خلاصه داستان: یک مادر داغدیده به نام «لیز» که نوزادش را سالها پیش در آتشسوزی بیمارستان از دست داده، با دیدن کودکی به نام «لوک» به شدت متقاعد میشود که او همان فرزند گمشدهاش است. این باور وسواسگونه او را به سمت رفتارهای خطرناک و غیرقابل پیشبینی سوق میدهد و زندگی خانواده لوک را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. با بازی تحسینبرانگیز نوئمی راپاس در نقش اصلی، این فیلم روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی کیم فارارو، مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد و بیننده را تا انتها در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: بروس وین پس از کشته شدن والدینش توسط یک خلافکار خیابانی، قسم میخورد که با جنایت در شهر گاتهام مبارزه کند. او با پوشیدن نقاب و لباس خفاشمانند، به عنوان بتمن، شوالیه تاریکی، به جنگ با خلافکاران میرود. در این میان، دیک گریسون، پسری جوان که خانوادهی آکروباتبازش توسط تبهکاران به قتل رسیدهاند، به بتمن میپیوندد و به عنوان رابین، پسر شگفتانگیز، در کنار او به مبارزه با جنایت میپردازد. این دو با همکاری یکدیگر، با خطرناکترین دشمنان خود، از جمله جوکر، ریدلر و پنگوئن، روبرو میشوند. اما سرنوشت، مسیر آنها را به سمتی هدایت میکند که یکی از دردناکترین وقایع زندگی بتمن را رقم میزند؛ ماجرایی که در آن، رابین در دستان جوکر جان خود را از دست میدهد و بتمن را با غم و اندوهی عمیق تنها میگذارد. این واقعه، نقطهی عطفی در زندگی بتمن است و او را به سمتی سوق میدهد که هرگز مانند گذشته نخواهد بود.
خلاصه داستان: یک جوان بیهدف و تنبل به نام فرانک، که به تازگی توسط دوست دخترش ترک شده، زندگی بیحاصل خود را میگذراند. زمانی که رئیس ثروتمندش، آقای شوایتزمن، از او میخواهد که برای یک شب از پسر کوچکش، رمی، مراقبت کند، فرانک با بیحوصلگی این کار را میپذیرد. اما آنچه به نظر یک کار ساده و پردرآمد میرسد، به سرعت به یک کابوس وحشتناک و خندهدار تبدیل میشود. رمی، که کودکی شیطان و غیرقابل کنترل است، تمام تلاش فرانک را برای نظارت بر او نقش بر آب میکند و او را درگیر ماجراهای دیوانهواری در سراسر شهر میکند. فرانک که در ابتدا تنها به فکر پول و گذراندن شب است، به تدریج درگیر مشکلات بزرگتری میشود که شامل یک باند خلافکار، پلیس، و یک سری اتفاقات غیرمنتظره میشود. این فیلم کمدی به کارگردانی نیکولا بنامو و فیلیپ لاشو در سال ۲۰۱۴، با بازیگرانی چون فیلیپ لاشو، ونسان دسگاتس، آلیس دیوید و ژیل کوهن، داستان یک شب فراموشنشدنی را روایت میکند که در آن یک آدم معمولی در موقعیتی فوقالعاده قرار میگیرد و مجبور میشود برای بقا و حفظ کودک، از تمام هوش و ذکاوت خود استفاده کند.
خلاصه داستان: یک نوجوان مشهور به نام جوردن جی که از زندگی پر زرق و برق خود خسته شده، برای یافتن هویت واقعی خود به شهر کوچکی نقل مکان میکند و با چالشهای جدیدی روبرو میشود. او در این مسیر با دختری به نام امیلی آشنا میشود که به او کمک میکند تا معنای واقعی زندگی و دوستی را درک کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جاشوا کالدول با بازی ربکا بلک، مت لوینتال و پتون لیست است که داستانی الهامبخش درباره خودشناسی و ارزشهای واقعی زندگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: شارلوت و کارولین، دو خواهر اشرافزاده در آلمان قرن هجدهم، زندگی مرفه اما محدودی را در کنار مادر سختگیرشان میگذرانند. ورود فریدریش شیلر، شاعر و نمایشنامهنویس جوان و جسور، به زندگی آنها، همه چیز را دگرگون میکند. شارلوت که شیفته افکار و عشق پرشور شیلر شده، با او ازدواج میکند. اما این پایان ماجرا نیست؛ کارولین نیز که در ابتدا برای حمایت از خواهرش به آنها میپیوندد، به تدریج مجذوب نبوغ و شخصیت شیلر میشود. این سه نفر، در جامعهای که عشق و آزادی را برنمیتابد، پیمانی مخفیانه میبندند و رابطهای سهنفره را آغاز میکنند که بر پایه عشق، احترام متقابل و اشتراک فکری استوار است. کارگردان دومینیک گراف در این درام تاریخی عمیق و باشکوه، با بازی خیرهکننده هانا هرشتسپرونگ، فلوریان استتر و هنریکه هولم، نه تنها به روایت یک عشق مثلثی ممنوعه میپردازد، بلکه تصویری زنده و دقیق از دوران روشنگری آلمان و تنشهای میان