خلاصه داستان: در فیلم اکشن و هیجانانگیز «سختکش» (Hard to Kill) که در سال ۱۹۹۰ به کارگردانی بروس مالموت و بازیگری اصلی استیون سیگال ساخته شد، میبینیم که یک مأمور امنیتی به نام میسون استورم که شاهد قتل یک سناتور بوده، مورد حمله قرار میگیرد و به کما میرود. او پس از هفت سال به هوش میآید و با کمک پرستارش، ویلما، تمرینات سختی را برای بازگشت به قدرت و انتقام از مهاجمانش آغاز میکند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی» (Accident Man) در سال 2018 به کارگردانی جسی وی جانسون و با بازی اسکات ادکینز در نقش اصلی ساخته شده است. این فیلم داستان «مایکل نای»، یک قاتل حرفهای را روایت میکند که در لندن زندگی میکند و با تظاهر به تصادفات، قتلهای هدفمند و بدون ردپا را انجام میدهد. وقتی نامزدش به طرز مرموزی کشته میشود، او مجبور میشود با همکاران سابقش که گروهی از قاتلان ویژه هستند، همکاری کند تا قاتل واقعی را پیدا کند و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: طبق گفتههای گرتا، یک فیلم درام زیستمحیطی محصول ۲۰۲۴ به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی نوآ بامباک است. این فیلم داستان یک مادر به نام ماریون (با بازی میرا سوروینو) را روایت میکند که برای نجات دخترش از یک بیماری ناشناخته، به جنگلهای بارانی آمازون سفر میکند و در آنجا با یک دانشمند (با بازی خواکین فینیکس) همراه میشود تا حقیقت پشت یک شرکت بزرگ دارویی را فاش کند.
خلاصه داستان: فیلم خانواده اَدَمز (Addams Family Values) در سال 1993 به کارگردانی بری ساننفلد و بازیگری کریستین ریک، رائول خولیا، آنجلیکا هیوستون، کریستوفر لوید، جوئل وایل، کارا سیمور و دیوید کازمنزکی ساخته شده است. داستان این قسمت با تولد نوزاد جدید خانواده، پاگزلی، آغاز میشود و ماجراهایی که اعضای خانواده با ورود او به زندگیشان تجربه میکنند را روایت میکند. در ادامه، فیلم با پیوستن فسترها به خانواده و تلاش آنها برای تصاحب ثروت خانواده ادمز، وارد ماجراهای پیچیدهتری میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آلوها، اسکوبی-دو!» (Aloha, Scooby-Doo!) محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی تیم ملتزر و با صداپیشگی فرانک ولکر، کیسی کاسم، میندی کان و جیف بنت داستان گروه تحقیقاتی مرموز را روایت میکند که برای تعطیلات به هاوایی سفر میکنند. در آنجا با موجسواری به نام برایان مککنلی آشنا میشوند که ادعا میکند یک شبح ترسناک به نام ماناهونا او را تعقیب میکند. اسکوبی و گروه با کمک دوستان جدیدشان، تحقیقات خود را درباره این موجود افسانهای آغاز میکنند و در نهایت معمای پشت این اتفاقات را حل میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «الکس استرنجلاو» به کارگردانی کریگ جانسون و بازی الکس ولف، مایکل سیهالی و جوناتان کیم در سال 2018 منتشر شد. داستان درباره پسری نوجوان به نام الکس است که قصد دارد با دوستدخترش رابطه جنسی برقرار کند، اما با مشکلاتی در شناخت هویت جنسی خود مواجه میشود و در نهایت همجنسگرایی خود را میپذیرد.
خلاصه داستان: ### بخش اول: خلاصه داستان
در فیلم سینمایی «همه این پیروزی» به کارگردانی احمد الکش و با بازی بازیگرانی چون نایف الافندی و ناتاشا الکش، داستان در سال 2019 در یکی از روستاهای جنوب لبنان در زمان جنگ 33 روزه روایت میشود. پس از پایان جنگ، یک خانواده در روستای محاصرهشده باقی میمانند و با چالشهای روحی و روانی ناشی از ترس، انزوا و بیاعتمادی به یکدیگر دست و پنجه نرم میکنند؛ در حالی که دشمن همچنان در اطراف آنها حضور دارد و فشار روانی بر آنها افزایش مییابد.
خلاصه داستان: فیلم «Almost Adults» به کارگردانی آلین برومن در سال 2016 منتشر شد و با بازی بازیگرانی چون سارا فیشر، مککنزی اسمال و ناتالی براون در نقشهای اصلی، داستان دو دوست صمیمی به نامهای میسی و ایوی را روایت میکند که در آستانه ورود به دانشگاه، با چالشهای جدیدی در روابط و هویت شخصی خود روبرو میشوند. میسی با کشف گرایش جنسیاش به عنوان همجنسگرا و ایوی با تلاش برای یافتن استقلال و تعریف خود در دنیای جدید، مسیری را طی میکنند که پختگی و بلوغ را برای آنها به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فیلم آگنیپات (Agneepath) در سال 2012 به کارگردانی کاران جوهار و با بازی هریتیک روشان، سانجی دات و رانی موکرجی ساخته شد. داستان فیلم درباره ویجای دیاناند چوهان است که پس از تماشای قتل پدرش توسط یک گانگستر بیرحم به نام کانچا، با نام مستعار "گاندی" به جزیره ماندفا بازمیگردد تا انتقام بگیرد. او با کمک یک قاتل حرفهای به نام RAIZAA به نام خانوادگی خود تکیه میزند تا با قدرت و زورگویی کانچا مقابله کند و عدالت را برای پدرش و مردم ماندفا به اجرا بگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «قاتلان با روحیه سرکش» در سال 2013 به کارگردانی دیوید لاوی درام جنایی و عاشقانهای است که داستان زوجی جوان به نامهای بابی (کیسی افلک) و روث (رواندا مور) را روایت میکند که در تگزاس دست به سرقت میزنند. پس از دستگیری آنها، روث به جرم خود اعتراف میکند تا بابی را نجات دهد و به زندان میافتد. در غیاب بابی، روث صاحب دختری به نام لیدیا میشود و با کلانتر پرسی (بن فاستر) که در جریان دستگیری زخمی شده بود، رابطهای دوستانه پیدا میکند. سالها بعد، بابی از زندان آزاد میشود و با اینکه روث و لیدیا زندگی جدیدی ساختهاند، او همچنان به گذشته و عشقش پایبند است و تلاش میکند تا دوباره به آنها بپیوندد.