خلاصه داستان: یک روزنامهنگار جوان آمریکایی به نام فینلی برای ادامه تحصیل در رشته ویولن به ایرلند سفر میکند. او در این سفر با بازیگر مشهور هالیوود، بکات جونز، آشنا میشود و این آشنایی زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم عاشقانه در سال ۲۰۲۱ توسط برایان بوهلز کارگردانی شده و بازیگرانی چون کاترینا بین، جید اسمیت و سباستین کرو در آن ایفای نقش کردهاند. داستان حول محور عشق، خودشناسی و کشف هویت واقعی در پس نقاب شهرت میچرخد و مخاطب را به سفری احساسی در دل مناظر زیبای ایرلند میبرد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «زندگی من در ویرانهها» (۲۰۰۹) به کارگردانی دونالد پتری، با بازی نیا وردالوس در نقش جورجیا، راهنمای تور یونانی-آمریکایی است که در آتن زندگی میکند. او که از شغل خود ناراضی است و احساس میکند زندگی شخصی و حرفهایاش به بنبست رسیده، با گروهی توریست غیرقابل پیشبینی روبرو میشود که شامل مردی خوشگذران (ریچارد درایفس) و رانندهای خوشتیپ به نام پوپی (آلکسیس جورجولی) است. در طول سفر به سایتهای تاریخی یونان، جورجیا به تدریج عشق به زندگی، فرهنگ و تاریخ خود را بازمییابد و درمییابد که شادی در مسیرهای غیرمنتظره قرار دارد. این فیلم که در ابتدا «شوخیکنندهی من» نام داشت، با حضور بازیگرانی چون ریچل درایچ و هارلاند ویلیامز همراه است.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان تنها به نام کیسی که در اتاق زیرشیروانی خانه پدریاش در منطقه روستایی زندگی میکند، تصمیم میگیرد در یک چالش اینترنتی ترسناک به نام «جهانهای فِیر» شرکت کند. این چالش شامل انجام مراسمی عجیب و تماشای ویدیوهای ترسناک است که ادعا میشود باعث تغییرات روانی و فیزیکی در شرکتکنندگان میشود. کیسی که به دنبال فرار از تنهایی و یافتن هویت جدیدی است، شروع به آپلود ویدیوهایی از تجربیات خود میکند و در این مسیر با مرد مرموزی به نام جیبی آشنا میشود که ادعا میکند او نیز تحت تأثیر این چالش قرار گرفته است. اما به تدریج مرز بین واقعیت و خیال، حقیقت و دروغ، و سلامت روان و جنون در زندگی کیسی محو میشود و او را در گردابی از ابهام و ترس فرو میبرد. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ توسط جین شونبرت ساخته شده، با بازی آنا کاب در نقش اصلی، به بررسی تأثیرات فضای مجازی بر روان نوجوانان و احساس انزوا در دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: در دنیایی پساآخرالزمانی که یخهای قطبی ذوب شده و تمام خشکیهای زمین را آب فراگرفته است، دریانوردی جهشیافته به نام مارینر (کوین کاستنر) با کمک یک کودک و زنی به نام هلن (جنی تریپلهورن) به دنبال خشکی افسانهای میگردد. آنها در این سفر خطرناک باید با دزدان دریایی وحشی به رهبری دیاکون (دنیس هاپر) بجنگند و اسرار گذشته مارینر را فاش کنند. این فیلم حماسی علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی کوین رینولدز و با بازی کوین کاستنر، جنی تریپلهورن و دنیس هاپر، داستانی هیجانانگیز از امید، بقا و جستجوی بهشت گمشده را روایت میکند.
خلاصه داستان: «دختر سفید» (White Girl) فیلمی درام به کارگردانی الیزابت وود محصول سال ۲۰۱۶ است که داستان زندگی لیا، دانشجویی جوان (با بازی مورگان سیلور) را روایت میکند که به همراه دوستش کیتی (رایا کیتالی) به محله کویینز نیویورک نقل مکان میکنند. در این محله، لیا عاشق بلو (برایان «اسلای» مارک)، فروشنده مواد مخدر محلی، میشود و به سرعت درگیر دنیای خطرناک مواد مخدر میگردد. وقتی بلو توسط پلیس دستگیر میشود، لیا تصمیم میگیرد برای نجات او وارد عمل شود و با فروش کوکائین باقیمانده، پول وکیل او را تأمین کند. این فیلم به بررسی موضوعاتی چون امتیاز نژادی، فقر، سوءمصرف مواد و پیامدهای تصمیمات شتابزده میپردازد و با بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، تصویری خشن و بیپرده از زندگی شهری ارائه میدهد.
