خلاصه داستان: دختر ژنرال داستان یک قتل مرموز را روایت میکند که در آن دختر یک ژنرال ارتش به قتل میرسد و تحقیقات برای پیدا کردن قاتل آغاز میشود. در این میان، کارآگاه پل برنر و ستوان الیزابت فلوک با پروندهای پیچیده و پر از رازهای خانوادگی و نظامی روبرو میشوند که در سال ۱۹۹۹ اتفاق میافتد.
خلاصه داستان: فیلیپ که یک پدر نگران است، پسرش الکس را به یک مدرسه شبانهروزی میفرستد تا از مشکلات دوران نوجوانی و خشونتهای دوستدخترش سوزان دور باشد. اما در آنجا، الکس با دختری به نام هانا آشنا میشود که او نیز مانند الکس دارای قدرتهای روانی و تلهکینتیک است. وقتی پدر الکس متوجه میشود که یک سازمان مخفی به دنبال استفاده از این قدرتهای جوانان برای اهداف شوم خود است، تلاش میکند تا فرزندش را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم قمارباز (The Gambler) داستان مردی به نام جیم بنت را روایت میکند که استاد دانشگاهی باهوش و اهل مطالعه است اما درگیر اعتیاد به قمار و زندگی پرخطر شده است. او که به شدت مقروض است، با قرار دادن جان خود به عنوان وثیقه در برابر وامدهندگان خطرناک، وارد یک بازی مرگبار میشود و تلاش میکند با هوش و زیرکی خود از این مخمصه جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: فیلم «همسران اول» داستان سه زن به نامهای آنی، بروک و الیز را روایت میکند که همسرانشان آنها را به خاطر زنان جوانتر ترک کردهاند. این سه زن که در ظاهر زندگیهای متفاوتی دارند، پس از سالها دوباره با هم متحد میشوند تا انتقام خود را از شوهران خیانتکارشان بگیرند و با تشکیل یک گروه حمایتی، نقشهای برای بازپسگیری حق ازدسترفتهشان طراحی میکنند.
خلاصه داستان: فیلم چشم (The Eye) داستان دختری نابینا به نام ویرا را روایت میکند که پس از عمل پیوند قرنیه، بینایی خود را به دست میآورد اما به جای دیدن دنیای واقعی، شروع به دیدن ارواح و موجودات ماوراءالطبیعه میکند. او برای یافتن منشأ این قرنیهها و دلیل این پدیده عجیب، به همراه پزشکش راهی سفری پرچالش میشود و در این مسیر با ترسهای عمیق و حقایق تکاندهندهای روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ساعات خالی» داستان پسر جوانی به نام کریس را روایت میکند که در تابستان سال ۲۰۱۳ به جزیرهای دورافتاده در سواحل انگلستان سفر میکند تا در یک هتل متروکه به عنوان نگهبان کار کند. او در آنجا با زنی به نام آن مواجه میشود که به نظر میرسد همسرش به طرز مرموزی ناپدید شده است. کریس به تدریج درگیر رازهای پیچیدهای میشود که بین گذشته و حال در جریان است و تلاش میکند تا حقیقت ماجرا را کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم The Endless در سال 2017، داستان دو برادر به نامهای جاستین و آرون را روایت میکند که سالها پیش از یک فرقه فضایی به نام "کمپ ابدیت" گریختهاند. آنها که زندگی عادی را تجربه میکنند، پس از دریافت یک بسته مرموز از سوی اعضای سابق فرقه، ترغیب میشوند تا برای یک آخر هفته به آنجا بازگردند. بازگشت آنها به کمپ، خاطرات قدیمی را زنده میکند، اما به زودی متوجه میشوند که این فرقه بسیار عجیبتر و خطرناکتر از آن چیزی است که به خاطر میآوردند. آنها در مییابند که اعضای کمپ در یک حلقه زمانی گرفتار شدهاند و باید انتخاب کنند که آیا به این زندگی مرموز بپیوندند یا دوباره فرار کنند، در حالی که با حقایق تکاندهندهای در مورد فرقه و رهبر آن مواجه میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «اگر» (If) داستان دختری جوان به نام وایتی را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، با پدرش که یک جراح مغز و اعصاب است، در یک آپارتمان زندگی میکند. وایتی در دنیایی از افکار و خیالات خود غرق شده و با مشکلاتی نظیر بیخوابی و اضطراب دست و پنجه نرم میکند. او در این مسیر با دوستان خیالیاش که موجوداتی کارتونی هستند، ارتباط برقرار میکند و سعی در درک و پذیرش احساساتش دارد. در این میان، او با پسری به نام کانر که او نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم میکند، آشنا میشود و این آشنایی به او کمک میکند تا با واقعیتهای زندگی و غم از دست دادن عزیزان کنار بیاید.
خلاصه داستان: فیلم «لبه عشق» (The Edge of Love) در سال 2008، داستان زندگی شاعر مشهور ولزی، دیلن توماس، و رابطه پیچیدهاش را با دو زن در زمان جنگ جهانی دوم روایت میکند. این درام عاشقانه، ماجراهای دیلن و همسرش کیتلین را در کنار دوست قدیمیاش، ورا، و همسر او ویلیام، نشان میدهد که در روستایی کوچک در ولز درگیر مسائل عاشقانه، حسادت و وفاداری میشوند. با ورود جنگ به خانههایشان، این روابط تحت فشار شدید قرار گرفته و به تدریج به سمت تراژدی پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «The East» در سال ۲۰۱۳، داستانی از جاسوسی و نفوذ در گروههای فعال محیط زیستی را روایت میکند. در این فیلم، سارا (با بازی بری لارسون) به عنوان یک مامور امنیتی خصوصی، ماموریت مییابد تا به یک گروه فعال زیستمحیطی به نام «The East» نفوذ کند. این گروه که توسط بنی (با بازی الکساندر اسکارسگارد) رهبری میشود، در فعالیتهای خود از خشونت نیز استفاده میکند. در طول ماموریت، سارا با چالشهای اخلاقی عمیقی روبرو میشود و به تدریج با اهداف و انگیزههای اعضای گروه همذاتپنداری میکند. او باید بین وفاداری به کارفرمایانش و اصولی که به تازگی کشف کرده، یکی را انتخاب کند.