خلاصه داستان: فیلمی ترسناک و پرتعلیق محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی مالکوم دی. لی و با بازیگری مری جی. برایژ که در نقش افسر پلیسی به نام رنی لوئیس ظاهر میشود. داستان حول محور گروهی از افسران پلیس میگردد که پس از یک درگیری خشونتبار، با یک نیروی ماوراءالطبیعه شیطانی روبرو میشوند. این موجود مرموز از طریق دوربینهای بدنی (Body Cam) آنها را تحت تعقیب قرار داده و هر یک را به شیوهای وحشتناک به قتل میرساند. رنی لوئیس که خود شاهد این اتفاقات هولناک است، تلاش میکند تا پرده از راز این نیروی شریر بردارد و جان خود و دیگران را نجات دهد. فیلم با بهرهگیری از فضاسازی تاریک و پرتنش، تماشاگر را در یک تجربه ترسناک و نفسگیر غرق میکند.
خلاصه داستان: «شکار سنگ کلیه» یک فیلم کمدی نروژی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی پال ویتن کریستنسن است که در آن آندره کلمان، آندرش باسمو کریستنسن و آدیل خان در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. داستان حول محور کارل، مردی میانسال که زندگیاش در آستانه فروپاشی است، میچرخد. همسرش او را ترک کرده، شغلش را از دست داده و حالا پزشکان به او میگویند که به زودی نیاز به پیوند کلیه خواهد داشت. در یک لحظه ناامیدی، کارل تصمیم میگیرد کنترل زندگیاش را به دست بگیرد و برای یافتن یک کلیه اهدایی به جاده میزند. این سفر دیوانهوار او را با شخصیتهای عجیب و غریب زیادی روبرو میکند و ماجراهای غیرمنتظرهای را رقم میزند. فیلم با طنز سیاه خود، نگاهی طنزآمیز به بحران میانسالی و مبارزه برای بقا دارد.
خلاصه داستان: فیلم بمبشل که در سال ۲۰۱۹ توسط جی روی ساخته شد، روایتگر رسوایی جنسی راجر ایلز، مدیر شبکه فاکس نیوز است. این فیلم با بازی درخشان شارلیز ترون در نقش مگان کلی، نیکول کیدمن در نقش گرچن کارلسون و مارگو رابی در نقش کی اندرسون، داستان سه زن شجاع را به تصویر میکشد که علیه فرهنگ سمی و آزار جنسی در محیط کار قیام میکنند. داستان حول محور اتهامات آزار جنسی علیه ایلز میچرخد و مبارزه این زنان برای افشای حقیقت و به دست آوردن عدالت را نشان میدهد. این فیلم که بر اساس وقایع واقعی ساخته شده، نگاهی عمیق به پشت صحنه یکی از بزرگترین رسواییهای رسانهای آمریکا دارد و قدرت صدای زنان را در برابر سوءاستفادههای قدرت به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «بلو استوری» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی و نویسندگی اندون مایکل، داستان زندگی دو نوجوان به نامهای تیموتی (با بازی استفان اودوبولا) و مارکو (با بازی اریک کواکو) را روایت میکند که در منطقه پکنهام لندن بزرگ شده و بهترین دوست هستند. تیموتی که در محله لویتون زندگی میکند و مارکو که اهل پکنهام است، پس از یک درگیری جزئی، درگیر رقابت خشن و خطرناک بین دو باند رقیب میشوند. این درگیریها به سرعت از کنترل خارج شده و زندگی هر دو را تحت تأثیر قرار میدهد و دوستی دیرینه آنها را در معرض نابودی قرار میدهد. فیلم که با بودجهای محدود ساخته شده، تصویری خشن و واقعگرایانه از زندگی خیابانی، خشونتهای باندی و تأثیرات آن بر جوانان را به نمایش میگذارد و با استقبال منتقدان روبرو شد.
خلاصه داستان: فیلم «مدرسه شبانهروزی» (Boarding School) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بواز یاکین، داستان پسری نوجوان به نام جیکوب (با بازی لوک پنک) را روایت میکند که توسط والدینش به یک مدرسه شبانهروزی خصوصی و دورافتاده فرستاده میشود. در این مدرسه که توسط یک زوج مرموز به نامهای خانم شرمن (ویلما رز) و آقای شرمن (بیل کمپ) اداره میشود، جیکوب با گروهی از نوجوانان دیگر که هرکدام مشکلات و رازهای خاص خود را دارند، آشنا میشود. به تدریج، دانشآموزان متوجه میشوند که این مدرسه یک مکان عادی نیست و اسرار تاریکی در پشت دیوارهای آن پنهان شده است. جیکوب و دیگر دانشآموزان باید برای بقا بجنگند و رازهای مدرسه را فاش کنند. این فیلم در ژانر ترسناک و معمایی قرار دارد و با بازیگرانی همچون تام مارتین، سامانتا ماتیس و کاترین پارکینز، مخاطب را در فضایی پرتعلیق و ترسناک غرق میکند.