خلاصه داستان: محمد رسولاف در سال ۱۳۹۶ در فیلم «غلام» به کارگردانی خودش، در نقش شخصیتی به همین نام ظاهر شد. غلام مردی آرام و گوشهگیر است که در یک پارکینگ شبانهروزی در لندن کار میکند و زندگیاش به کار و مراقبت از همسر بیمارش محدود شده است. گذشتهای تاریک و رازآلود او را تحت تعقیب قرار داده و زمانی که یک همکار قدیمی از راه میرسد، غلام ناگزیر به مواجهه با خاطراتی میشود که سالها تلاش کرده بود فراموششان کند. این فیلم که با بازی رسولاف و همکاری بازیگرانی چون میثم رسولاف و آرمین عطاران ساخته شده، یک درام روانشناختی درباره گریز از گذشته و عواقب انتخابهای اشتباه است.
خلاصه داستان: یک زن پیانیست به نام آن، پس از کشف خیانت شریک زندگیاش، زندگی خود را به طور کامل تغییر میدهد. او خانه، کار و تمام گذشته خود را رها کرده و به مکانی دورافتاده نقل مکان میکند. در این مکان جدید، آن با مردی مرموز آشنا میشود که رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده است. این آشنایی، او را درگیر ماجراهایی میکند که هرگز تصورش را نمیکرد. فیلم «ویلا آمالیا» به کارگردانی بنوآ ژاکو و با بازی ایزابل هوپر، ژان-هوگ انگلاد و زاویه بووف، داستانی درباره تولد دوباره، رهایی از گذشته و مواجهه با رازهای پنهان است.
خلاصه داستان: یک فیزیکدان برجسته به نام «لیو» که در زمینه کنترل جاذبه تحقیقات پیشگامانه انجام میدهد، ناگهان با پدیدهای مرموز و فاجعهبار مواجه میشود: تمام قوانین فیزیک در جهان معکوس شده و جاذبه به نیرویی مخرب تبدیل شده که زمین را به سوی نابودی میکشد. در این آشفتگی جهانی، او متوجه میشود که یک سازمان مخفی و قدرتمند به نام «شورای سایه» قصد دارد از این بحران برای تسلط بر جهان استفاده کند. لیو به همراه «مایا»، یک مأمور سابق که اسرار این سازمان را میداند، و «دکتر چن»، دانشمند همکارش، وارد مأموریتی خطرناک میشوند تا منبع این «وارونگی» را پیدا کرده و جهان را نجات دهند. آنها باید از لابراتوارهای مخفی زیرزمینی تا آسمانخراشهای شناور در آسمان سفر کنند و با نیروهای شورای سایه بجنگند، در حالی که زمان به سرعت در حال اتمام است و هر لحظه ممکن است زمین توسط نیروهای معکوس شده متلاشی شود.
خلاصه داستان: خانواده گراهام سالهاست که با رازهای تاریک و شوم خود در مزرعهی دورافتادهشان زندگی میکنند. جوزایا، پسر بزرگ خانواده که در آستانهی فروپاشی روانی قرار دارد، پس از سالها به خانه بازمیگردد و با پدر بیمار و مرموز، برادر کوچکترش تامی و خواهرش مری روبهرو میشود. هر یک از اعضای خانواده با گذشتهی آشفته و رازهای مدفون خود دست و پنجه نرم میکنند و بازگشت جوزایا همچون جرقهای، آتش خاطرات تلخ و ترسناک را شعلهور میسازد. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ توسط وینسنت گریسفال ساخته شد، با بازی بازیگرانی چون نیک استال، رابرت پاتریک و کیلسی گرامر، داستانی چندلایه و روانشناختی را روایت میکند که مرزهای واقعیت و کابوس را در هم میآمیزد و مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک آتشنشان بازنشسته به نام «مایک روک» (تامی لی جونز) که در اداره مدیریت بحران شهر لسآنجلس کار میکند، ناگهان با یک فاجعه غیرمنتظره روبرو میشود: یک آتشفشان عظیم در دل شهر شروع به فوران میکند. همزمان، زمینلرزههای مهیب، شکافهای عمیقی در خیابانها ایجاد کرده و گدازههای داغ به سوی مناطق مسکونی سرازیر میشوند. مایک باید به سرعت با تیمی از متخصصان، از جمله یک زمینشناس به نام «امی بارنز» (آن هچ) و یک آتشنشان جوان و شجاع به نام «کلی» (گبی هافمن) همکاری کند تا جان هزاران نفر را نجات دهند. در میان این هرج و مرج، «مایک» همچنین باید نگران دختر نوجوانش «کلی» باشد که در منطقه خطر گیر افتاده است. این فیلم فاجعهی سال ۱۹۹۷ به کارگردانی «میک جکسون» و با بازی «تامی لی جونز»، «آن هچ» و «دان چیدل»، داستانی پرتعلیق و پر از صحنههای اکشن نفسگیر را روایت میکند که در آن قهرمانی، فداکاری و غلبه بر یک بحران طبیعی عظیم به تصویر کشیده میشود.