خلاصه داستان: جیم، مردی جوان و ساکت، به پاکستان میرود تا ماموریت خاصی را انجام دهد: آزاد کردن عروس به نام سمیرا از یک روستا در جنوب پاکستان. او با یک ماشین کرایه شده و یک دست مسلح به دنبال سمیرا میگردد تا او را از یکدست ازدواج ناگزیر نجات دهد. اما هر چه او پیش میرود، متوجه میشود که ماموریت او پیچیدهتر از آن است که تصور میکرده و او باید با تصمیمات سختتری روبرو شود.
خلاصه داستان: پیپا لی، زنی در اواسط سیسالگی، پس از انتقال به یک محله سالمندان همراه شوهرش هنری، شروع به تجربه انواع خاطرات و لحظاتی از گذشتهاش میکند که باعث تغییر در زندگیاش میشود. در حالی که سعی میکند خود را با محیط و شوهرش سازگار کند، پیپا به تدریج به دنیای خصوصی و پنهانی خود پی میبرد که باعث میشود روابط و تصمیمات او در حال حاضر را زیر سوال ببرد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه معلول به نام لینکلن رایم (دنزل واشنگتن) که به دلیل حادثهای در خیابانها فلج شده، با همکاری یک افسر پلیس جوان به نام آمیلیا (آنجلینا جولی) در تعقیب یک قاتل زنجیرهای شرور میافتد. این قاتل، با تقلید از جنایات تاریخی و قرار دادن سرنخهایی در محل جرم، باعث میشود رایم و آمیلیا در یک بازی کشنده با زمان دست به کار شوند تا قاتل را قبل از کشتن قربانی بعدی بازداشت کنند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در یک شب تاریک و بارانی در جنگل گم میشوند و به یک خانه قدیمی و ترسناک برخورد میکنند. وقتی وارد خانه میشوند، اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد که آنها را در یک شب هراسانگیز و مرموز گرفتار میکند. آنها باید با ترس و نگرانیهای خود مقابله کنند و رازهایی را که در خانه پنهان شده کشف کنند تا بتوانند از این شب هراسآور نجات یابند.
خلاصه داستان: در سال 1987، در یک روز گرم تابستانی در تگزاس، یک جفت جوان در حال رانندگی در جادههای خلوت هستند. آنها به طور ناگهانی با یک افرادی که خود را "کشیش" معرفی میکنند، مواجه میشوند. این افراد به نظر میرسند که قصد دارند آنها را به یک جای دور از شهر ببرند. اما این جفت جوان به زودی متوجه میشوند که این "کشیش" در واقع یک قاتل سریالی خطرناک است که قصد دارد آنها را به عنوان قربانی بعدی خود انتخاب کند. آنها مجبور میشوند با تمام توان خود در یک مسابقه مرگبار علیه زمان و این قاتل وحشی شرکت کنند تا بتوانند از دست او فرار کنند.
خلاصه داستان: در یک دوران استبدادی در آلمان، یک دختر جوان به نام لئو با شجاعت تمام برای نجات خواهرش از دست یک مأمور سیاسی خطرناک قدم میگذارد. او به یک دنیای تاریک و پر از رمز و راز وارد میشود که در آن هر کسی ممکن است یک دشمن باشد و اعتماد کردن به کسی غیرممکن به نظر میرسد. در این بازی خطرناک، لئو باید با هوش و شجاعت خود، از دامهایی که برایش گسترده شده، عبور کند و خواهرش را نجات دهد.
خلاصه داستان: جیکوب پورمن، پسربچهای ۱۶ ساله، پس از مرگ مرموز پدرش به جزیرهای پرت در ولز سفر میکند تا راز خانوادگی خود را کشف کند. در آنجا، خانهای قدیمی را مییابد که در آن مادر پراگن، سرپرست جمعی از کودکان عجیب و غریب زندگی میکند که هر کدام توانایی خاصی دارند. جیکوب کشف میکند که این کودکان در حلقه زمانیای از سال ۱۹۴۳ در امان هستند و با وجودی که ظاهراً بیخطر به نظر میرسند، ممکن است خطرناک باشند و شاید هنوز هم زنده هستند. او باید تواناییهای خود را درک کند و تصمیم بگیرد که آیا به این جهان عجیب و غریب بپیوندد یا خیر.
خلاصه داستان: فیلم «باید بهشت باشد» به کارگردانی ایلیا سلیمان، داستان یک فیلمساز فلسطینی به نام ایلیا را روایت میکند که برای جستجوی حامی مالی برای فیلم جدیدش به پاریس و نیویورک سفر میکند. در این سفر، او با شگفتی و کنکاشی طنزآمیز، تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی این شهرهای بزرگ را مشاهده میکند و به تأمل درباره هویت و تعلق خود میپردازد. سلیمان با نگاه بیطرفانه و کمدی سیاه، نشان میدهد که آیا واقعاً این شهرها بهشتاند یا صرفاً نسخههای دیگری از همان دنیایی هستند که او از آن خسته شده است.
خلاصه داستان: در سال 2021، داستان مردمی را روایت میکند که پس از پایان رسمی «پاکسازی»، گروهی از افراد افراطی تصمیم میگیرند تا این رویداد خشونتبار را به صورت دائمی ادامه دهند. این تصمیم منجر به وضعیت بحرانی در کشور میشود و گروهی از مهاجران مکزیکی مجبور میشوند تا با خطرات زیادی روبرو شوند تا به مرز ایمن برسند و از این وضعیت خطرناک فرار کنند.
خلاصه داستان: در سال 2018، یک جسد مرموز به یک سردخانه مخصوص جنازهها منتقل میشود. اما زمانی که این جسد در آنجا قرار میگیرد، اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد. یکی از کارمندان سردخانه، مگان رید، که اخیراً از اعتیاد به مواد مخدر بهبود یافته، با این رویدادها مواجه میشود. او به زودی متوجه میشود که این جسد، هانا گریس، توسط یک نیروی شیطانی تصرف شده است و این نیرو، به تدریج، او را تهدید میکند. مگان باید با شجاعت و هوش خود، با این وجود شرور مقابله کند تا جانش را نجات دهد.