خلاصه داستان: فیلم هیجانانگیز «برای من مهبازی کن» محصول سال ۱۹۷۱ به کارگردانی کلینت ایستوود است که او همچنین نقش اصلی فیلم را ایفا میکند. داستان حول محور دیو گارور (کلینت ایستوود)، دیجی رادیویی موفق و هنرمندی تنها در شهر کارمل-بای-د-سی کالیفرنیا میگردد. زندگی او زمانی دستخوش تغییرات وحشتناک میشود که با زنی به نام اِولین دریک (جسیکا والتر) آشنا میشود. این آشنایی که در ابتدا یک رابطه عاشقانه گذرا به نظر میرسد، به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود. اِولین که دچار اختلالات روانی است، به طرز وسواسگونهای عاشق دیو شده و شروع به تعقیب و آزار او میکند. این تعقیب و آزار به تدریج تشدید شده و زندگی شخصی و حرفهای دیو و همچنین رابطه او با معشوقه قدیمیاش، توبی (دونا میلز) را به خطر میاندازد. فیلم با بهرهگیری از فضاسازی موثر و اجرای درخشان والتر، یکی از اولین و بهترین نمونههای ژانر روانشناختی-هیجانانگیز به شمار میرود که در آن کارگردان تازهکار، ایستوود، مهارت خود را در ایجاد تعلیق و ترس به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: یک مأمور مرموز و کهنهکار نظامی که سالها در انزوا زندگی میکرد، ناگزیر برای نجات دخترش که سالها پیش او را ترک کرده بود، از پناهگاه خود خارج میشود. او که از مهارتهای جنگی بینظیری برخوردار است، باید از دخترش در برابر گروهی از قاتلان بیرحم که به دنبال انتقام هستند، محافظت کند. در این راه، او با گذشته تاریک خود روبرو میشود و رازهایی را فاش میکند که زندگی هر دو را برای همیشه تغییر خواهد داد. این فیلم اکشن-درام محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی نیکی کارو و با بازی خیرهکننده جنیفر لوپز در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳، یک دهه پس از حوادث نخستین فیلم، ریك اوکانل و همسرش اولینا زندگی آرامی را در لندن میگذرانند. اما آرامش آنها با ظهور نیروهای شریر گذشته به هم میریزد. ایمهوتپ، کاهن خیانتکار مصر باستان، دوباره از دنیای مردگان بازمیگردد و این بار با متحدی قدرتمندتر به نام پادشاه عقرب روبرو میشود. این دو شرور قصد دارند ارتشی از جنگجویان افسانهای را برای تسخیر جهان احیا کنند. ریك و اولینا که اکنون پدر و مادر پسری به نام الکس شدهاند، بار دیگر باید با نیروهای تاریکی بجنگند. این بار اما خطر به خانواده آنها نیز نزدیک شده است، زیرا الکس بر روی بازوی خود نشان پادشاه عقرب را دارد و سرنوشتش با سرنوشت جهان گره خورده است. در این ماجراجویی حماسی، آنها از لندن به مصر سفر میکنند و با موجودات افسانهای، نفرینهای باستانی و خیانتهای غیرمنتظره روبرو میشوند. فیلم «مومیایی بازمیگردد» به کارگردانی استفان سامرز و با بازی برندان فریزر، ریچل وایس و جان هانا، ترکیبی هیجانانگیز از اکشن، کمدی و فانتزی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی خانوادگی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی اندی فیکمن و با بازی جان سینا، کگان-مایکل کی، جان لجند، بریانا هلیدی و جودی گریر. داستان فیلم درباره گروهی از آتشنشانان نخبه به رهبری جیک کارسون (جان سینا) است که در یک مأموریت نجات، سه خواهر و برادر کوچک را از آتش نجات میدهند. وقتی مشخص میشود که والدین این کودکان در سفر هستند و تا چند روز بازنمیگردند، این آتشنشانان که به زندگی منظم و بدون دردسر عادت کردهاند، مجبور میشوند از این بچهها مراقبت کنند و در این مسیر با چالشهای خندهدار و ماجراهای بامزهای روبرو میشوند. این فیلم با ترکیب طنز و لحظات احساسی، به موضوع اهمیت خانواده و فداکاری میپردازد و برای تمام گروههای سنی جذاب است.