خلاصه داستان: این فیلم جنایی سیاه که در سال ۲۰۱۹ توسط بریدجیت سیوج کرافت و دانیل کرافت کارگردانی شده است، داستان دو خواهر به نامهای مری بت و پریسکا کانولی را روایت میکند که پس از مرگ مادرشان، در یک شهر ماهیگیری کوچک در مین به نام ایستن پورت، با مشکلات مالی مواجه میشوند. آنها که توسط بازیگرانی چون مورگان سیلر، سوفی لوو، مارگو مارتیندال و جون اسکویب به تصویر کشیده شدهاند، ناگهان درگیر یک ماجرای قتل میشوند که رازهای تاریک و قدیمی شهر را آشکار میکند. آنها برای پنهان کردن جسد و حل معما، باید با زنان قدرتمند و مرموز شهر، از جمله مدیر یک خانه فساد، مقابله کنند و در این مسیر، حقایق تلخی درباره خانواده و جامعه خود کشف میکنند.
خلاصه داستان: «باد برده» (Blown Away) یک فیلم اکشن هیجانانگیز محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی استیون هاپکینز و با بازی جف بریجز، تامی لی جونز، فارست ویتاکر، لوید بریجز و سوزی کرتزمن است. جیمی داور، یک متخصص مواد منفجره در بخش پلیس بمبگذاری بوستون، زندگی آرامی را با همسرش کیت میگذراند. اما زندگی او زمانی به خطر میافتد که یک تروریست ایرلندی مرموز و بسیار خطرناک به نام رایان گریت، که همزمان سابق جیمی در ارتش آزادیبخش ایرلند است، به شهر وارد میشود. گریت که به تازگی از زندان فرار کرده، برای انتقام از جیمی که او را سالها پیش لو داده، شروع به کار گذاشتن بمبهای پیچیده و مرگبار در نقاط مختلف شهر میکند. جیمی که تنها کسی است که میتواند ذهن این تروریست را بخواند، وارد یک بازی مرگبار گربه و موش میشود تا قبل از وقوع فاجعهای بزرگ، جلوی او را بگیرد.
خلاصه داستان: دنی، مرد جوان نابینایی که از بدو تولد بینایی خود را از دست داده، زندگی منظمی را در کنار برادرش لری میگذراند. او که به عنوان ماساژدرمانگر در یک مرکز درمانی کار میکند، با وجود نابینایی، فردی مستقل و باهوش است. زندگی دنی زمانی دستخوش تغییر میشود که دکتر پالمر، پزشک معالجش، به او پیشنهاد میدهد که تحت یک عمل جراحی تجربی قرار بگیرد؛ عملی که میتواند بینایی او را بازگرداند. دنی که همیشه در رویای دیدن دنیای اطرافش بوده، این پیشنهاد را میپذیرد، اما به شرطی که تا زمان مشخص شدن نتیجه عمل، موضوع را از همه، از جمله لری، پنهان نگه دارد. در همین حین، دنی با آنجی، یک دختر جذاب هندی-آمریکایی آشنا میشود. آنجی که به تازگی از نامزدش جدا شده، مجذوب شخصیت صادق و طنز دنی میشود. این آشنایی به یک رابطه عاطفی عمیق منجر میشود، اما دنی با یک دوراهی اخلاقی بزرگ روبرو میشود: آیا باید حقیقت را درباره عمل جراحی و احتمال بینا شدنش به آنجی بگوید؟ او میترسد که اگر آنجی بداند ممکن است به زودی بتواند او را ببیند، احساساتش تغییر کند و رابطهشان بر پایه ظاهر فیزیکی شکل بگیرد. این رازداری به تدریج فشار روانی زیادی بر دنی وارد میکند و رابطه او با آنجی و لری را تحت تأثیر قرار میدهد. دنی باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش به خطر انداختن عشقی را که به آن نیاز دارد، برای حفظ یک راز دارد یا خیر. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جیمز کیت، با بازی کریس پاین، آنوپم کهیر و ادی کای Thomas است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۷، چارلز کاندومین، رماننویس مشهور، برای الهام گرفتن برای رمان جدیدش، یک جلسه احضار روح با حضور مدیوم عجیب و غریب، مادام آرکاتی، ترتیب میدهد. این جلسه که قرار بود صرفاً یک تحقیق برای شخصیتپردازی باشد، به طرز وحشتناکی موفق میشود و روح السا، همسر اول چارلز که هفت سال پیش درگذشته است، احضار میشود. السا که تنها توسط چارلز قابل مشاهده است، به سرعت شروع به خرابکاری در زندگی جدید او با همسر دومش، روث، میکند و با استفاده از قدرتهای فراطبیعی خود، سعی میکند چارلز را به دنیای مردگان بکشاند تا برای همیشه با او باشد. این فیلم کمدی سیاه که در سال ۲۰۲۰ توسط ادوارد هال کارگردانی شده، با بازی جود دنچ، دن استیونز، لزلی من و ایسا دیویس، داستانی طنز و پرپیچوخم از عشق، حسادت و آشوبهای فراطبیعی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و خشن محصول سال ۱۹۷۸ ایتالیا به کارگردانی لوکاویچ با بازیگری درخشان جیان ماریا ولونته، مارچلو ماسترویانی و سوفیا لورن. داستان در سیسیلِ دهه ۱۹۲۰ میگذرد و حول محور انتقام خونینی میچرخد که پس از قتل یک کارگر سوسیالیست توسط یک مافیا شکل میگیرد. وکیلی ایدهآلیست به نام لیوپاردی (با بازی ولونته) برای گرفتن انتقام خون دوستش، وارد مبارزهای بیامان با خانواده جنایتکار میشود و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. این فیلم با بهرهگیری از بازی قدرتمند بازیگرانش و فضاسازی غنی، تصویری تیره و خشن از عدالت شخصی و فساد را به تصویر میکشد.