خلاصه داستان: مرد جوانی به نام «فریندلس» پس از ناکامی در زندگی شهری، راهی غرب وحشی میشود و در یک مزرعه مشغول به کار میگردد. او در آنجا دوستی عمیق و عجیبی با یک گاو به نام «چشم قهوهای» آغاز میکند و در نهایت تلاش میکند تا گلهای از گاوها را از خطرات نجات داده و به مقصد برساند.
خلاصه داستان: جو ویلسون در راه ملاقات با نامزدش به اشتباه متهم به آدمربایی شده و در آتشسوزی زندان گرفتار میشود. در حالی که همه گمان میکنند او مرده است، جو جان سالم به در میبرد و با هویتی پنهان، نقشهای هولناک برای انتقام از مردم خشمگین شهر طراحی میکند.
خلاصه داستان: داستان دو دوست صمیمی دوران کودکی، لئو و اولریش، که با ورود زنی فریبنده به نام فلیسیتا به زندگیشان، دوستیشان به چالش کشیده میشود. لئو پس از کشتن شوهر فلیسیتا در یک دوئل به تبعید میرود، اما پس از بازگشت متوجه میشود که عشق زندگیاش با صمیمیترین دوستش ازدواج کرده و این آغازگر یک مثلث عشقی مرگبار است.
خلاصه داستان: گابی، ستارهای جذاب که پس از اخراج از مدرسه به دلیل خودکشی معلمش وارد مسیر شهرت میشود، درگیر روابطی تاریک و پر از درد با مردان مختلف میگردد. این روابط ویرانگر و پر از رنج، سرانجام او را به سمت سرنوشتی تراژیک و خودکشی سوق میدهد.
خلاصه داستان: رنفیلد، وکیل انگلیسی، به قلعهی کنت دراکولا در ترانسیلوانی سفر میکند، اما تحت تأثیر نیروی تاریک و هیپنوتیزم این خونآشام ۵۰۰ ساله قرار میگیرد. با سفر دراکولا به انگلستان و آغاز شکار قربانیان جدید، مبارزهای مرگبار میان او و دکتر ون هلسینگ برای نابودی این هیولای باستانی آغاز میشود.
خلاصه داستان: دکتر مابوز، جنایتکار نابغه و استاد تغییر چهره، با استفاده از قدرت هیپنوتیزم و کنترل ذهن تلاش میکند تا بازار بورس و بازیهای قمار را به نفع خود هدایت کرده و ثروتی کلان به جیب بزند. در این میان، یک دادستان سرسخت سایه به سایه در تعقیب اوست، اما مابوز با هوش شیطانی خود همواره یک قدم جلوتر است.
خلاصه داستان: وید هتن، کارآگاه تگزاسی، پس از مشاهده بیقانونیهای وحشتناک در داج سیتی، کلانتر این شهر آشوبزده میشود. او برای برقراری عدالت باید با جف سارت و باند تبهکارش مبارزه کند، در حالی که در این مسیر با توطئههای ترور و یک عشق غیرمنتظره روبرو میشود.
خلاصه داستان: «زیگفرید»، قهرمان افسانهای، پس از کشتن اژدها و به دست آوردن گنجینهای جادویی، برای ازدواج با شاهزاده زیبا «کریمهیلد» راهی دربار پادشاه گونتر میشود. اما او در تاروپودی از خیانت، فریبکاری و دسیسههای دربار گرفتار میشود که سرنوشتی تراژیک و مرگبار را برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: پس از قتل بیرحمانه زیگفرید، همسر عزادارش کریمهیلد برای گرفتن انتقام با پادشاه قدرتمند هونها ازدواج میکند. او با طراحی نقشهای شوم، برادرانش و قاتل همسرش، هاگن، را به دربار دعوت میکند تا حمام خونی بیسابقه و انتقامی ویرانگر را رقم بزند.
خلاصه داستان: در شهر بیقانون و خشن بوتلنک، پس از کشته شدن کلانتر توسط صاحبکافهای فاسد، معاون جدید کلانتر، تام دستری جونیور، بدون استفاده از اسلحه و تنها با تکیه بر هوش و قانونمداری به مبارزه با تبهکاران برمیخیزد؛ اما برای برقراری عدالت نهایی، او ناگزیر به دوئل نهایی میشود.