خلاصه داستان: چارلی چابک؛ فیلمی اکشن مهیج به کارگردانی فیلیپ نویس است. چارلی با نام مستعار چارلی چابک، به مدت 20 سال برای رئیس اوباشش، استن، به عنوان یک قاتل حرفهای کار کرده است. اما زمانی که رئیس گروه رقیب از میامی تصمیم میگیرد استن و کل تیمش را حذف کند، چارلی به عنوان یک دوست وفادار، برای گرفتن انتقام وارد عمل میشود…
خلاصه داستان: دنیای یک خانواده به ظاهر کامل؛ زمانی که یک قتل تکان دهنده ثابت می کند که آنها مایل به انجام اقدامات ناامیدانه برای محافظت از یکدیگر هستند، از هم می پاشد.
خلاصه داستان: قتل وحشیانهای در جنگل رخ میدهد و حمدی آتیلبای که یک کارفرمای خیّر است به شکل تحقیرآمیزی کشته میشود. این قتل سرنوشت دادستان لیلا که سعی دارد با پشت سر گذاشتنِ گذشتهی پیچیدهاش، زندگی جدیدی برای خود دست و پا کند و کنعان که یه مجری خبری حریص و مشهور است و زندگی باثباتی دارد را بهم پیوند میدهد. این قتل در عین حالی که باعث به ظهور رسیدن عشق آنها میشود، باورهایشان به زندگی را هم به کلی عوض میکند…
خلاصه داستان: کریکت که عاشق هیجان است، با حقه خانواده اش را به سفر در فضا می برد و به دنبال آن، هرج و مرج بزرگی در فضا شکل می گیرد. حالا او و پدرش که با هم مثل کارد و پنیرند باید برای نجات شهر بزرگ گرین ها از فاجعه کهکشانی، اختلافاتشان را کنار بگذارند.
خلاصه داستان: هنگامی که پادشاه اوتر می میرد و بریتانیا با هرج و مرج روبرو می شود، مرلین یک ناشناس به نام آرتور را به عنوان پادشاه جدید به عنوان پسر پادشاه فقید، برخلاف خواسته های جاه طلبانه خواهر ناتنی خود، مورگان، معرفی می کند.
خلاصه داستان: حماسه ای باشکوه با فانتزی شرقی که جنگ های افسانه ای طولانی بین انسان ها، جاودانه ها و هیولاها را بازسازی می کند که بیش از سه هزار سال پیش رخ داده است.
خلاصه داستان: زمانی که خروپف زن خواب شوهر را مختل می کند، یک زوج تازه ازدواج کرده با چالش هایی مواجه می شوند. مبارزات آنها سازش های مورد نیاز برای یک ازدواج پایدار را به تصویر می کشد.
خلاصه داستان: گراهام برای کریسمس سرزده به دیدار خانواده اش می رود تا آن ها را غافلگیر کند؛ اما می بیند نامزد سابقش قبل از او از راه رسیده و کریسمس را با خانواده او جشن گرفته است.
خلاصه داستان: یک اپراتور سابق نیروهای ویژه برای تامین امنیت یک روزنامه نگار درحین مصاحبه با یک دیکتاتور انتخاب می شود، اما، یک کودتای نظامی در وسط مصاحبه رخ می دهد، آنها مجبور می شوند به جنگل فرار کنند، جایی که باید زنده بمانند.