردانی تیموتی اسکات بوگارت و بازسازی مدرنی از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» شکسپیر است که در سال ۱۳۰۱ در ورونای قرون وسطی رخ میدهد. رومئو و ژولیت، عاشقان ستارهدار، برخلاف دشمنی خانوادههای مونتاگ و کاپولت، عاشق یکدیگر میشوند. این نسخه با جایگزینی شعر پنجضربی شکسپیر با موسیقی پاپ اوریجینال، داستانی تازه ارائه میدهد که به تاریخ واقعی الهامبخش نمایشنامه اشاره دارد. ژولیت با ازدواج اجباری با پاریس روبهروست، در حالی که مرگ مرچوتیو و تیبالت به دست یکدیگر، تنشها را تشدید میکند. رومئو و ژولیت با کمک راهب لارنس نقشهای برای فرار میکشند، اما سوءتفاهمها به تراژدی منجر میشود. فیلم با بازی کلارا روگارد و جیمی وارد، و حضور بازیگرانی مثل ربل ویلسون و درک جاکوبی، به دلیل موسیقی پرزرقوبرق اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای ناهماهنگ، نقدهای منفی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «هیچجا مثل خونه نمیشه» یک فیلم ترسناک ماورایی تایلندی-آمریکایی به کارگردانی استفن هکر و الکساندر کیسل، اقتباسی از بازی ویدیویی ترسناک تایلندی «Home Sweet Home» است. جیک، افسر پلیس آمریکایی، همراه با همسرش پرنگ و دختر کوچکشان لو به بانکوک سفر میکند. اما تعطیلاتشان با تیراندازی مرگبار در یک مرکز خرید به کابوس تبدیل میشود. جیک در مواجهه با مهاجم، مک، که او را «نگهبان» میخواند، در انفجاری کشته شده و در «هیندرنس»، قلمرویی بین مرگ و زندگی، بیدار میشود. با کمک راهبی مرموز، جیک باید همسرش را نجات دهد و جلوی مک، که قصد باز کردن دروازههای جهان زیرین را دارد، بگیرد. فیلم با جلوههای ویژه چشمگیر اما داستانی ضعیف و بازیهای متوسط، به دلیل فاصله گرفتن از فضای ترسناک بازی اصلی، نقدهای متفاوتی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «هلند» یک تریلر روانشناختی آمریکایی به کارگردانی میمی کیو است. نانسی وندرگروت، معلم خانگی در شهر کوچک هلند، میشیگان، در سال ۲۰۰۰ زندگی بهظاهر کاملی با همسر چشمپزشکش، فرد، و پسر ۱۳ سالهشان، هری، دارد. وقتی فرد به بهانه کنفرانسهای خارج از شهر مرتباً غیبت میکند، نانسی به او مشکوک شده و با همکارش دیو دلگادو به تحقیق میپردازد. آنها به جای کشف یک رابطه عاشقانه، به رازهای تاریکی درباره قتلهای زنجیرهای زنان جوان برمیخورند که با سفرهای فرد همزمان است. نانسی که از زندگی یکنواختش به هیجان آمده، درگیر معمایی میشود که واقعیت و تخیل را به هم میآمیزد. فیلم با بازی نیکول کیدمن، متیو مکفادین و گائل گارسیا برنال، به موضوعات پنهانکاری، زندگی حومهای و تردیدهای زنانه میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف و پایانبندی ناقص، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.