خلاصه داستان: کوچ کریتر یک فیلم درام ورزشی است که بر اساس داستان واقعی کین کارتر، مربی بسکتبال، ساخته شده است. کین کارتر پس از بازگشت به محلهی قدیمیاش، تصمیم میگیرد به عنوان مربی تیم بسکتبال دبیرستان ریچموند فعالیت کند. او با قراردادی سختگیرانه و الزاماتی مانند حضور در کلاسها و نمرههای خوب، تلاش میکند نوجوانان را به سمت موفقیت در زندگی هدایت کند. با وجود مخالفتهایی که با آن مواجه میشود، کریتر به دانشآموزان آموزش میدهد که ورزش تنها یک بخش از زندگی است و تحصیل و اخلاق مهمترین عوامل موفقیت هستند.
خلاصه داستان: در سال 1980، سه دونفر جوان در نیویورک به طور تصادفی متوجه میشوند که یکدیگر را نمیشناسند و در واقع سهتا دوقلو یکسان هستند که در بدو تولد از هم جدا شدهاند. این کشف باعث میشود تا آنها با یکدیگر آشنا شوند و زندگی مشترکی را آغاز کنند. اما هر چه زمان میگذرد، رازهایی در مورد جدا شدن آنها و شرایطی که آنها را به این وضعیت رسانده است، آشکار میشود و داستان به یک راز پر از هیجان و هیجانانگیز تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در یک دنیای آیندهای، یک جامعه پوستری و سکوتگونه زندگی میکند که در آن حتی کوچکترین صدا میتواند مرگ محقق کند. در این فضای خطرناک، خانوادهای تلاش میکند تا با استفاده از زبان اشاره و روشهای ارتباطی بیصدا، زنده بمانند و از موجودات مرموزی که با هر صدای کوچکی به سراغشان میآیند، در امان بمانند. در این بین، مادر باردار باید با تمام وجود از خود و نوزاد آیندهاش محافظت کند تا صدای نخستین نوزاد، آخرین صدای آنها نباشد.
خلاصه داستان: در سال 1995، یک برادر و خواهر جوان در یک روستای کوچک در آمریکا با مشکلات زندگی روزمره و تنشهای خانوادگی مواجه هستند. پس از مرگ پدرشان، برادر بزرگتر مسئولیت مراقبت از خواهر کوچکتر را بر عهده میگیرد. در حالی که هر دو تلاش میکنند تا از مشکلات مالی و اجتماعی عبور کنند، روابط آنها به چالش کشیده میشود و آزمونهایی را تجربه میکنند که باعث میشود ارتباط آنها به یکدیگر تغییر کند.
خلاصه داستان: در دوران امپراتوری روم، سیمون، یک راهب مسیحی، به مدت شش سال، شش ماه و شش روز بر روی ستونی در بیابان مینشیند تا از گناه دور باشد و به خدا نزدیکتر شود. مردم او را به عنوان یک قهرمان مذهبی میبینند و برای دریافت برکت و درمان نزد او میآیند. اما شیطان در قالب یک دختر جذاب ظاهر میشود و سیمون را وسوسه میکند تا از روی ستون پایین بیاید و زندگی دنیوی را تجربه کند.
خلاصه داستان: یک مرد با بیماری فراموشی بیست دقیقهای در تلاش برای انتقام از قاتل عشقش است. داستان فیلم درباره یک مرد جوان و موفق به نام سنجای شیروتا (عامر خان) میگوید که پس از شاهد قتل عشقش آینی (آسین)، دچار بیماری فراموشی بیست دقیقهای میشود. او برای یادآوری وقایع و ادامه انتقامجویی از قاتل، تصاویر و نوشتههایی را بر روی بدنش خالکوبی میکند و با دوربین و دفترچههایی همیشه همراه خود، سعی میکند جزئیات را به خاطر بسپارد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از افراد در رودخانه سیاه به دنبال یک اسرار باستانی هستند. آنها با مواجه شدن با خطرات ناشناخته و تهدیدهای طبیعی، باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش جان خود را برای کشف این راز دارند. در طول سفر، روابط بین آنها تست میشود و هر کس باید با ترس و شک خود مقابله کند تا بتواند به هدف نهایی برسد.
خلاصه داستان: در سال 1894، یک جوان دانمارکی به نام لوئیز دنکرک (إلیور تام) به آیسلند میرود تا به عنوان یک خادم کلیسا در یک حوالی دوردست مشغول به کار شود. او باید سفر طاقتفرسایی را برای رسیدن به مقصدش طی کند و در این مسیر با چالشهای فراوانی روبرو میشود. این سفر او را به سمت روحانیگری و درک عمیقتری از طبیعت و زندگی هدایت میکند.
خلاصه داستان: در داخل یک اردوگاه مرگ نازی، یک زندانی یهودی به نام سائول آوسترلیتز به عنوان عضو یک گروه وظیفه خاص انتخاب میشود که وظیفه شان پاکسازی پس از اعدام زندانیان است. سائول با شنیدن فریاد یک پسر جوان که به زندگی ادامه میدهد، تصمیم میگیرد او را به عنوان پسر خود قبول کند و به دنبال یافتن یک کشیش یهودی برای تدفین او در مراسم دینی باشد، در حالی که همزمان با مبارزات گروه مقاومت در اردوگاه سر و کار دارد.
خلاصه داستان: سه مرد جوان با معلولیت جسمی تصمیم میگیرند با کمک یک مأمور بیمه، برای انجام آخرین آرزوشان به یک کلبهای در تگزاس سفر کنند. آنها میخواهند تجربه اولین رابطه جنسی خود را داشته باشند. در طول سفر، آنها با چالشهای مختلفی مواجه میشوند و روابط دوستی و اعتماد بین آنها تقویت میشود.