سنت و مدرنیته، عشق و تعهد، و آرزوهای فردی در برابر هنجارهای اجتماعی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سرزمین جادویی دیزنی، داستان محبوب "دیو و دلبر" با ماجراجویی جدیدی در "دیو و دلبر: کریسمس جادویی" ادامه مییابد. این انیمیشن که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، داستانی فرعی از ماجراهای اصلی بل و شاهزاده را روایت میکند که در آن، بل تصمیم میگیرد برای اولین بار پس از طلسم جادویی، جشن کریسمس را در قلعه برگزار کند. اما فیور، ارگ قلعه که از کریسمس متنفر است، تلاش میکند تا با نقشههای شیطانی خود جشن را خراب کند. با صداپیشگی بازیگرانی چون پائige اونیل در نقش بل و تیم کری در نقش دیو، این فیلم با موسیقیهای زیبا و صحنههای دلنشین، روحیه کریسمس را به تصویر میکشد و پیام امید، دوستی و بخشش را به مخاطبان خود منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک سالن زیبایی در آتلانتا، جایی که جینا نروز با استعداد و جسور تصمیم میگیرد کسبوکار خود را راهاندازی کند. او که پیشتر در سالن مشهور جورج با اعتمادبهنفس کار میکرد، حالا با شهامت تمام، مغازهای کوچک در محلهای جدید اجاره میکند تا رویاهایش را دنبال نماید. اما این مسیر پر از چالش است؛ او باید با رقابت سنگین، مشتریان جدید و مشکلات مالی دست و پنجه نرم کند. در این میان، دوستیهای جدید، رابطههای عاشقانه و حمایت جامعه محلی به او کمک میکند تا در برابر مشکلات ایستادگی کرده و ثابت کند که با استعداد و پشتکار میتوان به موفقیت رسید. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۵ با کارگردانی بیله وودرو و بازی کوین بیز، آلیشیا سیلورستون، آلفره وودارد، آندیه مکداول و دایانا روس، داستانی الهامبخش از زنی را روایت میکند که برای رسیدن به استقلال و موفقیت تلاش میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ماجراجویی «آستین پاورز: جاسوسی که مرا دوخت» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جی راش و با بازی مایک مایرز در نقش شخصیت محبوب خود، آستین پاورز، است. در این قسمت، دکتر شر، شخصیت منفی فیلم که توسط مایک مایرز نقشآفرینی شده، با سفر در زمان به سال ۱۹۶۹ برمیگردد و موی جنسی آستین پاورز را میدزدد و او را از قدرت اصلی خود یعنی جذابیت بینظیرش محروم میکند. آستین نیز برای بازپس گرفتن موی جنسی خود و نجات جهان، به گذشته سفر میکند و در این راه با فلیسیا تراویس، نقشآفرینی شده توسط هیتر گراهام، همراه میشود. فیلم با طنز خاص خود و تقلید از فیلمهای جاسوسی دهه ۶۰، لحظات خندهدار بسیاری را برای تماشاگران رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک فراطبیعی آنابیل به خانه میآید به کارگردانی گری دابِرمن و نویسندگی جیمز وان که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، سومین قسمت از مجموعه فیلمهای آنابیل و بخشی از دنیای سینمایی کارآگاهان است. داستان حول محور جودی وارن (مکنا گریس)، دختر اد و لورن وارن، میگردد که در غیاب والدینش، پرستارش دنیلا (مدیسون آیسمن) و دوستش مری الن (کیتی ساریف) را به خانه میآورد. وقتی دنیلا به طور تصادفی محفظه حاوی عروسک شیطانی آنابیل را باز میکند، شرّ آنابیل تمام اتاق مخفی اشیاء فراطبیعی وارنها را بیدار کرده و هر سه دختر را در یک شب ترسناک به دام میاندازد. این فیلم با ترکیب عناصر ترس روانی و فراطبیعی، داستانی پرتنش و مهیج را روایت میکند که در آن شخصیتها باید برای بقای خود با نیروهای شیطانی مبارزه کنند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۴۰ میلادی، گروهی از مهاجران و یهودیان در پاریس تحت اشغال نازیها، به رهبری شاعر ارمنی به نام میساک مانوشیان، گرد هم میآیند تا علیه ظلم و ستم نازیها مقاومت کنند. این گروه که به «ارتش جنایت» معروف شدند، با وجود تفاوتهای فرهنگی و مذهبی، متحد شده و عملیاتهای مخفیانهای را علیه نیروهای آلمانی و همدستان فرانسویشان ترتیب میدهند. رابرت گوئدگیگیان، کارگردان این درام تاریخی، با بازی بازیگرانی چون سیمون آبکاریان، ویرجین لدویان و لولا دوئهنیاس، داستان این مبارزان ناشناخته را روایت میکند که با شجاعت و از خودگذشتگی، برای آزادی وطنشان میجنگند و در این راه، با خطرات و خیانتهای بسیاری روبرو میشوند.