خلاصه داستان: داستان این سریال تاریخی که در دوران چوسان روایت می شود درباره ی یکی از اشراف زادگان است که مورد غضب و خشم پادشاه قرار می گیرد و به دستور او باید کشته شوند ، طی اتفاقاتی که رخ می دهد فرزند این اشراف زاده به بیرون از کاخ می رود و توسط خانواده ای به فرزند خواندگی پذیرفته می شود و البته در این بین او باید در این خانواده جدید به شیوه ای رفتار کند تا بتواند رضایت آنها را نسبت به خودش جلب کند. در ادامه سریال خواهیم دید که او باید با سختی ها و دشواری هایی که در مسیر زندگی اش قرار می گیرد کاملا کنار بیاید تا بلکه بتواند راه خود را از میان این همه مشکل به سمت هدفی که در ذهن خود دارد پیدا کند و به سمت آن حرکت کند.
خلاصه داستان: هان دونگ سو یک وکیل سخت کوش است که به طور تصادفی افراد زندانی را برای ملاقات انتخاب و پرونده آنها را قبول می کند. او بعد از پذیرفتن پرونده یک بازیکن سابق بیسبال که شخص رتبه دوم یک سازمان جنایی نیز هست، تغییر می کند…
خلاصه داستان: سریال قتلی در پایان جهان؛ سریالی در سبک مهیج روانشناختی درام ساخته بریت مارلینگ و زال باتمانقلیچ و نقش آفرینی اما کورین و کلایو اوون است. هکری به نام داربی هارت به همراه هشت مهمان دیگر توسط میلیاردری برای حضور در یک استراحتگاه دعوت میشوند. استراحتگاهی که در مکانی دورافتاده قرار دارد. زمانی که یکی از مهمانان مرده پیدا میشود، داربی باید از مهارتهای خودش استفاده کند تا ثابت کند این یک قتل است، آن هم قبل از اینکه قاتل بتواند افراد بیشتری را بکشد…
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره زنی به نام "دونگ بک" میباشد که صاحب یک بار به نام کاملیا است. او در همسایگی یک پلیس به نام "هوانگ یونگ شیک" زندگی میکند. "یونگ شیک" به دونگ بک علاقه دارد اما سرنوشت "دونگ بک" به زندگی سه مرد خوب، بد و بی کلاس گره خورده است که …
خلاصه داستان: داستان مینی سریال دهمین پادشاه دیوانه درمورد "ورجینیا" دختر جوانی است که با پدرش در کنار پارکی سرسبز زندگی می کند. مادرش آنها را در زمانی که ۷ ساله بوده ترک کرده است. او در یک شب به طور اتفاقی از دیوار زمان عبور می کند و به دوران فرمانروایی شاهزاده وندل می رود.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره دو دوست صمیمی است که یک عمر با همدیگر دوست هستند. در ادامهی داستان، پس از سالها یکی از این دو دوست بدون اینکه ردی از خود باقی بگذارد، ناپدید میشود؛ دوست دیگر یعنی «النا»، که حالا زنی سالخورده است و در خانهای پر از کتاب زندگی میکند پشت کامپیوتر خود میرود و تصمیم میگیرد که داستان این دوستی را در یک کتاب بنویسد. او به دیدار «رافائلا» میرود؛ دوستی که در اولین سال مدرسه در سال ۱۹۵۰ او را «لی لا» مینامیده. آنها در یک محل زیبا و بینظیر در ناپل با هم مینشینند تا داستان ۶۰ سال زندگیشان را به خاطر بیاورند تا شاید راز «لی لا» را کشف کنند. اما دوست نابغهی النا که زمانی بهترین دوستش بوده ممکن است حالا به بدترین و خطرناکترین دشمنش تبدیل شده باشد.
خلاصه داستان: داستان سریال در سال ۱۸۶۰ اتفاق می افتد و درباره ی شخصی به نام کالن بوهانان هست ، که یک سرباز سابق بوده و به دنبال کسانی که باعث مرگ یکی از نزدیکانش شده اند ، می باشد. او به نبراسکای غربی یعنی جایی که “هِل آن ویلز” نامیده می شود ، می رود. شهری که به بی عدالتی و بی قانونی مشهور است. این شهر در حال ساختن راه آهن به سمت اقیانوس آرام است و وقتی قبیله ای برای نابودی خط آهن اقدام می کند ، همه چیز پیچیده تر می شود و…
خلاصه داستان: داستان سریال درباره شخصی است که فرصتی دارد با یک هویت دروغین زندگی عالی را تجربه کند و از زندگی لذت ببرد. باید دید آیا او میتواند از این شانس و فرصتی که نصیبش شده است استفاده کند یا این که نمیتواند از آن بهره ببرد و این فرصت از دوست او خواهد رفت. تنها چیزی که در پایان برای او میماند حسرت بیاندازه است که چرا فرصتش را از دست داده!
فرصتهایی هستند که ممکن است بدون اینکه تلاشی برایشان کرده باشیم آنها در اختیار ما قرار بگیرند. سریال درباره شخصی است که فرصتی دارد با یک هویت دروغین زندگی عالی را تجربه کند و از زندگی لذت ببرد.
باید دید آیا او میتواند از این شانس و فرصتی که نصیبش شده است استفاده کند یا این که نمیتواند از آن بهره ببرد و این فرصت از دوست او خواهد رفت. تنها چیزی که در پایان برای او میماند حسرت بیاندازه است که چرا فرصتش را از دست داده!
خلاصه داستان: سریال در مورد یک خانواده خوب و آرام است که در حومه شهر زندگی می کنند
سه خواهر و یک برادر به همراه پدر و مادرشان در زیر یک سقف زندگی می کنند که ناگهان روزی پسری جوان وارد این خانواده شده و ادعا می کند که فرزند این خانواده است …