خلاصه داستان: The Phantom فیلمی اکشن-ماجراجویی محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی سایمون وینسر است که بر اساس کمیکاستریپ محبوب لی فالک ساخته شده. بیلی زین در نقش کیت واکر/شبح، قهرمانی که در جنگلهای بنگال بزرگ شده و پس از مرگ پدرش، میراث ماسک بنفش و قدرتهای افسانهای آن را به ارث میبرد. هنگامی که تاجری شرور به نام زانتیپ (تریت ویلیامز) به دنبال سه جمجمه مرموز میگردد که در کنار هم قدرتی ویرانگر خواهند داشت، شبح باید با کمک دیانا پالمر (کریستی سوانسون) - روزنامهنگاری که عشق دوران کودکیاش بوده - از رسیدن این جمجمهها به دست زانتیپ جلوگیری کند. این فیلم با صحنههای پرهیجان، جلوههای ویژه چشمگیر و فضایی نوستالژیک از دهه ۱۹۹۰، داستانی کلاسیک از نبرد خیر و شر را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی خانوادگی «هدایت والدین» محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی اندی فیکمن و با بازی بیلی کریستال، بث میدلر، ماریسا تومی و تام اورت است. آرت دیویدر (کریستال)، مجری سابق تیم بیسبال، و همسرش دایان (میدلر) که مربی موسیقی است، توسط دخترشان آلیس (تومی) برای نگهداری از سه نوهشان دعوت میشوند. آرت و دایان که به سبک سنتی تربیت شدهاند، با روشهای مدرن فرزندپروری آلیس و دامادشان فیل (اورت) مواجه میشوند و در طول یک هفته مراقبت از بچهها، با چالشهای طنزآمیزی روبرو میشوند که نسلهای مختلف را به هم نزدیک میکند و درسهای ارزشمندی درباره عشق و خانواده به همه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «ببر و برف» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی روبرتو بنینی، داستان عشق عمیق و فداکاری شاعر و استاد دانشگاهی به نام آتیلیو (با بازی بنینی) را روایت میکند که عاشقانه دوست دارد ویتوریا (با بازی ژان رنو). هنگامی که ویتوریا برای تهیه گزارش به عراق در زمان جنگ میرود، در بمبارانی شدید مجروح شده و به کما میرود. آتیلیو که نمیتواند این وضعیت را تحمل کند، با شهامت و عشق بیپایان خود، راهی سرزمین جنگزده عراق میشود تا معشوقهاش را نجات دهد. او در این مسیر پرخطر با چالشهای متعدد، خطرات جنگ و موانع غیرقابل تصور روبرو میشود، اما عشقش به ویتوریا او را به ادامه راه امیدوار نگه میدارد. در این میان، او با دختر ویتوریا آشنا شده و سعی میکند علاوه بر نجات معشوقهاش، به او نیز کمک کند. این فیلم با ترکیب طنز ظریف بنینی و درام عمیق، تصویری جذاب و انسانی از قدرت عشق و امید در میان ویرانیهای جنگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی ریش باترا و با بازی درخشان جیم برودبنت در نقش تونی وبستر، پیرمردی گوشهگیر و تنها است که زندگی آرام او با دریافت میراثی غیرمنتظره از مادر دوستدختر سابقش، ورونیکا فورد (با بازی شارلوت رمپلینگ)، دگرگون میشود. این میراث شامل یک دفتر خاطرات متعلق به دوست صمیمی تونی، آدریان فین (با بازی جو آلون)، است که سالها پیش به طرز مرموزی خودکشی کرد. تونی که اکنون با گذشتهای پر از پشیمانی و خاطراتی تحریفشده روبرو است، مجبور میشود برای درک حقیقت ماجرا و نقش خود در این تراژدی، به گذشته سفر کند و با ورونیکا (با بازی فرایا مایور در جوانی) و آدریان (با بازی جیمز نورکات) در دوران دانشجوییشان روبرو شود. این فیلم به شکلی ظریف و عمیق، مفاهیم حافظه، پشیمانی و تفاوت میان واقعیت و روایتی را که ما از زندگی خود میسازیم، بررسی میکند و مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر یک معمای احساسی میکند.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی اسکات فرانک و با بازی جوزف گوردون لویت، جف دانیلز، متیو گود و ایسلا فیشر است. داستان در مورد کریس، جوانی است که پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک در دوران دبیرستان، دچار ضربه مغزی شده و حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده است. او که زمانی یک ستاره درخشان هاکی بود، اکنون به عنوان سرایدار شبانه در یک بانک محلی کار می کند و با دوست نابینایش لوئیس زندگی می کند. زندگی کریس زمانی دگرگون می شود که با گری، یکی از دوستان قدیمی دوران مدرسه آشنا می شود که او را به جمع دوستانش معرفی می کند. اما این آشنایی جدید، کریس را درگیر یک طرح سرقت از بانک محل کارش می کند و او باید بین وفاداری به دوستان جدید و انجام کار درست، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام دانیل که در یک دفتر تبلیغات در پاریس کار میکند، تصمیم میگیرد ماشین رئیس خود را بدون اجازه بردارد و به سفر برود. او قصد دارد به ساحل برود، اما به زودی متوجه میشود که افراد زیادی او را به یاد میآورند و ادعا میکنند که او را شب قبل در همان مکانها دیدهاند. دانیل که دچار فراموشی و سردردهای شدید است، کمکم درگیر یک پرونده قتل و توطئهای پیچیده میشود. این فیلم تریلر روانشناختی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی ژوآنی سفرا و با بازی فرایا مایور، بنجامین بیولای و الیو مانتوتو است که بر اساس رمانی از سباستین ژاپریزو ساخته شده و بیننده را در یک معمای مرموز و پرپیچوخم غرق میکند.